همسفر مهناز:
استاد امین در قسمت دوم مثلث شخصیت فرمودند: «من اعتقاد دارم مطالب باید به سادهترین شکل ممکن بیان شود که قابل استفاده باشد.» هر مسئلهای اصولی دارد که اگر با اصولش آشنا شده و حوصله داشته باشیم ساده و راحت میشود. بازی زندگی پیچیدگیهای مختلفی دارد و شبیه بازی راگبی است. انسان با ورود به تاریکیها مشکلاتی برای او به وجود میآید؛ زیرا حس او آلوده شده است. تاریکیها انواع مختلفی دارند که اعتیاد یکی از آنها است.
زمانی انسان درگیر میشود که حس او که عامل حرکت و معادل نیرو است، آلوده میشود. انسانی که دارای حس سالم و پاک باشد، میتواند بفهمد که آیا قدرت حل مسئلهای که با آن مواجه شده است را دارد یا ندارد؟ زیرا حس سالم یعنی عقل سالم و به مسائلی میپردازد که در حیطه دانایی و عقل او باشد. حال یک سؤال مطرح میشود به چه علت استاد امین یا آقای مهندس وقتی میخواهند هرچیزی را توضیح دهند، مثال میزنند؟ به نظر من به این دلیل است که تعریف باید یک تصویر هم داشته باشد و با تصویر بهتر میتوانیم ارتباط بگیریم؛ اگر تصویر نباشد، احساس هم وجود ندارد.
همسفر زهره:
گاهی اوقات ما در مورد دیگران یا خودمان از این کلمه استفاده میکنیم که عقل ندارد یا عقل ندارم. منظور از اینکه عقل از دسترس خارج شده است، یعنی چه؟ البته عقل و دانایی شامل انسان میشود. استاد در اینجا انسان را تشبیه به کشوری کردهاند که درون آن تأسیسات، کارخانهها، علم، دانش و نیروی متخصص وجود دارد که باعث ایجاد اشتغال، حرکت و جنبوجوش میشود و مردم آن کشور احساس زنده بودن میکنند. حالا کشور دیگری را در نظر بگیریم که هیچ تولید و تأسیساتی در آن وجود نداشته باشد؛ پس این دو کشور با هم فرق میکنند. کارخانهها برای تولید نیاز به مواد اولیه دارند که در اینجا مواد اولیه را حس میکنیم. در نظر میگیریم که به هر دلیلی اگر مواد اولیه مرغوب به کارخانهها نرسد چه اتفاقی میافتد؟ در آن کشور برخی از کارخانهها از کار میافتند؛ در واقع تعادل آن کشور به هم میریزد.
اکنون عقل را به عنوان یک قاضی در نظر میگیریم که کار آن دستور دادن و قضاوت میباشد و تمامی امور تحت فرمان او است؛ در واقع عقل فرمانده است؛ اگر به هر دلیلی فرمانده یا قاضی ضربهای بخورد تمامی سیستم و ساختار آن به هم میریزد؛ یعنی شخصیت آن موجود از کار افتاده و تخریب میشود؛ اگر به شخصیت انسان صدمهای وارد شود، جبرانناپذیر است و آن شخص از زندگی لذت نمیبرد و چیزی برای از دست دادن ندارد.
از سه طریق به عقل یا فرمانده ضربه وارد میشود؛ ابتدا از طریق حس بیلیاقتی، بعد از طریق حس گناهکار بودن و در آخر از طریق حس تهدید، عقل ضربه میخورد. قاضی که در حال بررسی یک پرونده است و دیگران به او اطلاعات غلطی میدهند، باعث میشود حکم اشتباهی بدهد یا در حال قضاوت کردن است که به او رشوه میدهند تا حکم اشتباهی صادر کند. تمام اینها ترفندهای نفساماره یا نیروهای منفی است؛ زیرا در کلامالله هم آمده است: «شیطان، دشمن آشکار شماست.»
حالت سوم این است که قاضی را تهدید میکنند که اگر کاری را که ما میخواهیم انجام ندهید، خانوادهات در خطر هستند و او چون تهدید شده است از روی ترس حکم را امضاء میکند. با آن تهدید در واقع ضربهای به فرد وارد میشود که باعث ایجاد شکاف در شخصیت او میشود. در اصل این سه موقعیت، یک مثلث را تشکیل میدهند که اگر یکی از این سه مورد در انسان وجود داشته باشد، تعادل او به هم میخورد؛ در نتیجه هر کجا ترس وجود داشته باشد در کنار آن نفرت هم وجود دارد و ترس عمیق، نفرت عمیق را لازم دارد.
منبع: سیدی «مثلث شخصیت» استاد امین
رابط خبری: همسفر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر فیروزه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون پانزدهم)
ویرایش: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر احسانه (لژیون ششم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حسنانی تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
53