English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار؛ برکتِ آرامش و امید

لژیون سردار؛ برکتِ آرامش و امید

اگر بخواهم از حس و حال خودم درباره لژیون سردار برای شما بگویم، باید از روزی شروع کنم که برای اولین بار وارد کنگره شدم و در یکی از جلسات لژیون سردار حضور پیدا کردم. وقتی دوستان مشارکت می‌کردند، با دقت به صحبت‌هایشان گوش می‌دادم. از معجزه‌هایی می‌گفتند که لژیون سردار در زندگی انسان‌ها ایجاد می‌کند. همان‌جا با خودم عهد بستم که من هم در لژیون سردار شرکت کنم و این کار را انجام دادم. همیشه به خدا می‌گفتم: «خدایا، خودت پولش را برایم جور کن که شرمنده نشوم.» و دقیقاً همین‌طور هم شد. از جایی که اصلاً انتظارش را نداشتم، پولش جور شد و من آن را به لژیون سردار تقدیم کردم. همان‌جا بود که فهمیدم لژیون سردار چه معجزه‌هایی در زندگی انسان رقم می‌زند. سال ۹۶ بود که خانه می‌ساختیم.

ماشینمان را فروختیم تا خانه را تکمیل کنیم و بعد از آن دیگر توان خرید ماشین نداشتیم. همیشه در مسیر کنگره با خودم می‌گفتم: «خدایا، چه می‌شود اگر به ما هم یک ماشین بدهی تا با ماشین خودمان به کنگره رفت‌وآمد کنیم؟» و همان اتفاق برایمان افتاد. الان هر روز خدا را هزاران بار شکر می‌کنم. سال‌ها پیش با آن قیمت‌های مناسب هم نمی‌توانستیم ماشین بخریم؛ چه برسد به حالا که قیمت‌ها بسیار بالا رفته است. با خودم می‌گفتم: «در این گرانی، ما چطور می‌خواهیم ماشین بخریم؟ از کجا می‌خواهیم پولش را جور کنیم؟» اما همان چیزی که آرزویش را داشتم، اتفاق افتاد. نمی‌دانم چگونه و به چه شکلی، اما پولش برایمان جور شد و توانستیم یک ماشین بخریم. همیشه به این فکر می‌کردم که روز رهایی با چه وسیله‌ای می‌خواهیم برویم.

با خودم می‌گفتم: «خدایا، خودت به ما یک ماشین بده تا با ماشین خودمان به رهایی برویم.» و این اتفاق هم برایمان افتاد. همه این‌ها را از برکت لژیون سردار می‌دانم. واقعاً وقتی دوستان این مطالب را می‌گفتند، باور نمی‌کردم و با خودم می‌گفتم: «مگر می‌شود؟» اما دیدم بله، این اتفاق برای ما هم افتاد. ان‌شاءالله همیشه بتوانیم در راه کنگره، خدمتگزار جهانی، مالی و علمی باشیم و در کنگره خدمت کنیم. همه این‌ها را مدیون آقای مهندس هستم که چنین جایگاهی را برای ما فراهم کرده‌اند؛ جایی که ما با حال خراب وارد آن می‌شویم و به آرامش و آگاهی می‌رسیم. از ایشان بسیار تشکر می‌کنم که این بستر را برای ما فراهم کرده‌اند. وقتی مبلغ لژیون سردار را پرداخت کردم، پسرم می‌گفت: «مادر، برای چه پول دادی؟ چرا بردی دادی؟» و مدام غر می‌زد.

به او گفتم: «به تو ربطی ندارد، تو چیزی از این موضوع نمی‌دانی.» بعد هم پیش مادرشوهرم گفت. ایشان هم پرسیدند: «برای چه دادی؟ چرا این کار را کردی؟» من گفتم: «مامان، من حال و احساسم را با گذشته مقایسه می‌کنم و می‌بینم چقدر حالم خوب شده و چقدر آرامش در زندگی دارم. همه این‌ها را مدیون کنگره هستم.» افراد زیادی مثل من در بیرون هستند که نیاز دارند جایی داشته باشند تا به آرامش برسند. با این مبلغ ناچیز نمی‌توانیم دین خود را به کنگره ادا کنیم، اما می‌توانیم سهمی داشته باشیم تا چنین بستری برای دیگران نیز فراهم شود و کسانی که با حال خراب هستند، بتوانند به آرامش برسند. لژیون سردار حس بسیار خوبی دارد؛ واقعاً حس فوق‌العاده‌ای است. من یکی دو بار در جلسات لژیون سردار نشستم و حال و هوایم بسیار خوب شد. چیزهای زیادی یاد گرفتم و همه این‌ها را مدیون آقای مهندس و کنگره هستم.ممنونم از اینکه به نوشته‌های بنده دل سپردید.

نویسنده: همسفر آذر رهجوی همسفر فرشته (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر نسرین رهجوی همسفر فرشته (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی همسفر فاطمه (لژیون پنجم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .