English Version
This Site Is Available In English

من قبل از اینکه مواد مخدر مصرف کنم آداب معاشرتم با همه خوب بود

من قبل از اینکه مواد مخدر مصرف کنم آداب معاشرتم با همه خوب بود

جلسه اول از دوره هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ با دستور جلسه ( آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی) استادی مسافر مسعود  ، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر نادر سه شنبه نوردهم خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ در محل دانشگاه خوارزمی قشم آغاز به کار کرد  . 

خلاصه سخنان استاد  ؛ 

من قبل از اینکه مواد مخدر مصرف کنم آداب معاشرتم با همه خوب بود و با توجه به شغلی که داشتم خودم را موظف می‌دانستم با ارباب رجوع بسیار خوب رفتار کنم ولی زمانی که به مواد گرایش پیدا کردم و مصرف مواد به اوج خود رسید همه کارهای روزمره من از سمت تعادل به بی‌تعادلی سوق پیدا کرد و ادب برای من به بی‌ادبی تبدیل شد آداب معاشرت من با بقیه به طور چشمگیری پایین آمد و رفتار من با دیگران بسیار نامناسب شده بود و خودم هم به این موضوع آگاه نبودم چون حس‌های من با مصرف مواد مخدر بسته شده بودند و نمی‌دانستم چه بلایی سر خودم می‌آورم و واقعاً تعادل نداشتم یعنی در آن شرایط اگر در خیابان خودرویی پشت سر من بوق می‌زد من هم سعی می‌کردم آن را تلافی کنم و به هم می‌ریختم و همیشه می‌خواستم جواب رفتار بد را با رفتاری بدتر بدهم حتی با خانواده خودم نیز بدرفتاری می‌کردم و تمام فکر و ذکر من مصرف بود و خودم را در اتاقی که داشتم حبس می‌کردم و به‌راحتی می‌توان گفت که به انسانی بی‌ادب و بی‌تعادل تبدیل شده بودم. 

خدا را شکر زمانی که وارد کنگره شدم با آموزش‌هایی که گرفتم آرام‌آرام شروع به تغییر کردم و با مطالبی آشنا شدم که به شناخت انسانیت کمک زیادی به من کرد و فهمیدم در هر جایگاه و مکانی که قرار گرفتم چگونه رفتار کنم تا مورد قبول دیگران باشم. من زمانی که ازدواج کردم تا دو ماه اول زندگی مشترکمان همسرم نمی‌دانست که من مواد مصرف می‌کنم و بعد از اینکه ایشان متوجه شدند سفر خود را در کنگره آغاز کردم و در هفته دوم جلسات همسفرم نیز وارد کنگره شدند و همراه من سفر کردند که این موضوع باعث رشد و تغییرات بسیار خوبی در زندگی ما شد و کمک زیادی کرد تا به تعادلی که امروز دارم دست پیدا کنم و در حقیقت از رفتار کنونی خودم رضایت دارم زیرا قبلاً بر سر هر موضوعی با یکدیگر دچار مشکل می‌شدیم چون زبان مشترکی نداشتیم و باز هم خدا را شاکرم که در این مسیر قدم گذاشتم و سفرمان را آغاز کردیم. 

در زمان مصرف مشتریان برای اصلاح به مغازه من مراجعه می‌کردند و با اینکه از قبل نوبت داشتند من به دلیل مصرف قرص متادون در طول روز روی تختی که برای خودم در مغازه گذاشته بودم می‌خوابیدم و به مشتری می‌گفتم حالم خوب نیست و یک ساعت بعد مراجعه کنند تا این اندازه تعادل نداشتم و غافل از این بودم که به خاطر مصرف مواد در حال از دست دادن کار و درآمد خود هستم و به همین دلیل بسیاری از مشتریان دیگر به سمت من بازنگشتند. 

از زمانی که سفر خود را در کنگره آغاز کردم و با لطف خدا  ، راهنمای عزیزم و کمک تک‌تک اعضا به رهایی رسیدم سعی کردم به شرایط گذشته و جایگاه واقعی خود بازگردم و بتوانم بر اساس آموزه‌های کنگره رفتار کنم و دوباره به رونق گذشته و یک زندگی سالم دست پیدا کنم.

ویرایش، تائپ و ارسال   : مسافر سجاد 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .