ششمین جلسه از دوره هفتاد و سوم کارگاههای آموزشـی عمومی کنگـره ۶۰، نمایندگی حکیـم هیـدجی، با استادی راهنمای محترم مسافر عباس، نگهبانی مسافر فرشاد و دبیری مسـافر بختیار با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و تعادلی» روز پنجشنبه 21 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان عباس هستم یک مسافر
خداوند را شاکریم و سپاسگزاریم و خوشحالیم از اینکه در کنار هم هستیم و کنگره ۶۰، الحمدلله به فرم اصلی خودش برگشته است. جلسات منظم، مرتب، با حضور همسفران و همچنین جلسات خصوصی و عمومی در حال برگزاری است. خدا را شکر.
انشاءالله هرچه بیشتر قدرت و قوت کنگره ۶۰ را ببینیم؛ کنگرهای که امروز جهانی شده و در کشورهای مختلف مثل آلمان، هلند، انگلیس و بسیاری نقاط دیگر، رأس ساعت پنج جلساتش برگزار میشود. انشاءالله آن روزهای روشن، بیشتر و نزدیکتر از همیشه باشند.
دستور جلسه امروز، «آداب معاشرت» است که بهجرأت میتوان گفت یکی از مهمترین موضوعات زندگی ماست.
همه ما میدانیم که هر انسانی از بدو تولد، یکسری ویژگیها و خصوصیات با خود به همراه دارد؛ چه بهصورت ژنتیکی، چه ارثی و چه آنچه خداوند به او عطا کرده است. ممکن است فردی آرام باشد یا پرخاشگر، با صدای بلند صحبت کند یا آرام، عصبی باشد یا صبور. اینها بخشی از ویژگیهای اولیه هر انسان هستند.
اما نکته مهم این است که انسان، موجودی قابل تغییر است. انسان مصداق بارز وادی دهم است: «صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است.» یعنی ما میتوانیم تغییر کنیم و بهتر شویم.
در کنار این ویژگیهای اولیه، نباید از تأثیر خانواده، محیط، جامعه و دوستان غافل شویم. همانطور که در شعر آمده: «تو اول بگو با کیان زیستی، پس آنگه بگویم که تو کیستی.»
بهخصوص در سنین نوجوانی که شخصیت در حال شکلگیری است، بسیار مهم است که فرد در چه محیطی رشد میکند، با چه کسانی رفتوآمد دارد و دوستانش چه کسانی هستند.
اگر در همین شهرهای خودمان هم نگاه کنیم، میبینیم که فرهنگ، نوع صحبت کردن و حتی سبک زندگی در مناطق مختلف کاملاً متفاوت است. این موضوع لزوماً به سواد ربطی ندارد، بلکه به محیط و شرایط زندگی مربوط است.
بنابراین، بسیار مهم است که چه خودمان و چه فرزندانمان، در چه محیطی قرار داریم و با چه افرادی در ارتباط هستیم. چرا که معمولاً افراد شبیه هم جذب یکدیگر میشوند.
همه ما که تجربه مصرف مواد را داشتهایم، بهخوبی میدانیم که اعتیاد تنها مصرف مواد نیست؛ بلکه تغییر در رفتار، روابط، آداب معاشرت و خروج از تعادل است. مصرف مواد بهمرور، انسان را از تعادل خارج میکند و روی تمام ابعاد زندگی او تأثیر میگذارد.
اما خبر خوب این است که با آموزش، با حضور در مسیر درست و با رعایت آداب معاشرت، میتوانیم دوباره به تعادل برسیم و زندگی سالم و آرامی داشته باشیم.
امیدوارم بتوانیم با یادگیری و عمل کردن به این آموزشها، در مسیر رشد و تغییر مثبت قدم برداریم.
اعتیاد در آغاز، ممکن است انسان را بهصورت ناگهانی زمینگیر نکند یا بهظاهر او را از پا درنیاورد؛ اما آنچه در پسِ پرده رخ میدهد، بهمراتب عمیقتر و مخربتر است. مجموعهای از اتفاقات پنهان، بهتدریج انسان را از خانواده، اجتماع و حتی از خویشتن خویش دور میسازد.
فردی که وارد دنیای مصرف مواد مخدر میشود، هرچند در گذشته دارای ویژگیهای شخصیتی مناسب و مورد پذیرش جامعه بوده باشد، بهتدریج و ناخواسته دچار تغییر میشود. لحن گفتار، نوع ادبیات، شیوه بیان و حتی طرز نگاه او تغییر میکند؛ چراکه در محیطی قرار گرفته است که ناگزیر او را با خود همسو میسازد.
در نتیجه، نوع نشستن، انتخابها، رفتارها، ارتباطات و حتی نگاه فرد دگرگون میشود. این تغییرات نهتنها بر ظاهر زندگی، بلکه بر روح، روان، افکار و جهانبینی او نیز تأثیر میگذارد. بهگونهای که احساسات و ادراک او نیز دچار آلودگی میشود و آنچه بیان میکند، بازتابی از همان شرایط درونی و بیرونی اوست.
بهتدریج مشاهده میکنیم فردی که زمانی دارای شخصیت اجتماعی قابلقبول و محترم بوده است، در اثر اعتیاد، دچار افت شدید در رفتار، منش، آداب معاشرت، شیوه زندگی، تغذیه، خواب، روابط اجتماعی و حتی جایگاه شغلی و خانوادگی میشود. اعتماد و اعتبار او در محیط کار کاهش مییابد و در محیط زندگی نیز جایگاه خود را از دست میدهد.
