جلسه دهم از دور دوازدهم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران نمایندگی معدن فیروزه با استادی مسافر حسین و نگهبانی مسافر رضا و دبیری موقت مسافر محمد با دستور جلسه: آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی، پنجشنبه 21 خرداد 1405 ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
از نگهبان جلسه و گروه مرزبانی سپاسگزارم که به من اجازه دادند در این جایگاه زیبا قرار بگیرم و بتوانم خدمت کنم.
دستور جلسه: آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی، بهطورکلی میتوان گفت اعتیاد یک پله نیست که با یک پله بالا رفتن معتاد شوی و یا با یک پله پایین آمدن از اعتیاد خارج شوی بلکه اعتیاد مانند دروازهای است که ناخواسته وارد یک سری ضد ارزشها میشوی که در خلق و خوی آدم تأثیر میگذارد و باعث تخریب میشود، یک فرد مصرفکننده هنگام خماری حوصله شنیدن حرفهای دیگران را ندارد و زمان نشئگی نوبت حرف زدن را به دیگران نمیدهد و دوست دارد همه شنونده باشند به عبارتی آداب صحبت کردن از دست یک فرد مصرفکننده خارج میشود و این فرد نمیتواند رابطه سالمی با دیگران داشته باشد و از کنار دیگران لذت نمیبرد بلکه لذت را فقط در مصرف مواد میبیند.
ادب و نزاکت مانند عطر وجود انسانهاست یعنی هرچه با ادبتر باشیم دیگران بیشتر میتوانند از بوی خوش عطر وجودی ما بهرهمند شوند و برعکس؛ انسان باادب در جامعه از جایگاه بالاتری برخوردار است و ادب باعث تکامل شخصیت انسان میشود.

کلام میتواند بعضی اوقات مانند نیش زنبور دردآور و آزاردهنده باشد و برعکس میتواند مانند عسل شیرین باشد، بعضی اوقات شاید من حسین بهترین عملکرد رفتاری داشتهباشم ولی با یک سخن تلخ میتوانم این عملکرد خوبم را به باد دهم اگر انسان در آداب معاشرت با ۵ نفر موفق معاشرت کند قطعاً ششمین نفر موفق خود آن شخص خواهد بود اگر برعکس با ۵ نفر که در ضد ارزشها به سرمیبرند معاشرت کند باز ششمین نفر ناموفق خود آن فرد خواهد بود در همین رابطه شاعر میفرماید: تو بگو با کیان زیستی تا بگویم تو کیستی.
اما در مورد تعادل: چرا میگویند تعادل فوق درمان است؟ به نظر من تعادل یک شخص در شرایط عادی سنجیده نمیشود بلکه در مواجه با مشکلات و سختیها محک میخورد برای مثال یک چهارپایه را بدون اتصال و جوش میتوان با یک صفحه در تعادل نگه داشت اما زمانی است استحکام آن چهارپایه مشخص میشود که یک فرد روی آن بنشیند به همین دلیل است که در کنگره جناب مهندس میفرمایند تعادل فوق درمان است یعنی اگر نگاه و جهانبینی ما نسبت به مشکلات در درون تغییر نکند ممکن است با کوچکترین مشکل از تعادل خارج شویم و دوباره به مصرف مواد برگردیم برای همین است که یک شخص در کنگره وقتی سفر اول را به اتمام میرساند باید به تعادل برسد اگر قرار باشد مثل زمان مصرف رفتار و منش خود را تغییر ندهد از نظر کنگره به درمان نرسیده است، به قول جناب مهندس اگر کنگره میخواست معتاد ترک دهد هرگز به این جایگاه نمیرسید پس میتوان نتیجه گرفت که کنگره میخواهد استاد تحویل دهد این یعنی کار فراتر از درمان صورت میگیرد.
ممنون از این که سکوت کردید و به حرفهای من نیز گوش دادید.
عکاس: مسافر مهدی
تایپ: دبیر سایت مسافر ابوالفضل
ویراستاری، نگارش متن و ارسال خبر: نگهبان سایت مسافر حسین
مرزبان کشیک: مسافر احمد
لژیون خدمتگزار: لژیون مرزبانی
- تعداد بازدید از این مطلب :
15