دومین جلسه از دوره چهلم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شمس روزهای چهارشنبه به استادی مسافر محترم ناصر، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر جمشید با دستورجلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» در تاریخ 20خردادماه 1405 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

قبل هر چیزی از آقای مهندس تشکر میکنم که این بستر را فراهم کرد تا همچون "منی" بیاید و بتواند خدمت کند و آموزش بگیرد.
از دیشب فکر میکردم در مورد این قضیه که چی بگویم؟ کلی متن آماده کردم و هی این ور و اون ور کردم آخرش به این نتیجه رسیدم، دلی صحبت کنم و کاری به متن نداشته باشم.
از تجربه خودم بخواهم بگویم سالهای زیادی میآمدم در کنگره و نتیجه نمیگرفتم، چرا؟ چون آداب کنگره را رعایت نمیکردم، سالیان زیادی میآمدم، وقتم را میگذاشتم با حال بدتر میرفتم چون آداب را بلد نبودم.
مهندس خیلی قشنگ میگویند که "ادب آداب دارد"، شما اگر در هر زمینه ای آداب آن قضیه را رعایت نکنی به مشکل میخوری. آقای مهندس خودشان در مورد غذا خوردن و رانندگی کردن و اینا مثالهای زیادی میزنند که اگر شما آداب آن را رعایت نکنی به مشکل میخوری.
من سالهای زیادی یادم میاد مأخوذ به حیا بودم، "با ادب بیرون بودم یعنی با بیرونی ها باادب بودم ولی با خودم بی ادب بودم"، چون نمیتوانستم آداب این داستان را رعایت کنم به محض اینکه بچه ها میگفتن برویم فلان جا میگفتم چشم راه میافتادیم و میرفتیم اصلا فکر نمیکردم کار و زندگی دارم، چرا فکر نمیکردم؟ چون تعادل نداشتم.
آقای مهندس در خصوص تعادل که صحبت میکنند که بی تعادلی تاثیر مستقیم دارد بر آداب، اگر تعادل داستانی را عمل کنی و بتوانی در آن قضیه تصمیمات درستی بگیری و بهدرستی عمل کنی، میشوی یک آدم با ادب ولی داشتن تعادل به نظر من برمیگردد به داشتن دانایی، من باید داتایی آن قضیه را داشته باشم تا به آن تعادل برسم.
درکنگره داشتن انرژی تأثیر مستقیم میگزارد برای داشتن تعادل، من دقت کردم زمانی که حالم خوب بوده در سفر اول و دوم، سیدیام را بهموقع نوشتم، دارویم رو بهموقع خوردم، پارک و استخرم را رفتم، اومدم کنگره حالم خوب بوده و تعادل درست و کافی داشتم ولی روزهایی که اینها را رعایت نکردم حال خوب و تعادل درستی نداشتم و ازنظر کنگره یک آدم بیادبی بودم.

تایپ و ارسال به سایت: مسافر محمود، لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
79