English Version
This Site Is Available In English

تا زمانی که ندانیم تفکر چیست، نمی‌توانیم تفکر درستی داشته باشیم.

تا زمانی که ندانیم تفکر چیست، نمی‌توانیم تفکر درستی داشته باشیم.

برداشت ایجنت همسفر فاطمه از سی‌دی تجربه، تفکر و آموزش:

مطالب کنگره‌۶۰ جزئی از آموزش‌هایی است که آرام آرام آن را فرا می‌گیریم و جذب می‌کنیم.
این نکته برای تازه‌واردین و سفر اولی‌ها می‌باشد که اگر مطالب برای‌تان سنگین بود نگران نباشید، به مرور زمان مطالب را فرا می‌گیرید. ما برای این‌که مثلث دانایی که اضلاع آن تفکر، تجربه و آموزش است را کامل کنیم یک مثال می‌زنیم؛ دانشجویی که می‌خواهد چیزی را یاد بگیرد.
در ابتدا یک موضوعی برای ما توضیح داده می‌شود که آموزش می‌شود، بعد ما آزمایشی را انجام می‌دهیم که می‌شود تجربه و مرحله بعد شروع به تجزیه و تحلیل و بررسی می‌کنیم که می‌شود تفکر.

نکته حائز اهمیت این است که گاهی انسان‌ها می‌خواهند این سه ضلع مثلث را با هم انجام بدهند و زمان‌ها با هم تداخل پیدا می‌کنند. یعنی استاد در حال آموزش است اما من هم‌زمان هم به صحبت‌هایش گوش می‌دهم هم درحال آزمایش کردن هستم و هم در حال تجزیه و تحلیل و بررسی.
این موضوع در کنگره هم اتفاق می‌افتد، برای مثال راهنما صحبت می‌کند اما ذهن و اندیشه من در جای دیگری پرواز می‌کند. در واقع عملاً آموزش خود را از دست داده‌ام. پس این‌که من بتوانم آن‌ها را از یکدیکر تفکیک کنم کار خیلی مهمی است.
در زمان آموزش نباید قضاوت انجام شود.
هرچه تجربه خالص‌تر باشد، آن تجربه کامل‌تر است.
در زمان تفکر نباید وارد آموزش شویم. تا زمانی که ندانیم تفکر چیست، نمی‌توانیم تفکر درستی داشته باشیم.
تفکر یک حرکتی است از مجهولات به معلومات. برای همین است که تفکر می‌کنیم تا بتوانیم مجهولات را به معلومات تبدیل کنیم.
تفکر جهت دارد، حال می‌تواند در جهت منفی و مثبت باشد. تعقل با تفکر فرق دارد؛ تعقل کاری است که با عقل است یعنی قبلاً به درک درستی آن رسیده‌ایم مثل کاری که راهنما برای رهجویش انجام می‌دهد. زمانی که رهجو در کارش گیر می‌کند راهنما در کارش تعقل می‌کند اما رهجو نمی‌تواند در کار راهنمایش تعقل کند چون به مرحله لازم نرسیده است. بنابراین رهجو باید بداند که چه تفکری درست و چه تفکری غلط است.
حال سوالی پیش می‌آید: چه چیزی باعث می‌شود که تفکر ما منفی یا مثبت باشد؟
مبدا نقطه شروع. در تفکر ما تعدادی معلومات و تعدادی مجهولات وجود دارد. برای درمان اعتیاد یکسری دلایل آوردند که این دلایل در کدام  معادله است. کنگره گفت تمام این معادلات را دور بریزید، ما فقط یک مجهول داریم آن هم عدم آگاهی است.
اگر صورت مسئله درستی نداشته باشیم تفکر از همان مبدا اشتباه است‌. اگر قوانین را به درستی رعایت نکنیم در همان ابتدا مسیر را اشتباه طی می‌کنیم چون داده‌ها غلط است.
زمانی که تفکر کار خودش را شروع می‌کند، سه نیروی القا، احیا و تحرک به کمک آن می‌آیند که هر کدام از این‌ها در تفکر ما در زمان خودش اثری را ایجاد می‌کند و زمانی که این سه ضلع با هم برابر شوند مسائل پیچیده و  غیر قابل حل هم حل می‌شوند.

 

برداشت همسفر بی‌بی از سی‌دی تفکر، تجربه و آموزش:

ما برای این‌که مثلث دانایی را بهتر حس کنیم مثال دانشجو را زدیم.
دانشجویی که می‌خواهد چیزی را یاد بگیرد و به تشخیص کامل برسد باید آزمایش کند؛ پس برای شروع یک استاد موضوعی را مطرح می‌کند و در مورد آن توضیحاتی می‌دهد، در این قسمت ما در حال آموزش هستیم. بعد از آموزش ما می‌مانیم با آن وسایل آزمایشگاه، پس آزمایش را باید خودمان انجام بدهیم، این در مرحله تجربه قرار گرفتن است.
وقتی آزمایش تمام شد نتایج را تجزیه و تحلیل می‌کنیم. این ما را در مرحله تفکر کردن قرار می‌دهد؛ یعنی ما در این مثال سه وضعیت را از هم تفکیک کنیم ولی نکته‌ای که قابل اهمیت است و اکثرا هم دچار این مشکل می‌شوند این است که نمی‌توانند این سه وضعیت را از هم جدا در نظر بگیرند، یعنی زمانی که در حال گوش دادن صحبت استاد هستیم به این فکر هستیم که جواب چه می‌شود. همان کاری که استاد راهنماهای کنگره‌۶۰ انجام می‌دهند و برای رهجو در مورد گریز و مواد صحبت می کنند و رهجو در ذهن خود در حال مصرف مواد است و چیزی از آموزش متوجه نمی شود یا رهجو در مرحله تجربه است و باید موادی را که راهنما برایش گفته مصرف کند ولی هنوز در حال پيدا کردن صحبت‌های استاد یا در حال تجزیه و تحلیل کردن است. نتيجه آزمايشی که می خواهد انجام دهد چه می‌شود؟ پس خود را در مرحله تفکر قرار می‌دهد و چیزی از تجربه که باید به‌دست نمی آورد.
تا من ندانم تفکر کردن چیست نمی‌توانم درست تفکر کنم‌.
تفکر؛ حرکتی است از یک سری مجهولات به یک سری معلومات، بنابراین برای این که ما تفکر داشته باشیم باید مسئله‌ای وجود داشته باشد. یک مسئله حقیقی که ما می‌خواهیم این مسئله را حل کنیم. برای شروع هم مجهول داریم هم معلوم، اگر تعداد معلومات با مجهولات برابر باشد آن معادله قابل حل است و اگر تعداد مجهولات بیشتر باشد آن معادله بی‌نهایت جواب دارد.
کنگره۶۰ می‌گوید همه معادلات و مجهولات را دور بریزید. ما یک مجهول داریم آن هم عدم آگاهی ما است. وقتی این کار را انجام دادیم مسئله قابل حل خواهد شد.
برای تفکر کردن باید یک مسئله داشته باشیم و یک‌سری قوانین، در ضمن اگر قوانین برای شروع کار اشتباه باشد تفکر مسیر غلط را طی می کند.
در تفکر کردن همه مثل یک صفحه سیاه،کاملا تاریک، شاید کمی روشن باشد. به مرور زمان یک نقطه روشن به‌وجود می‌آید. تفکر ادامه پیدا می‌کند و صفحه سیاه شروع می‌کند به روشن شدن و همه چیز روشن می‌شود. وقتی روشن شد همه چیز معلوم می‌شود. برای تفکر کردن سه نیرو وجود دارد: القا، احیا و تحرک که هر کدام در زمان خودشان در تفکر اثر گذار هستند.

 

منبع: سی‌دی تجربه، تفکر و آموزش
نویسنده: راهنمای تازه‌واردین همسفر بی‌بی و  ایجنت همسفر فاطمه

رابط خبری: راهنمای تازه‌واردین همسفر فرزانه
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .