English Version
This Site Is Available In English

تأملی بر آداب معاشرت و شناخت خویشتن

تأملی بر آداب معاشرت و شناخت خویشتن

چهاردهمین جلسه از دور پنجاه و سوم کارگاه‌های صبحگاهی عمومی کنکره ۶۰ ، نمایندگی پارک لاله به استادی راهنمای محترم مسافر حامد و نگهبانی مسافر بهزاد و دبیری مسافر رضا روز پنجشنبه مورخ : ۲۱ خرداد ۴۰۵ با دستور جلسه 《 آداب معاشرت ادب و بی‌ادبی تعادل و بی‌تعادلی راس ساعت ۶:۰۰ صبح آغاز به ک

 

خلاصه سخنان استاد :

 

سلام دوستان، حامد هستم، یک مسافر. خدا را شکر می‌کنم که در اینجا جمع شده‌ایم و من در کنگره ۶۰ درمان شدم و تحت آموزش‌های آقای مهندس هستم و شما نیز همین‌طور.

 

بحث را این‌گونه آغاز می‌کنم که ما نمی‌توانیم از ضمیر «ما» استفاده کنیم. در مورد پارک لاله و ویژگی‌ای که دارد، به‌ویژه جلسات پنج‌شنبه، آخرین باری که دستور جلسهٔ هفته مطرح شد، از مشارکت‌هایی که شنیده و سی‌دی‌هایی که گوش داده است صحبت کند و افکاری که داشته را بیان کند. شاید به گونه‌ای دیگر بتوان به موضوع نگاه کرد. در سی‌دی «جبر و اختیار» یا «بدن»، همچنان آقای مهندس از شناخت انسان صحبت می‌کنند و می‌فرمایند که مجهولات بزرگی را درمان می‌کنند. به خاطر اینکه به درمان رسیده است، آقای مهندس صفت خودشان را احیا نمودند. این هم به خاطر آن بود که در دستگاه‌های الکتریکی استاد بودند؛ دستگاهی با هزار سیم داشتند که به خاطر یک سیم، اختلال در دستگاه‌های بزرگ‌تر ایجاد می‌شد.

 

خب، من فکر می‌کنم به عنوان شاگرد آقای مهندس باید این را یاد بگیرم که از ویژگی شناختی که کنگره در اختیارم قرار داده استفاده کنم تا بتوانم دستور جلسات را از آن زاویه ببینم. طبیعتاً در طول هفته متوجه شدم که آداب معاشرت چیست، چه چیزی بی‌ادبی و چه چیزی باادبی است، چه چیزی تعادل و در نهایت چه چیزی باعث پیروزی و چه چیزی باعث ضعف و شکست می‌شود.

 

حال صحبتی که مطرح می‌کنم این است که چه شد که من در این وسوسهٔ نفس، خودم آن بی‌ادبی را انتخاب کردم؟ چه شد که خیلی جاها بی‌ادب بودم؟ چه شد که بی‌تعادلی را انتخاب کردم؟ وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، در اوج بی‌تعادلی بودم. قیافه‌ای زمخت داشتم و کسی نمی‌توانست ده ثانیه در چشم‌هایم نگاه کند. چه جذبهٔ کاذبی داشتم، چقدر خشمگین بودم. ولی خودم می‌دانستم از درون، کوچک‌ترین مسئله‌ای می‌توانست مرا به نقطهٔ آشوب برساند. باید بزرگ‌ترین ضعف‌ها را در خودم جستجو کنم.

 

در سی‌دی «روح»، (احتمالاً شماره ۴۰۵)، برای اولین بار آقای مهندس اشاره می‌کنند که روح چیست. می‌فرمایند: «سی سال کتاب‌های آسمانی را زیر و رو کردم و چیزی نیست که کسی بتواند به هوش مصنوعی این تعریف‌ها را ارائه دهد.» و برای اولین بار مطرح می‌شود که انسان توانایی یادگیری دارد و فرقش با حیوانات، به خاطر وجود روح در انسان است. این روح است که باعث می‌شود من بتوانم الفبا را یاد بگیرم. باز در همان سی‌دی اشاره می‌شود که چرا یک انسان روحش ضعیف است و پیشرفته نیست و چرا خیلی از کارهایش را نیمه‌کاره رها می‌کند. چرا حامد در زمان تاریکی‌ها چیزهای خوب را یاد نمی‌گرفت؟ نیروهایی در اعمالشان هستند که وقت را از کف انسان می‌دزدند و به خاطر همین، انسان به خاطر کوچک‌ترین مسئله‌ای کارهایش را ول می‌کند.

 

در آخر همان سی‌دی، آقای مهندس می‌گویند: «حسین، کاوشگر زمان، من روح و جن و نفس را در کنار هم قرار می‌دهم.» برای اینکه ببینیم در انسان روح جریان دارد یا جن، باید ببینیم اعمالی که نتیجهٔ مخرب دارند، فریاد می‌زنند که جن در من جریان دارد و اعمال مثبت می‌گویند که روح در من جریان دارد. یک نکتهٔ جالب این است که استاد می‌گویند: «البته آن دستهٔ دوم (اعمال مثبت) را زیاد در انسان‌ها نمی‌بینید.» اینجا آب پاکی را روی دستمان می‌ریزد که من هم خیلی وقت‌ها رفتارم جن را به آدم‌ها نشان می‌دهد.

 

وقتی به دستور جلسه نگاه می‌کنم (بی‌ادبی)، وقتی می‌گویم «چطور حالش را گرفتم، چطور جوابش را دادم، دیدی چطور نشاندمش سر جایش»، یعنی آن بی‌ادبی، جنِ مرا قوی می‌کند. وقتی آداب معاشرت را رعایت نمی‌کنم، دوباره این نشأت‌گرفته از قسمت منفی وجودم، آن را فعال می‌کند. برعکس، وقتی دو ماشین بوق می‌زنند، یکی فحش می‌دهد و دیگری لبخند می‌زند و می‌گوید: «اول شما بفرمایید»، کاملاً مشخص است.

 

در سی‌دی «چشم سر» می‌گویند: «خیلی‌ها در کنگره می‌آیند، ولی کسانی که می‌خواهند در کنگره می‌مانند.» استاد به نگهبان و شاگرد می‌گوید: «من را و تمام انسان‌هایی که می‌خواهند از خواب غفلت بیدار می‌کند.» برای آنانی که مصرف می‌کنند، همیشه در خواب می‌مانند. من باید تصمیم بگیرم که در کدام دسته هستم. آیا قدر زحمات کنگره، لژیون، دارو و همچنین زحمات پدر و مادرم را می‌دانم یا نه؟

 

خیلی ممنون از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید.

 

عکس و تایپ : مسافر مجتبی از نمایندگی پرستار

ویرایش و بارگزاری : مسافر مجتبی از نمایندگی پرستار

تهیه و تنظیم : مرزبان و گروه سایت نمایندگی پارک لاله

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .