English Version
This Site Is Available In English

هر رهجو برای راهنما مانند یک کتاب آموزشی است

هر رهجو برای راهنما مانند یک کتاب آموزشی است

آنچه در تقدیر است به انجام می‌رسد؛ اما اعمال ما در خطوط تقدیر، نقش بسیار مهمی دارند که به آن شکل دیگری می‌دهند.

همسفر فاطمه به همراه مسافرشان با آنتی‌ایکس مصرفی شیشه وارد کنگره شدند به مدت ۱۲ماه‌۳ روز با روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی مسافر رضا و همسفر شهره سفر کردند به مدت ۱۰ سال ۱۱ ماه آزاد رها هستند در قسمت مرزبانی، راهنمایی، دبیری، مسئول آزمون، ورزشبانی، دستیار اسیستانت‌ آموزش، سرداری، دنوری خدمت کرده‌اند، رشته ورزشی ایشان والیبال است. مصاحبه‌ای را با ایشان ترتیب داده‌ایم که توجه شما را به آن جلب می‌نماییم.

اولین باری که وارد کنگره۶۰ شدید، چه حسی داشتید و چه انگیزه‌ای شما را در کنگره نگه داشت؟

اولین باری که وارد کنگره شدم کاملاً خنثی بودم و کاملاً حرکت در کنگره برایم تیری در تاریکی بود و اصلا به پایان کار فکر نمی‌کردم و دائماً بر این باور بودم که هیچ راهی مشکل ما و تخریب ما راحل نخواهد کرد. به همین دلیل گام‌های محکمی برنمی‌داشتم. اولین چیزی که نور امید را در دل من روشن کرد سه‌ ماه از سفر اول مسافرم که گذشت تغییرات ظاهری و باطنی او بود که واقعاً برایم غیرقابل باور بود و حتی آن موقع من گارد گرفتم که این‌ها برای گمراه کردن من است؛ ولی در ادامه دیدم این تغییرات چشم‌گیرتر شد و بعد در ادامه تازه گوش‌های من در کنگره شروع به شنیدن و چشم‌هایم شروع به دیدن کردند و تازه بعد از ۵ ماه از سفر اول که گذشت من اولین گام‌های کنگره را برداشتم و ذره‌ذره طعم شیرین آموزش‌های کنگره در کام من خودنمایی کردند و باعث ماندگاری من شدند؛ اما باز هم به ماندن و خدمت کردن فکر نمی‌کردم.

اگر قرار باشد امروز از شما فقط با یک واژه یاد شود، آن واژه چیست و چرا؟

در تمام این ۱۲ سال کنگره بودن و خدمتم، دوست داشتم ذره‌ای در حال خوب دیگران مؤثر بوده باشم؛ حتی با یک نگاه و یا حتی با یک لبخند و یا یک جمله و امیدوارم موفق بوده باشم که به یک نفر این حس را منتقل کرده باشم.

بزرگ‌ترین چالشی که در شروع راه درمان در کنگره داشته‌اید چه بود و چه‌طور آن را حل  کرده‌اید؟

اگر بخواهم صادقانه بگویم من در ابتدای شروع بسیار در وادی مقایسه قرار می‌گرفتم و دائماً خودم و مسافرم و حتی اگر باز هم روراست باشم راهنمایم را مقایسه می‌کردم و این بسیار تا بسیار مرا از مسیر اصلی دور می‌کرد که خوشبختانه با آموزش‌های دکتر امین در مورد قیاس در مقابل این چالش قرار گرفتم و آن را حل کردم.

از بین همسرانی که راهنمایی کرده‌اید کدام تجربه برایتان ماندگارتر بوده است؟


یکی از لذت بخش‌ترین قسمت‌های راهنما بودن این است که هر رهجو برای راهنمایش مانند یک کتاب آموزشی است که وقتی به پایان سفر اول و یا در ادامه سفر دوم می‌رسند هم رهجو آموزش گرفته و هم راهنما با کوله‌باری از تجربه سفر دیگری را آغاز می‌کند و این برای من خیلی ارزشمند است همه رهجوها چالش‌های مسیر آموزشی آن‌ها برایم ماندگار و پر آموزش بودند.

به نظر شما راهنمایی فقط یک آموزش است یا بیشتر از آن سبک زندگی است؟

راهنمایی دقیقاً هم آموزش و هم سبک زندگی است؛ خصوصاً برای من که هم خودم و هم مسافرم در این جایگاه خدمت می‌کردیم و واقعاً سایه این جایگاه بر تمام لحظات زندگی شخصی‌مان نیز بود و رد پای راهنمایی در تمام تصمیم‌های ما در زندگی‌مان دیده می‌شد و زندگی خود را بر اساس کنگره۶۰ تنظیم می‌کنیم.

وقتی که به عنوان راهنما شروع به خدمت کردن به دیگران کردید بزرگ‌ترین ترس یا نگرانی‌تان چه بود؟

بزرگترین نگرانی من این بود که نتوانم گره و یا نقطه تاریکی که در زندگی رهجوهای لژیونم پیش آمده را باز و حل کنم؛ ولی این را قاطعانه می‌گویم که دست‌هایی در اداره امور لژیون‌داری یاری‌گر راهنما است؛ قطعاً همان دست‌های آسمانی هستند که آقای مهندس کار آن‌ها را القا و الهام می‌دانند و من این موضوع را بارها لمس و درک کرده‌ام.

به نظر شما مهم‌ترین ویژگی راهنمای خوب چیست؟

در مورد این سوال نظرات و دیدگاه متفاوتی می‌تواند وجود داشته باشد استاد گران‌قدرم دکتر امین در مورد این موضوع در سی‌دی پادزهر راهنمایی خوب، راهنمایی است که بتواند آنچه که در کنگره آموزش گرفته را در قالب محبت و با ساده کردن مطالب در اختیار رهجو قرار بدهد و البته که عبور از آن‌ها برای ما غیرممکن بود.

مسئول مصاحبه: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم)
طراح سوالات: همسفر زهرا رهجوی همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر فاطمه‌زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاکدشت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .