English Version
This Site Is Available In English

ما برای تعادل در کنگره هستیم

ما برای تعادل در کنگره هستیم

هفتمین جلسه از دوره نوزدهم کارگاه آموزشی و عمومی کنگره ۶۰ گرگان ویژه مسافران و همسفران به استادی راهنما مسافر یاسر و نگهبانی مسافر علی رضا و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «آداب، معاشرت، ادب، بی‌ادبی و تعادل، بی‌تعادلی»  پنج شنبه  21 خرداد ماه 1405 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد جلسه:
خداوندا سپاسگزارم بابت این روز زیبا، تولدها همیشه یک پیام خاصی را به ارمغان می‌آورد، مخصوصا برای تازه واردین و سفر اولی‌ها در رابطه با دستور جلسه این هفته بسیار صحبت‌ها شکل گرفت نکات بسیار جالبی گفته شد بقول راهنمای بزگوار آقا وحید ادب به ز دولت مرد است، منظور از دولت همان اموال و مادیات است ما در کنگره هستیم برای تعادل همان طور به گفته‌ی جناب مهندس درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان از کوچک‌ترین موضوعات می‌شود در نظر گرفت از سر سفره غذا خوردن تا ارتباط در اجتماع، صف نانوایی، پشت چراغ قرمز و... همه‌ این اعمال برمی‌گرد به آداب و معاشرتی که یاد گرفتم هیچ انسانی از اول بی‌ادب نبوده همه این آداب رو در خانواده یاد گرفتن ولی متاسفانه بر اثر مصرف مواد مخدر اثر خماری و نعشگی برای ما به وجود آورده بود از بین رفت و خدا را هزاران بار شکر در کنگره این موارد از دست رفته بازگشت.

این موارد همگی یک توانایی حساب می‌شود توانایی که هر شخص لازم دارد در اجتماع زندگی کند چون انسان یک موجود اجتماعی است بخش دوم تولد احمد آقا هست لطفا تشویقش کنید، احمد آقا را همگی شناخت دارید خودش و همسفرانش و حتی مسافران دیگری را هم به کنگره معرفی کرد، یک روز سر لژیون آمد گفت این افراد خودشان مصرف کننده هستند و من گفتم اول خودت باید بیایی تا آن‌ها متوجه حال خوشت شوند که مشتاق به آمدن بشوند اول فرزند کوچک‌تر آقا طاها به کنگره ورود پیدا کرد سپس فرزند ارشدتر آقا صالح مشتاق به آمدن و ماندگاری در کنگره شد و خدا را شکر درمان شدند و سبک زندگی‌شان تغییر پیدا کرد و احمد آقا رهجویی بود که هم چهل سی‌دی و هم سی سی‌دی را کامل نوشت و روز رهایی به جناب مهندس تحویل داد، و در آخر از ایجنت و مرزبانان گروه همسفران و مسافران قدر دانی و تشکر می‌کنم مرسی به صحبت‌های من گوش دادید.

سخنان مسافر احمد:

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر
می‌خواهم صحبت را با شعری آغاز نمایم:
گلی‌ خوش‌بوی‌ در حمام‌ روزی رسید از دست‌ محبوبی‌ به‌ دستم‌
بدو گفتم‌ که‌ مشکی‌ يا عبیری كه‌ از بوي‌ دل‌آويز تو مستم‌
بگفتا من‌ گِلی‌ ناچيز بودم ولی مدتی‌ با گُل‌ نشستم‌
کمال‌ هم‌نشين‌ در من‌ اثر کرد وگرنه‌ من‌ همان‌ خاکم‌ که‌ هستم
منم به نحوه خودم تشکر می‌کنم از جناب مهندس و اینجنت و مرزبانان، راهنمایان شعبه‌ گرگان تشکر ویژه کنم از راهنمای خودم آقا یاسر استاد جلسه و راهنمای همسفرم در این مدتی مارا همراهی کردن انشالله همیشه در این راه ثابت قدم باشیم و از آموزش‌ها نهایت استفاده را بکنیم ممنون و متشکرم بابت این زحمت‌ها اوایل سفر من حس هایم بسته بود حتی بزرگ شدن بچه‌هامو متوجه نشدم حتی متوجه نشدم مصرف کننده شدن هنوزم این موضوع برایم بسیار دشوار است و خدارو شکارم با ورود به کنگره  این موضوع ختم بخیر شد امروز وقتی به بچه‌هام نگاه می‌کنم عشق آن‌ها دوباره در من زنده شده، امدوارم بعداز رهایی همه ثابت قدم و هوشیار باشند مرسی به صحبت‌های من گوش دادید.

 

 

 

 

تایپ و ویرایش: مسافر سعید لژیون 1

عکس و ارسال: مسافر تقی لژیون 10

مسئول: مسافر اسماعیل 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .