دلنوشته
بعد از 35 سال مصرف ، کنگره 60 به دادم رسید.
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر:
تقریبا 3 هفته هست که از بند مواد مخدر رها شدم و در حال درمان سیگارم
از قدیم گفتن ؛ خواستن ، توانستن است،
اما
بین این خواستن و توانستن یک مرحله ی دیگه ای وجود داره به نام دانستن
تقریبا نزدیک به 13 سالم بود که برای اولین بار تریاک مصرف کردم و همینطور رفت و رفت تا اینکه هر موقع مصرف نمیکردم حالم خوب نبود مچ پاهام درد میکرد و میرفتم دکتر از پا دردم میگفتم و دکتر هم قرص بروفن بهم میدادو برمیگشتم و نمیدونستم چرا اینجوری میشم
یک روز با دوستم حسین که فوتبالیست خیلی خوبی بود ( به خاطر مصرف توی سن جوانی از دنیا رفت ) رفتیم دروازه کازرون ، زمین بهداشت فوتبال گُل کوچک ، من بعد از چند دقیقه دیدم نمیتونم بازی کنم اومدم بیرون، رفتم روی سکوها همون جا خوابم برده بود، بعد بازی حسین صدام زدو بیدار شدم رفتیم ، توی خط واحد هم خوابم برد وقتی که رسیدیم خونه با اصرار حسین که بیا یه کم تریاک بکش خوب میشی من شروع کردم به مصرف کردن بعد چند لحظه کلا فراموش کردم که حالم بد بوده ، یکی 2 سه سال بعد متوجه شدم که اون زمان من خمار بودم با مصرف رفع خماری شدو تعادلم تقریبا برگشت
رفت و رفت تا موقعی که خوب متوجه شدم که الان معتاد مواد مخدرم ، یک مصرف کننده حرفه ای بارها و بارها بدون دارو قطع مصرف کردم ، دوباره مصرف کردم و با گذشت زمان و مصرف بیشتر کار به جایی رسید که بدون دارو تحمل قطع مصرف برای یک روز هم نداشتم
چندین بار توی خونه ترک کردم، چندین بار با مراجعه به دکتر و مصرف 3 هفته ای دارو ترک کردم ، آخر کار از سر ناچاری رفتم کمپ اون هم نه یک بار نه دوبار 3 بار ، بار اول خوب یادمه که 11 شبانه روز اصلا نتونسم بخوابم ، ترک به اصطلاح ابوالفظلی رفتم ، یک بار هم رفتم یه دکتر وقتی کیف سامسونتش باز کرد دیدم پُر از کپسولهای ساختگی رنگارنگه و خود ِ دکتر سرتا پا خیس عرق بودو مرتب عرق از سرو روش می ریخت ، داروهای که بهم داد وقتی میخوردم بیشتر از زمان سقوط آزاد پرش دست و پا داشتم و آخر سر گفتن که همون دکتر متاسفانه خودش مصرف کننده شیشه بوده ، یک بار هم رفتم تهران و با روش یو آر او دی ( ترک فوق سریع ) ترک کردم و این ترک برای من مصیبت اندر مصیبت بود اندازه 10 تا سقوط آزاد اذیت شدم تا 3 هفته هر بوی غالبی که میخورد به مشامم حالم بدتر میشدو استفراق میکردم بعد از ترکهای مکرر میدیدم که حالم اصلا خوب نیست، حوصله ی هیچ کاری ندارم و بعد از گذشت چند ماه دوباره میرفتم سراغ مصرف ، 6 سال قبل از اینکه بیام کنگره دیگه جوری به سیستم اعصاب مرکزی و ناقلهای عصبیم به واسطه مصرف زیاد و قطع مصرف و مصرف مجدد آسیب وارد شده بود ( چند سال آخر روزی 50 گرم تریاک مصرف میکردم کارم فقط شده بود خواب و مصرف ) که وقتی ترک میکردم انگاری برق به بدنم وصل کرده بودن ، انگاری صدملیون مورچه ی ریز توی بدنم درحال رفت و آمد بودن، 2 بار به دکتر اعصاب و روان مراجعه کردم و یکی از داروهای تجویزیشون قرص کلونیدین بود ، که آقای مهندس هم گهگاهی از این قرص صحبت میکنن ، یک بار به روانپزشک مراجعه کردم ، سی تی اسکن مغز انجام دادم اما فایده ای نداشت ، داروهای که به من میدادن برام آسیبهاشون خیلی بیشتر از خود تریاکی که مصرف میکردم بود، چون حالم خوب نمیشد مجبور میشدم دوباره برگردم و همون تریاکم مصرف کنم ، بعداز 35 سال مصرف دیگه به این باور رسیده بودم که باید تا آخر عمر مواد مصرف کنم فکر میکردم چون بدن من ، سیستم من با بقیه فرق میکنه چون هر موقع ترک میکردم تنش عجیبی که گفتم عین برق گرفتگی بود اون هم به صورت پیوسته ، هرچه گل گاو زبون، بابونه ، .... میخوردم فایده نداشت توی یک روز 10 بار هم حمام میرفتم و فایده ای نداشت و آخر سر شروع میکردم به کفر و کافری و ناسزا به زمین و زمان گفتن و گریه کردن...
من آقای مهندس همون سالهای اول بعد از رهاییشون وقتی میومدن توی تلوزیون صحبت میکردن توی یک بر نامه دیده بودمشون، و همیشه هم فکر میکردم کنگره 60 مثل کمپ و بقیه ی ان جی او های دیگه است
و 2 سال قبل از که بیام کنگره وقتی شنیدم که کنگره با تریاک ترک میدن فکر میکردم که چون اسمش کنگره ی 60 هست توی 60 روز با تریاک ترک میدن و به خودم میگفتم اینا همش کلک پوله مگه میشه آدم معتاد با تریاک ترک بدی
تا اینکه اواسط برج 10 سال 403 به خودم گفتم من تمام روشهای ترک اعتیاد تجربه کردم بذار این کنگره هم برم که این یکی هم توی دلم نمونه ، زمانی هم که اومدم تا چند ماه اول با بیم و امید میومدم ، و بیشتر از همون تنشها یا همون به اصطلاح برق گرفتگی که ازش صحبت کردم میترسیدم
اما با گذشت زمان دیدم نه انگار یه تفاوتهای با بقیه ی جاها داره، منی که بعد از هر سقوط آزاد جهنم با چشمای خودم میدیدم ( عطسه های پی در پی ، آب ریزش بینی، اسهال، استفراق، پا درد ، پرش دست و پا و کمر، و از همش بدتر تا چند شب بی خوابی و تا چند ماه بد خوابی و....) جرات نداشتم حتی توی زمان مصرف یک قاچ هندونه ، انار، بستنی، شیر، دوغ، ماست ، قارچ ، بخورم نه اینکه از ترس خماری که اگر به خاطر خماری بود ، میتونستم این میوه ها بخورم و پشتش 2 تا بس تریاک بیشتر بکشم ، اما وقتی اینا استفاده میکردم انگار میخواستم دیونه بشم
اما با شروع سفر اول یواش یواش همه چی داشت عادی و رو به راه میشد و با هندونه و شیرو دوغ و ماست و انارو بستنی ... دوست شدم و الان برام عین بقیه ی خوراکی ها عادین
چون خواسته داشتم ، و خوب متوجه این قضیه شده بودم که کنگره 60 با بقیه ی جاها و روشها واقعا فرق داره و حتی با خیلی موانع و گذرگاها روبرو شدم چند بار سرما خوردگی و آنفولانزای شدید، نزدیک به 3 ماه سوزش ادار ، توی 9 ماه سفر روی سرامیک با پای خیس لیز خوردم مُچ دست راستم از سه قسمت شکست و یک در رفتگی و تاندوناش کش اومدن اما چون راهی که انتخاب کرده بودم بی نظیر بود میدونستم که نتیجه ی این روش با تمام روشها فرق میکنه استقامت کردم و اندازه یک سر سوزن به ذهنم خطور نکرد که به خاطر این شکستگی دستم مثلا فلان قرص بخورم یا یه کم مواد مصرف کنم ، چرا ؟
چون توی اون 9 ماه سفر بدن خودم داشتن مواد شبه افیونی تولید میکردن و روزی یک سی سی هم داروی OT میخوردم و اصلا نیازی به مواد مخدر دیگه یا مسکن نداشتم و از تمام این موانع به لطف خدا و کمک راهنمای ارزشمندم رد شدم
و جالبه که هر چه از مدت رهاییم میگذره بهترو سرحالترو امیدوارتر میشم
خواستن، توانستن است اما اون دانستن بین خواستن و توانستن برای من 35 سال زمان برد که متوجه شدم، که برای ترک خواسته داشتم، هزینه اش پرداخت میکردم اما نقشه راه و اون دانستنه ، بلد نبودم و با ورود به کنگره و فهمیدن صورت مساله اعتیاد متوجه شدم که این جایگزینی مزمن که حدود چندین سال اتفاق افتاده که نمیشه توی 21 روز توی کمپ موندن یا با خوردن چند تا قرص متادون و بی 2 و... درستش کرد ، باید تقریبا 10 الی 11 ماه به صورت پلکانی این بهم ریختگی رو درمان کردو به تعادل رسوند ، البته همون اوایل سفر هم کاملا متوجه شدم که کنگره اصلا پولی نیست ، مفت و مجانیه ، فقط باید بخوای که درمان بشوید
تایپ: مسافر مصطفی
تنظیم و بارگزاری: مسافر محمد جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
221