فرد مصرفکننده، حتی در سادهترین مسائل روزمره، مانند نحوه برخورد با دیگران یا آداب حضور بر سر سفره، دچار مشکل میشود. این تغییرات، حاصل دور شدن تدریجی از ارزشها و قرار گرفتن در مسیری نادرست است.
اما نکته قابل تأمل اینجاست که ریشه این مسیر، در جهل و ناآگاهی نهفته است. ناآگاهیای که زمینه ورود به اعتیاد را فراهم میکند. بنابراین، برای درمان و بازگشت به تعادل، لازم است این ناآگاهی برطرف شود.
زمانی که فرد بر روی آموزش و آگاهی کار میکند، بهتدریج تمامی نواقص و کاستیها اصلاح میشود. مگر نه اینکه هر یک از ما در دوران مصرف، توان تخریب گستردهای داشتیم؟ اما امروز، با دریافت آموزشهای صحیح، بهگونهای رفتار میکنیم که نظم، آرامش و تعادل در زندگیمان نمایان شده است.
نکته مهم این است که آموزش، نقشی اساسی در شکلگیری رفتار انسان دارد. همانگونه که یک مصرفکننده حرفهای، در مسیر نادرست، تمامی مهارتهای مصرف را از طریق آموزش فرا گرفته است، در مسیر درست نیز میتواند با آموزش صحیح، به تعادل و رشد دست یابد.
در حقیقت، همانقدر که آموزش در مسیر نادرست میتواند انسان را به تباهی بکشاند، در مسیر صحیح نیز میتواند او را به تعالی و رهایی برساند.
امروز همان فردی که روزی در مسیر تخریب قرار داشت، توانسته است شهری را آباد کند؛ ابتدا خویشتن خویش را آباد ساخته، سپس خانواده، محل زندگی و در نهایت جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. مگر نه اینکه کنگره ۶۰ با یک نفر آغاز شد؟ یک نفر که توانست بهتنهایی مسیر عظیمی را پایهگذاری کند.
همان فردی که روزگاری با مشکلات متعدد، از جمله دستگیری و مسائل گوناگون مواجه بود، امروز به جایگاهی رسیده است که بهعنوان راهنما و پیشرو، نقش مؤثری در نجات انسانها ایفا میکند. این نشان میدهد که تغییر، نهتنها ممکن، بلکه دستیافتنی است.
بنابراین، هنگامی که ما در مسیر آموزش قرار میگیریم و از آموزشهای صحیح کنگره ۶۰ بهرهمند میشویم، بدون تردید دچار تحول میشویم. کلام ما تغییر میکند، ادبیات ما اصلاح میشود و بهتدریج به سمت تعادل حرکت میکنیم.
ما میآموزیم که چگونه با بزرگترها صحبت کنیم، چگونه رفتار محترمانه داشته باشیم، آداب معاشرت را رعایت کنیم و حتی در سادهترین امور روزمره، مانند نحوه غذا خوردن، راه رفتن، یا عبور از خیابان، اصول درست را رعایت نماییم. تمامی این موارد، بخشی از آموزشهایی است که دریافت میکنیم.
بنابراین، زمانی که در این جلسات حضور داریم، وقت ما بههیچوجه هدر نمیرود. حتی چند دقیقه حضور در این فضا میتواند سرشار از آموزش و یادگیری باشد. از هر فردی، چه تازهوارد و چه باتجربه، میتوان نکات ارزشمندی آموخت.
خداوند را شاکریم که مسیر ما را به کنگره ۶۰ هدایت کرد و این فرصت را فراهم ساخت تا در کنار بزرگمردی همچون مهندس و سایر خدمتگزاران این مجموعه قرار بگیریم و شاهد این تحولات مثبت در زندگی خود باشیم.
در ادامه، لازم میدانم پنجمین سال رهایی وحید عزیز را صمیمانه تبریک عرض کنم؛ هرچند بهزودی وارد ششمین سال رهایی خود خواهند شد. ایشان در مسیر خود با چالشهایی مواجه بودند، اما در نهایت با درک صحیح از روش درمان و پذیرش مسیر، توانستند بهخوبی سفر خود را طی کنند و به رهایی دست یابند.
ایشان دوره مرزبانی موفقی را پشت سر گذاشتهاند و اکنون نیز در جایگاه راهنما مشغول خدمت هستند. این موفقیت را به خود ایشان، خانواده محترمشان، همسفر گرامیشان و فرزند عزیزشان لنا خانم تبریک عرض میکنم.
همچنین یادآور میشوم که وحید و امیر عزیز، سفر خود را در کلینیک زنجان آغاز کردند و پس از طی مسیر، اکنون در شعبه زنجان مشغول فعالیت هستند و به دیگران خدمت میکنند.
امیدوارم وحید عزیز در جایگاههای بالاتر نیز خدمت نمایند و شاهد موفقیتهای روزافزون ایشان باشیم.
از توجه همه شما عزیزان سپاسگزارم. لطفاً به افتخار وحید عزیز و همسفر گرامیشان تشویق بفرمایید.
.jpg)
جشن آزادمردی و تولد 5 سال رهایی مسافر وحید، با راهنمایی راهنمای محترم مسافر عباس

