جلسه چهاردهم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رضوی مشهد به استادی همسفر اکرم، نگهبانی دنور همسفر فرزانه و دبیری همسفر ملیحه با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» روز یکشنبه ۱۷خردادماه۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان اکرم هستم همسفر حسین؛ از نگهبان جلسه و همچنین از دبیر و خزانه دار سردار بابت گزارشهای خوبی که ارائه کردند سپاسگزارم. از راهنمای عزیزم خانم معصومه و خانم منصوره ممنونم که مرا لایق دانستند و استادی جلسه را به من سپردند تا آموزش بگیرم. این آموزشها خیلی پرمعنا هستند. چرا آموزش بگیریم؟ چون به تعادل برسیم و چرا به تعادل برسیم؟ چون زندگی کنیم! تمام صحبتهای آقای مهندس برای این است که زندگی کنیم نه در گذشته؛ بلکه در حال! در گذشته ما زندگی نمیکردیم.
روز اولی که به کنگره آمدم حال خرابی داشتم. از استادی که در جایگاه صحبت میکردند و من تمام حرفهایشان را با جان و دل گوش میکردم، امید و انگیزه گرفتم که بیایم و ادامه دهم. میخواهم به سفر اولیها بگویم که در کنگره ناممکنها ممکن میشود. با خودم میگفتم آیا ممکن است مسافر من خوب شود و اعتیاد در زندگی ما نابود شود؟! اگر قوانین، حرمتها و دستور جلسهها را از صفر تا صد عمل کنیم این اتفاق قشنگ برای همه ما میافتد.
موضوع دستور جلسه ادب، آداب معاشرت، تعادل و بیتعادلی است. همه ما اینها را در زندگی میدانیم و بلد هستیم؛ اما آیا اجرا میکنیم و در زندگی بکار میبریم؟ گاهی اوقات فراموش میکنم که آداب معاشرت و ادب مربوط به من است و مربوط به مسافرم، فرزندم و شخص دیگری نیست؛ فقط مربوط به من است. اگر من نظم و ادب نداشته باشم، آداب معاشرت اجتماعی را در خواب، خوراک، پوشاک و ... رعایت نکنم و تعادل نداشته باشم هرچقدر با دیگران صحبت، نصیحت و راهنمایی کنم هیچ اثری ندارد.
برداشتی که من در این دوسالی که به کنگره آمدم داشتم این بود که خودم را اصلاح کنم. به وجود خودم برگردم و ببینم چه نقصهایی دارم و آنها را اصلاح کنم. اینجا است که جواب میگیرم. میبینم که ذرهذره رفتار خودم و اطرافیانم عوض میشود. زیرا رفتار بقیه انعکاس رفتار من است. حال چه خوب چه بد! خوبی کنم خوبی میبینم، عشق و محبت بدهم، عشق و محبت دریافت میکنم. بدی کنم بدی میبینم. شک نکنید کینه بورزم و دشمنی در وجود خود داشته باشم، قطعاً همانها را دریافت میکنم. پس انرژی و حال خوب را به اطرافیانم، هستی و کائنات بدهم تا حال خوب دریافت کنم.
مسأله دیگری که وجود دارد به خودم میگویم اگر به جلسهای چه در کنگره چه بیرون کنگره دعوت میشوم، مثل همین لژیون سردار مسلماً عزیزانی پشت صحنه زودتر آمدهاند. مرزبان، ایجنت، خدمتگزاران همه و همه تدارکات را چیدهاند تا من بیایم و آموزش بگیرم. حال وظیفه من چیست؟ سر وقت به جلسه بیایم. نظم جلسه را بهم نزنم. استادی که صحبت میکند وقت و انرژی گذاشته است، چرا با بغل دستی خود صحبت کنم و نه خودم بهرهای ببرم، نه کسانی که اطراف من نشستهاند.
در لژیون اجازه دهم بقیه دوستان هم مشارکت کنند، شاید گرهای در زندگی داشته باشند. همین نکات ریز آداب معاشرت من را رقم میزند. چون در لژیون سردار هستیم میخواهم بگویم قبل از کنگره به گونهای زندگی نداشتیم. اصلاً زندگی نمیکردیم. اعتیاد همسر، فرزند، بیکاری و بیپولی و ... هر کسی با مشکلاتی درگیر بود. به کنگره آمدیم، کنگره با ما چه کرد؟ همه اینها را از من گرفت و اول از همه سلامتی را به من داد، اعتبار و عزت نفس داد، همه را برگرداند. آن عشق و محبت که در زندگی ما کور و تمام شده بود را به من برگرداند.
حال وظیفه من چیست؟ بهایش را پرداخت کنم کارتی که میکشم با جان و دل و از روی عشق باشد. میدانم این پرداختی که دارم کجا هزینه میشود، سقفی میشود بالای سر من و شما، برای مادران و همسرانی که مصرفکننده هستند. خیلی درد دارد که ببینیم پدر و مادری مصرفکننده باشند و فرزند عذاب بکشد. ببینیم که مادری اعتیاد جگر گوشهاش را ببیند و رنج بکشد. انشاءالله این پرداختی ما عشق باشد، مطمئناً برکتش به زندگی ما برگشته است. همین مسیری که برای من و شما باز شده است، خیلی شیک زیر باد کولر و در زمستان کنار بخاری به رایگان آموزش میگیریم خیلی ارزش دارد. خودم را میگویم که قدر بدانم و بتوانم آن برداشتی که خودم میخواهم از این جلسات داشته باشم و به تعادل برسم.



تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رضوی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
58