English Version
This Site Is Available In English

رسیدن به تعادل هدف اصلی کنگره است

رسیدن به تعادل هدف اصلی کنگره است

جلسه سوم از دوره یازدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰  ، نمایندگی قشم به استادی ایجنت محترم مسافر رضا  ، نگهبانی مسافر سجاد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه ( آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی) در روز پنجشنبه ۲۱ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ در محل دانشگاه خوارزمی آغاز به کار نمود  . 

خلاصه سخنان استاد   ؛ 

 

در کنگره ۶۰ هدف اصلی ترک اعتیاد نیست ما در این مکان نیامده‌ایم که اعتیادمان را ترک کنیم حتی آقای مهندس گفتند که اگر قرار بود یک یا پنجاه نفر را در اینجا ترک دهند هیچ‌ وقت چنین تشکیلاتی را فراهم نمی‌کردند پس هدف ترک اعتیاد نیست بلکه درمان اعتیاد هم نیست درمان با ترک همان‌طور که می‌دانید فرق دارد درمان بازسازی است و ترک کنار گذاشتن حتی درمان اعتیاد هم منظور بنیان‌گذار کنگره نبوده است پس رسیدن به تعادل هدف اصلی کنگره است چون هر چه بدبختی من به شخصه در زمان مصرف و بعد از دوره اعتیاد بر سر خودم آوردم از روی بی‌تعادلی بود به عنوان مثال یک مصرف‌کننده موقعی که نشئگی دارد یک جور بی‌تعادل است و موقعی که خمار است به شکل دیگری از تعادل خارج می‌شود یک ورزشکار مثل زیدان که بازیکن بسیار خوب و نامداری بود زمانی که در میدان فوتبال خستگی به سراغش می‌آید کاری را انجام می‌دهد که نباید انجام دهد مثلاً یک‌دفعه می‌بینید با سر به شکم یا قفسه سینه بازیکن حریف ضربه وارد می‌کند زیرا تعادل خود را از دست می‌دهد.

آدم مصرف‌کننده هیچ‌وقت تعادل ندارد یا بالاست یا پایین برای همین است که باید به تعادل برسیم رسیدن به تعادل مهم است تا هم خودمان بتوانیم زندگی کنیم و هم بگذاریم دیگران زندگی کنند یک زن و شوهر زمانی با هم دعوا دارند که یکدیگر را درک نکنند و همین باعث می‌شود اختلاف پیش بیاید در کسب‌وکار هم همین‌طور است کسانی که تعادل دارند بهتر درآمد کسب می‌کنند آن‌هایی که تعادل دارند فرزندان خود را به بهترین شکل ممکن تربیت می‌کنند در کل افرادی که تعادل دارند در زندگی موفق‌تر هستند.

من به این نتیجه رسیده‌ام که باید در مقابل مشکلات کمی پوست‌کلفت باشم بعضی‌ها به قول معروف با یک نخود سردشان و با یک کشمش گرمشان می‌شود اگر می‌خواهم تعادل داشته باشم و به هم نریزم باید مقداری تحمل خودم را بالا ببرم و توانایی‌هایم را بیشتر کنم و این‌قدر نازک‌نارنجی نباشم این مسئله از غرور می‌آید من اگر غرور داشته باشم زود به هم می‌ریزم اما اگر بفهمم که خبری نیست و من هم انسانی هستم مثل بقیه این اتفاق نمی‌افتد.

 موضوع دیگر این است که به شناخت برسم باید بشناسم چرا بسیاری از دعواها پیش می‌آید که در ادامه به بی‌ادبی کشیده می‌شود اصلاً بسیاری از بحث‌ها از نشناختن سرچشمه می‌گیرد اگر مردها زن‌ها را بشناسند هیچ‌وقت کار به بحث و جدل کشیده نمی‌شود و بالعکس اگر زن‌ها هم مردها را بشناسند هیچ‌گونه دعوایی پیش نمی‌آید.

پس نتیجه می‌گیریم که باید تحمل خود را بالا ببریم و کمی شناخت پیدا کنیم زیرا اگر شناخت حاصل شود بسیاری از اختلاف‌ها به وجود نخواهد آمد.

ویرایش، تائپ و ارسال   : مسافر سجاد 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .