در آن روزهایی که با هزاران آرزو زندگی خود را شروع کردیم، با گذشت زمان کوتاهی تمام آن آرزوها فرو ریخت؛ زیرا اعتیاد، مثل مِهمانی ناخوانده، تمام زندگی و آرامش ما را تصاحب کرده بود. سختترین بخشِ آن روزها، نبودِ امکانات یا ترس از آینده نبود؛ بلکه تلاش برای نگهداشتن حرمت در میانهی یک ویرانه بود. من یادگرفتم چطور در اوج آشوب، با لحنی آرام صحبت کنم، نه به این دلیل که همه چیز خوب بود؛ بلکه برای اینکه زندگی را نبازم.
در زمان اعتیاد، خانه دیگر جایی برای استراحت نیست، بلکه تبدیل میشود به محیطی برای مدیریت بحران، تخریب در این دوران، فقط به معنای از دست دادن پول یا سلامتی نیست؛ زیرا تخریبِ امنیت روان است. وقتی یکی از اعضای خانواده درگیر اعتیاد شود شما هر روز با یک آدم جدید بیدار میشوید؛ گاهی مهربان، گاهی تندخو و گاهی غریبه.
این وضعیت، رنجی را به خانواده تحمیل میکند که نامش اضطراب است؛ چراکه حس میکنیم در یک تونل تاریک هستیم که انتها ندارد. اما در میانهی تمام این تخریبها، یک سوال بزرگ وجود داشت: چطور میتوان در این وضعیت، انسانیت و ادب را حفظ کرد؟ هر بار لبخند میزدم؛ اما قلبم از اضطراب میلرزید، یا هر بار که حرمتِ رابطهمان را در برابر تندخوییهای ناخواسته حفظ کردم، درواقع با خود میجنگیدم. میخواستم به خودم ثابت کنم که حتی وقتی طرف مقابل در تاریکترین نقطه هست، من میتوانم چراغِ انسانیت و ادب را روشن نگه دارم.
آن روزها شاید آداب معاشرت را نمیتوانستم برای خود معنا کنم؛ اما به خوبی فهمیدم که ادب واقعی آن است که در اوجِ درد و زخم، باز هم بتوانی با وقار رفتار کنی. من با حفظ رفتار خود پلی ساختم تا روزی که دوباره تو را از آن تاریکی نجات دهم و تو ببینی که من در سختترین روزها، حتی وقتی تو خودت را فراموش کرده بودی، حرمتِ تو و عشقت را در قلبم زنده نگه داشتم.
در ابتدا فکر میکردم رعایت ادب و احترام در برابر کسی که در اثر اعتیاد، کنترل رفتارش را از دست داده، نوعی سادگی یا ضعف است؛ اما کمکم دریافتم که حفظ حرمتها و رعایت قوانین اخلاقی زندگی در آن شرایط، درواقع یک سرمایهگذاری روی آینده و آرامش خانواده است.
نویسنده: راهنما همسفر مهین(لژیون هشتم)
ویرایش و رابط خبری: همسفر میترا مرزبان خبری
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)، نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
144