دومین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی رفسنجان با استادی دیده بان محترم آقای زرکش ، نگهبانی مسافر عبدالرضا و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه«آداب و معاشرت ، ادب و بی ادبی ،تعادل و بی تعادلی » پنجشنبه بیست و یکم خرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶/۳۰ دقیقه آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
در کنگره وقتی یک مطلبی گسترش پیدا میکند نشان میدهد که آن مطلب مهم است و در کنگره این دانش روز به روز دارد شعاع اضافه میکند وگرنه یک رودخانه را در نظر بگیریم اگر پشتوانه نداشته باشد خشک میشود. پس مهم است که بدانیم این بزرگ شدن این دانش به دنبالش چه چیزی دارد؟ همهی ما میخواهیم سیراب شویم میخواهیم تغییر کنیم و مهم است شعبههایی که تازهتأسیس هستند محکمتر قدم بردارند و راجع به مسائل عمیق تفکر کنند. شاید دیدگاه بعضی افراد خارج از کنگره مانند نگاه کردن به یک کمپ باشد اما وقتی در عمق قضیه نگاه میکنند متوجه میشوند که داستان چیز دیگریست. باید همهی ما کمر به همت ببندیم و به فرامین گوش فرا بدهیم و اجرا کنیم و وقتی که اجرا میکنیم میبینیم که این شعاع اضافه کردن، این موج، یک نکتهای درونش هست و این دستور جلسات بر همین اساس طراحی شدهاند.
دستور جلسه آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی است. وقتی به کنگره میآییم یک ادبیاتی توی کلام و رفتارمان وجود دارد که این ادبیات بیرونی ما از یک پندار درونی برگرفته شده است. ما آنطور که فکر میکنیم عمل میکنیم، ما آنجور که فکر میکنیم حرف میزنیم، ما آنجور که فکر میکنیم مصرف میکنیم، آنجور که فکر میکنیم با دیگران برخورد میکنیم. این دستور جلسه میگوید اگر من امروز بیتعادل هستم، این بیتعادلی، این کجومعوجی، از یک چیزی خبر میدهد. رفتار امروز من که حاصلِ یک بیادبی است، از یک بیتعادلی خبر میدهد. وقتی به کنگره میآییم کمکم اینها تغییر میکنند و میبینی که زنذگیات متعادل شده. این تعادل برمیگردد به همان ادب و یا همان بیادبی. برمیگردد به آموزش دیدن یا آموزش ندیدن. در کنگره یک دانشی وجود دارد، دانشی الهی، وقتی این دانش را آموزش میبینی، آنوقت میتوانی عمل سالم انجام بدهی و میبینی که تعادل خودش میآید. عدالت خودبهخود کار میکند و این برمیگردد به معرفت یا دانشی که کسب میکنیم. وقتی عمل ناسالم انجام میدهیم آن عدالت به ما بیتعادلی را فرمان میدهد. وقتی با مردم درست صحبت میکنی با شما درست صحبت میکنند. وقتی راجع به دیگران درست فکر میکنی، دیگران نیز راجع به شما درست فکر میکنند. اینکه میآییم به کنگره و ۱۰ ماه سفر میکنیم و سیستم ایکس ما به یک تعادلی میرسد؛ این درمان است. آقای مهندس میگویند، درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است. این تعادل فقط در سفر اول ما نیست، تازه پس از ۱۱ ماه سفر ما باید آداب غذا خوردن را یاد بگیریم. آداب پول درآوردن را یاد بگیریم، آداب همسرداری را یاد بگیریم، آداب انسان بودن را یاد بگیریم.
وقتی که ۱۱ ماه سفر میکنیم جسم ما به یک تعادل نسبی میرسد ولی مثلث درمان ما فقط جسم نیست، روان و جهانبینی هم وجود دارد. یعنی پس از ۱۱ ماه سفر، کنگره توی جیب شما ۴۰ تا سیدی میگذارد. جیب شما را نمیزند. سفر اول مربوط به جسم است. مرحله بعد روان میباشد. کسی که گل رهایی را میگیرد تازه باید خلقوخوی خودش را اصلاح کند، در این مرحله باید بیایی و در این مکانی که به رهاییرسیدهای، خدمت کنی و شال بیندازی به گردنت، مرزبان بشوی، راهنما بشوی ایجنت بشوی و … مراحل سیر تکاملی برای رسیدن به آن صددرصد، در کنگره وجود دارد. الان که اینجا داریم از یکدیگر میآموزیم در مرحلهی روان است. یک مرحله دیگری هم وجود دارد، جاییکه همه حرفش را میزنند ولی کمتر توانایی عملکردن به آن را دارند. همهی ما باایمان هستیم اما چند درصد از این انسانهای باایمان، امید دارند؟ چند درصد از انسانها امید دارند که اگر امروز عمل سالم انجام بدهیم اگر امروز بخشش بکنیم اگر امروز به دیگران کمک بکنیم خداوند آن نتیجه را به ما خواهد داد؟ در آن لحظهای که میخواهی گرفتاری مالی برادرت را حل کنی، در آن لحظهای که تصادف کردی و بگویی ایرادی ندارد برو، … چند درصد از آدمها ایمان دارند؟ آنجاست که مثلث کامل میشود، کسانی میتوانند این مسیر را کامل کنند که ابتدا به خودشان میپردازند و بعد به دیگران. در کنگره تمام این جایگاهها وجود دارد.

آن ایمان را کجا میتوانی پیدا کنی؟ در لژیون سردار. کسانیکه میتوانند از مال و داراییشان ببخشند. هر کس به اندازه دارایی خودش. برای رسیدن به نتیجه باید کارهایی را انجام بدهی، مثل سفر تغذیه سالم که باید از یک سری چیزها بگذری، یک سری کارها را باید انجام بدهی تا وزنت به تعادل برسد.
یک شعبه زمانی به کمال میرسد که بتواند هزینههای خودش را پرداخت کند. هر سفر اولی ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد، هزینهها داده میشوند یعنی در واقع انجامها به انجام میرسد، انسانها میآیند به درمان میرسد، ولی در این بازی من کجا ایستادهام؟ آیا من حواسم هست؟ آیا من دارم تغییر میکنم؟ کسی میتواند تغییر کند تبدیل شود و ترخیص شود کهتوانایی دارد جسمش را تغییر بدهد روانش را تغییر دهد و جهانبینی افیونیاش را به جهانبینی الهی تبدیل کند؛ و بدون بخشش این اتفاق نمیافتد. کسی صاحب ادب است که بتواند بگذرد، گذشتن یعنی پذیرش. یک انسان ادیب و متفکر و عارف کسیست که بتواند دیگران را بپذیرد، همانجوری که هست، بدون اینکه اصول اخلاقی را زیر پا بگذارد.

عکس و تایپ: راهنما مسافر محمد
انتشار: مسافر سعید
مسافران و همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
960