اعلام سفر مسافر وحید: آنتی ایکس مصرفی تریاک، متادون، به روش DST با داوری OT درمان شدم، ١١ ماه و ١0 روز با راهنمایی عباس آقای عزیز سفر کردم، رهایی 5 سال و 6 ماه و 10 روز در ضمن مسافر سیگار بودم آن هم با راهنمایی عباس آقا 11 ماه و 5 روز سفر کردم، رهایی از بند سیگار 4 سال و 6 ماه وچند روز ، ورزش در کنگره باستانی


آرزوی مسافر وحید: آرزو میکنم که خداوند فرصت و لیاقت حضور و خدمت کنگره۶۰ را به همه عطا کند.

آرزوی همسفر: آرزو میکنم که لنای عزیزم در کنار شما عزیزان خدمتگزار کنگره ۶۰ باشد.
سخنان مسافر وحید:سلام دوستان، وحید هستم یک مسافر.
خداوند را شاکرم که بار دیگر توفیق حضور در جمع کنگره ۶۰ را پیدا کردم و از همه عزیزانی که به من لطف داشتند و تبریک گفتند، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از عباسآقای عزیز بابت پذیرش استادی جلسه و تمامی خدمتگزاران قدردانی میکنم.
آشنایی من با کنگره از طریق یک کلینیک در زنجان بود که عباسآقا تنها راهنمای آنجا بودند و با وجود شرایط سخت، از ابهر رفتوآمد میکردند و همزمان مسئولیتهای دیگری نیز داشتند. بنده در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۹۷ سفر خود را با راهنمایی ایشان آغاز کردم.
روش راهنمایی ایشان مبتنی بر نظم، جدیت و مسئولیتپذیری بود، در حالی که فضای کلینیک و پزشک آنجا رویکرد آسانگیرانهتری داشت. در ابتدا پذیرش این سختگیریها برایم دشوار بود، بهخصوص که با مشکل بیخوابی مواجه بودم، اما عباسآقا تأکید داشتند که از مصرف داروهای خواب پرهیز کنم و مسیر درمان را اصولی طی کنم.
امروز که به گذشته نگاه میکنم، متوجه میشوم همان سختگیریها عامل اصلی پیشرفت و رسیدن به تعادل در زندگی من بوده است. از خداوند سپاسگزارم که این مسیر را برایم قرار داد تا در کنار چنین انسانهایی آموزش ببینم و رشد کنم.
در آن کلینیک، شرایط بهگونهای بود که عباسآقا امکان بیان قاطع نظر خود را نداشتند، چرا که در نهایت پزشک مجموعه نقش تعیینکننده داشت. ایشان تنها در حد توصیه، ما را از مصرف برخی داروها، بهویژه مصرف همزمان داروهای اعصاب و خواب با شربت OT، منع میکردند؛ چرا که این ترکیب تداخلات شدیدی ایجاد کرده و تجربهای بسیار دشوار و آسیبزا به همراه داشت.
خوشبختانه بنده به توصیههای ایشان عمل کردم، اما متأسفانه برخی از دوستان با ادامه آن روند، جان خود را از دست دادند. این موضوع بهخوبی نشان میدهد که انتخاب مسیر صحیح تا چه اندازه اهمیت دارد.
بر همین اساس، معتقدم روش DST در کنگره ۶۰ یک شاهکلید واقعی است؛ روشی که درک و اجرای صحیح آن نقش اساسی در درمان دارد. آنچه اهمیت دارد، آموزش و حرکت در مسیر درست است، نه صرفاً ماده مصرفی.
در ادامه مسیر، پس از حدود ده ماه، در جریان برگزاری جشن تولد عباسآقا، پیوند عمیقی میان من و ایشان شکل گرفت و از آن زمان، درک من از کنگره تغییر کرد. از تاریخ ۵/۱۰/۱۳۹۸ با جدیت بیشتری مسیر را دنبال کردم و با اجرای دقیق آموزشها، بهتدریج شاهد تحول در خود شدم.
با شیوع کرونا در اسفند ۱۳۹۸، فعالیتها متوقف شد، اما مسیر ما بهصورت مجازی ادامه یافت تا اینکه از شهریور ۱۳۹۹ به شعبه هیدج آمدیم و در تاریخ ۱۵/۹/۱۳۹۹ به رهایی دست یافتیم.
اکنون پس از حدود شش سال، بهوضوح برکت و تأثیر این مسیر را در زندگی خود احساس میکنم. هرچند رفتوآمدها ممکن است دشوار به نظر برسد، اما انرژی و حال خوشی که از این مسیر دریافت میشود، همه سختیها را آسان میسازد.
در پایان، از عباسآقای عزیز، خانواده محترم ایشان، آقای مهندس و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ صمیمانه سپاسگزارم که چنین بستری را برای رشد و درمان فراهم کردهاند.

سخنان همسفر: سلام دوستان، بهار هستم، همسفر وحید.
خدا را شکر میکنم که در مکان مقدس کنگره ۶۰، در فضایی پر از عشق و آموزش، در کنار مسافرم حضور دارم.
در مورد تولدها همیشه یک جمله را تکرار میکنم، چون باور دارم تولدها تکرار یک پیام هستند؛ پیامی برای سفر اولیها، برای تازهواردها و برای کسانی که هنوز دچار شک و گریز هستند. این پیام این است که «امکان درمان وجود دارد».
راهنمای مسافر من، عباس آقا، امروز خودشان راهنما هستند و ۱۸ سال است که به رهایی و درمان رسیدهاند. به جایی رسیدهاند که حتی در کنار مصرفکننده هم هیچ میلی به مصرف ندارند. مسافر من هم اکنون نزدیک به ۶ سال است که در رهایی قرار دارد و خودش هم راهنما شده است. اینها همه پیام امید برای کسانی است که تازه وارد این مسیر شدهاند.
برای من خیلی جالب بود که در تولد سهسالگی ما، خانم سمیرا مرزبان وارد کنگره شدند. خودشان میگفتند که دقیقاً بعد از تولد ما به این مجموعه وصل شدند. اینها نشان میدهد که این مسیر، مسیر درستی است.
من امیدوارم همه کسانی که در بیرون رنج میبرند، چه مسافر و چه خانوادهها، وارد این مجموعه شوند و طعم درمان واقعی را بچشند.
اگر من و مسافرم وارد این مسیر شدیم، به خاطر این است که کنگره ۶۰ یک سیستم درست و علمی دارد؛ سیستمی که در صراط مستقیم حرکت میکند. به همین دلیل است که این آموزشها در قلب من نفوذ کرده و این جمعیت عظیم را به اینجا کشانده است.
من بعد از یک سال رهایی مسافرم وارد کنگره شدم. شاید خیلیها بدانند. اما چرا هنوز میآیم؟ چون آموزشهایش را دوست دارم، چون تاثیر مثبتش را در زندگیام میبینم. واقعاً کجای دنیا میتوان جایی پیدا کرد که اینگونه آموزش درست و رایگان ارائه بدهد؟
از راهنمای عزیزم خانم نرگس بسیار تشکر میکنم که باعث رشد و آموزش من شدند. همینطور از خانم سمیرا، راهنمای دومم، سپاسگزارم.
اگر امروز کمی با استرس صحبت میکنم، به خاطر شرایط بچه است، اما انشاءالله از این به بعد با نظم بیشتری حضور پیدا میکنم.
در پایان، ۵ سال رهایی مسافرم را به ایشان، به عباس آقا و به همه شما عزیزان تبریک میگویم.
از اینکه در جشن ما شرکت کردید، بسیار سپاسگزارم. لطفاً خودتان را تشویق کنید.

اعلام رهایی و آغاز سفر دومی مسافر علی اصغر توسط راهنمای محترم مسافر روحاله از لژیون پنجم

اعلام رهایی و آغاز سفر دومی مسافر حسین توسط راهنمای محترم مسافر قادر از لژیون دوم نمایندگی ابهر

مرزبان محترم کشیک: مسافر حاتم

صدابردار، عکاس: مسافر رسول
تایپ، ثبت: مسافر مهدی
مسافران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
578