چهارمین جلسه از دوره نهم کارگاه آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صبا به استادی مسافر حیدررضا، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر سیامک با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بیتعادلی» چهارشنبه ۲۰ خرداد ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد
سخنان استاد:
از ایجنت محترم و گروه محترم مرزبانی و همچنین از نگهبان محترم بابت فرصت خدمت و آموزش تشکر میکنم. در خصوص دستورجلسه همانطور که در آموزشها گفته شده است، ادب مجموعهای از آداب و اعمال صحیح کوچک است که وقتی اینها در فردی جمع میشوند، کسی که دارای آنها بشود، بهعنوان یک انسان مؤدب شناخته میشود. یک حرفی آقا کامران میگفتند که همیشه در ذهن من مانده است؛ کاری که کنگره با ما میکند این است که تصاویر ذهنی ما را از آن چیزی که بوده است، مثل پروندههای کشوی فایل، کمکم عوض میکند. یعنی تا قبل از ورود به کنگره اگر تصویر ذهنی ما، مصرف مواد با دوستها، رفیقها یا جاهایی که میرفتیم، بوده است، امروز این تصاویر به سیدی نوشتن، آموزش گرفتن و آموزش دادن و خدمت تبدیل میشود و اینها همه بهخاطر این است که ما یک کاری دست نفسمان بدهیم تا اینکه او نتواند کاری دست ما بدهد و ما از مسیر خارج کند تا بهمرور در صراط مستقیم قرار بگیریم و بهمرور زمان این مسائل ملکه ذهنمان شود و دیگر نیازی نباشد برای انجام کار درست و دوری از ضد ارزشها به خودمان فشار بیاوریم. مثال ساده آن، آشغال نریختن است. اگر این کار را تمرین کنیم، کمکم تبدیل به صفت و یک رفتار طبیعی در ما میشود.

همانطور که استاد امین میگویند، برگشت از ضدارزشها در یک لحظه اتفاق نمیافتد، بلکه بهصورت تدریجی و در همه شاخهها انجام میشود. بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که انجام امور ارزشی نیز یکباره در ما شکل بگیرد؛ آن هم نیازمند زمان، آموزش و تکرار است. یک مسئله دیگر هم وجود دارد. بعضی افراد میگویند ما باید تاریکیها را تجربه کنیم تا نور را بشناسیم و قبل از انجام عمل، به خودشان مجوز ورود به تاریکیها را میدهند که این همان تعریف گناه است. در حالی که ما مختارالخطا هستیم و بخشش برای بعد از عمل است، نه قبل از عمل. اگر قبل از عمل خودمان را ببخشیم، با خیال راحت اشتباه میکنیم، در حالی که تاوان آن تصمیم را نیز باید بپردازیم یعنی تبعات هر عملی را باید پذیرفت؛ همان چیزی که در قرآن آمده است که هر کس به اندازه ذرهای عمل خیر یا شر انجام دهد، نتیجه آن به خود او بازمیگردد. شاید این بازگشت بیست سال زمان ببرد ولی قطعا در نهایت به خود انسان خواهد رسید. اگر انسان روزی این موضوع را درک کند که خوبی برای خود انسان خوب است و بدی نیز برای خود او بد است، امکان ندارد به ضرر خود حرکت کند و در این صورت دیگر نه به پلیس نیاز دارد و نه به دوربین، به طور خودکار کار درست را انجام میدهد و هر جا که باشد، راه درست را انتخاب میکند؛ حالا این مطالب چه ارتباطی با تعادل دارد؟
به قول معروف بهطور کلی ما دو جور نشئگی داریم؛ یکی نشئگی مواد و تخریبهای آن که همه با آن آشنا هستیم و دیگری نشئگی الهی و حرکت در صراط مستقیم؛ اینجا هر انسان باید مسیر خود را انتخاب کند. اگر میخواهد در صراط مستقیم حرکت کند و نشئه باشد باید به لوازم و قوانین این مسیر بهطور کامل پایبند باشد؛ یعنی هر آنچه کنگره و قوانین الهی آموزش میدهند را در حد توان خود انجام دهد، نه اینکه ناامید شود و بگوید من نمیتوانم. انسان باید در حد توان خودش حرکت کند و خودش را با خودش مقایسه کند. وقتی به نقطه شروع خود برگردد و گذشتهاش را نگاه کند، متوجه میزان تغییرات خواهد شد و انرژی میگیرد. یکی از بچهها میگفت من روزی هشتاد نخ سیگار میکشیدم و امروز آن را به ده نخ رساندهام. به او گفتم: الان شما به اندازه آن هفتاد نخ که کم کردی، میتوانی انرژی پتانسیل بگیری؛ به این فکر کن، نه به آن ده نخ باقیمانده؛ انشاءالله آن را هم کنار میگذاری و با سفر سیگار، آدامس را شروع میکنی و در نهایت به رهایی میرسی. اصولاً انرژی گرفتن نیز همینگونه است. انسان زمانی که کار مثبت انجام میدهد، انرژی پتانسیل دریافت میکند تا توان حرکت و رسیدن به نقطه تعادل در او ایجاد شود.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم
عکس: مسافر ابوالفضل
تایپ: مسافر رضا
ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
20