English Version
This Site Is Available In English

دوستان عزیز من یکی از معجزات کنگره 60 هستم

دوستان عزیز من یکی از معجزات کنگره 60 هستم

جلسه نهم از دور هفدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافرین مورخ سه شنبه ۱۴۰۵/۳/۱9  با دستور جلسه ( ادب ، بی ادبی و تعادل ، بی تعادلی ) راس ساعت ۱۷ به استادی مسافر علیرضا و نگهبانی مسافر ربیع و دبیری مسافر آرمین در شعبه قائمشهر برگذار گردید

سلام علیرضا هستم مسافر

خداوند و شاکر و سپاسگزارم که توفیق داد امروز در کنگره شصت حضور داشته باشم و توفیقی حاصل فرمود تا بتوانم امروز در نمایندگی قائمشهر در خدمت شما عزیزان باشم.

از ایجنت محترم نمایندگی ، مرزبانان گرامی و لژیون محترم تازه واردین که خدمتگزار بودند و این بخشش را انجام دادند و این افتخار رو به بنده دادند تشکر و قدردانی می کنم همچنین از نگهبان و دبیر محترم سپاسگزارم که مسئولیت اداره جلسه رو به من واگذار نمودند .

ان شاالله که با حس خوبی که توی این نمایندگی دارم می بینم بتوانیم جلسه خیلی خوبی رو با همدیگر داشته باشیم .


دستور جلسه آداب معاشرت هست ( ادب ، بی ادبی ، تعادل ، بی تعادلی ) شاید من به عنوان یک تازه وارد وقتی که وارد کنگره شصت میشوم ، با خود بگویم که من علیرضا اومدم اعتیادم رو درمان کنم چرا صحبت از آداب معاشرت می شه ، من اومدم مواد مخدر رو بگذارم کنار این به مطالب به چه کار من می آید ولی در ادامه متوجه می شوم که دستور جلسات سالیانه کنگره است که هر هفته یک دستور جلسه قرار داده می شه و بعضی از این دستور جلسات هر سال تکرار می شوند و این دستور جلسه یکی از اون دستور جلساتی است که سالیانه تکرار می شود.
همه این ها می خواهد من علیرضا را به تعادل برساند  آیا من در تعادل نبودم ؟ جواب اینه که بله من تعادل نداشتم ما یک ترک داریم که می گوییم ترک ، فوق ترک چی می شه ؟ درمان ، درمان بالاتر از ترکه و تعادل بالاتر از درمانه ؛ پس آموزش های کنگره شصت و حضور من علیرضا در کنگره شصت فقط برای به تعادل رسیدن خودم هست . من تعادل نداشتم در افکار و اندیشه در رفتار گفتار کردار حرف زدن در هیچی تعادل نداشتم .
چرا تعادل نداشتم چون که مصرف مواد مخدر و افکار مخرب که باز زاییده مصرف مواد مخدر بوده تعادل رو از من گرفته بود و سیستم بیوشیمی و سیستم ایکس من از تعادل خارج شده بود و افکار و اندیشه من نیز از تعادل خارج شده بود .
مثل همون چهارپایه یا صندلی که الان روش نشستیم و آنها چهار تا پایه دارند اگه یکی از این پایه ها نیم سانتی متر یا حتی یک میلی متر بالا پایین باشه این چهارپایه از تعادل خارج می شه و نمی تونه سر جاش ثابت بایسته .

در  آموزش های جهان بینی کنگره شصت هست که چطوری با یک نفر صحبت کنم ، چطوری با یک خانم صحبت کنم ، چطوری با یک آقا صحبت کنم ، وقتی که وارد لژیون می شم دستم رو بلند کنم اجازه بگیرم ، وقتی که می خوام بلند شم اجازه بگیرم ، وقتی که حتی به خونه خودم وارد می شوم و به اتاق بچه ام می خواهم وارد بشوم در بزنم و یا الله بگویم و اجازه بگیرم .

دوستان عزیز من یکی از معجزات کنگره هستم می خوام این رو بگویم خدمتتان ، سفر اولی ها شاید براشون یه نقطه تفکر بشه من کور مادرزاد بودم با حضورم در کنگره شصت چشمام شفا یافت و هر چقدر من در کنگره خدمت کنم باز کمه الان خب از تهران شهریار بلند می شیم می آیم اینجا ، هر هفته به یکی از این شهرها می آیم و چقدر لذت می برم و چقدر آرامش به دست می آورم چون چیزی که کنگره هست به من داده اصلا قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست و تنها دلیل موفقیتم ایمان و اعتقادی که به راهنما ، به سیستم ، به آقای مهندس داشته و دارم و خیلی چیزها رو دارم دریافت می کنم .
نه پول داشتم ، نه چشم داشتم ، نه ماشین داشتم و نه خونه داشتم و در مجموع  هیچی نداشتم ، به والله ماهی ششصد هزار تومن درآمدم بود سال نود و دو یکصد و شصت هزار تومن کرایه خونه می دادم خیلی از مسیر رو از خونه ام تا شعبه وحید اندیشه پیاده می رفتم و ساعت یازده شب برمی گشتم خونه . ولی سختی ها رو با جان و دل پذیرفتم قبول کردم و الان خدا رو شکر در کنگره شصت دوازده ساله دارم خدمت می کنم حضور دارم و هرچی از خدا خواستم بهم داده .
ماشین خریدم ، خونه خریدم ، مغازه خریدم ، تو کنگره عضو لژیون سردار هستم ، دنور شدم خودم و همسفرم و از همه مهم تر شماره چشمای من به والله اومد پایین . خداوند تا شاکر و سپاسگزارم که رزومه خودمو تو کنگره گفتم که برای خیلی ها شاید نقطه تفکر بشود و ان شاالله که بدانند که این کنگره هست که هرچی بخواهیم در این مسیر و این سیستم الهی ، خداوند به ما خواهد داد .

از اینکه به صحبت های من گوش دادید از همه شما ممنون و متشکرم

 

ویرایش و ارسال مطلب مسافر امید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .