English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار ...

لژیون سردار ...

"به نام خدا"

هشتمین جلسه از دور هشتم جلسات لژیون سردار نمایندگی عمان سامانی شهرکرد، به استادی دنور مسافر کاظم و نگهبانی دنور مسافر حمزه و دبیری دنور مسافر سامین، روز سه‌شنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۳/۱۹ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه صحبت‌های استاد:
سلام دوستان، کاظم هستم یک مسافر.
خداوند را شاکرم که بار دیگر این فرصت را به من داد تا در این جایگاه خدمت کنم. از راهنمای عزیزم، مرزبانان، ایجنت، دیده‌بانان و همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ تشکر می‌کنم که بستری را فراهم کرده‌اند تا ما بتوانیم آموزش ببینیم، رشد کنیم و زندگی جدیدی را تجربه کنیم.

دستور جلسه این هفته «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» است.
به نظر من این دستور جلسه فقط درباره نحوه رفتار با دیگران نیست، بلکه درباره شیوه زندگی کردن است. زیرا هر انسانی هر روز با خودش، خانواده‌اش، جامعه و خداوند در ارتباط است و کیفیت این ارتباط‌ها تا حد زیادی به ادب و تعادل او بستگی دارد.
قبل از ورود به کنگره، تصور من از ادب این بود که انسان مؤدب کسی است که خوش‌صحبت باشد، احترام بگذارد و از کلمات مناسب استفاده کند. اما در کنگره متوجه شدم که ادب بسیار عمیق‌تر از رفتار ظاهری است.
در جهان‌بینی کنگره یاد گرفته‌ایم که هر رفتاری از یک تفکر سرچشمه می‌گیرد. بنابراین ادب نیز ابتدا در اندیشه انسان شکل می‌گیرد و سپس در رفتار او ظاهر می‌شود.
اگر انسانی جایگاه خودش را بشناسد، جایگاه دیگران را بشناسد و قوانین هستی را درک کند، به طور طبیعی مؤدب خواهد بود.
به نظر من یکی از زیباترین تعریف‌های ادب این است:
«ادب یعنی هر چیزی در جایگاه خودش قرار بگیرد.»
وقتی من جایگاه راهنما را می‌شناسم و به آن احترام می‌گذارم، ادب را رعایت کرده‌ام.
وقتی به حرمت‌های کنگره احترام می‌گذارم، ادب را رعایت کرده‌ام.
وقتی وقت دیگران را تلف نمی‌کنم، ادب را رعایت کرده‌ام.
وقتی در جایگاهی که تخصص یا مسئولیت آن را ندارم دخالت نمی‌کنم، ادب را رعایت کرده‌ام.
حتی وقتی از بدن خودم مراقبت می‌کنم و به آن آسیب نمی‌زنم، نوعی ادب نسبت به جسم خودم را رعایت کرده‌ام.
در مقابل، بی‌ادبی فقط ناسزا گفتن یا بی‌احترامی ظاهری نیست.
گاهی توقع بیجا بی‌ادبی است.
گاهی ناسپاسی بی‌ادبی است.
گاهی قضاوت دیگران بی‌ادبی است.
گاهی رعایت نکردن قوانین بی‌ادبی است.
و گاهی انسان با خودخواهی و خودمحوری، بدون آنکه متوجه باشد، در حال بی‌ادبی نسبت به دیگران و حتی نسبت به نعمت‌های الهی است.

موضوع بعدی تعادل است.
در کنگره بارها شنیده‌ایم که درمان اعتیاد فقط قطع مصرف مواد نیست؛ بلکه رسیدن به تعادل است.
اگر مواد مصرف نکنم اما همچنان زود عصبانی شوم، زود قضاوت کنم، زود ناامید شوم و نتوانم احساساتم را مدیریت کنم، هنوز به تعادل واقعی نرسیده‌ام.
در دوران مصرف تقریباً تمام ابعاد زندگی ما از تعادل خارج شده بود. خواب ما نامنظم بود. خوراک ما نامناسب بود. روابط ما آسیب دیده بود. احساسات ما ناپایدار بود. و بسیاری از تصمیم‌های ما بر اساس هیجان و ترس گرفته می‌شد. اما کنگره به ما آموزش داد که آرام‌آرام و پله‌پله به سمت تعادل حرکت کنیم.
یکی از نشانه‌های مهم انسان متعادل این است که کمتر واکنش نشان می‌دهد و بیشتر تفکر می‌کند. کمتر قضاوت می‌کند و بیشتر درک می‌کند. کمتر حرف می‌زند و بیشتر گوش می‌دهد. کمتر طلبکار است و بیشتر سپاسگزار است.
به همین دلیل من معتقدم: «ادب، میوه درخت تعادل است.» هرچه انسان به تعادل نزدیک‌تر شود، ادب در رفتار، گفتار و نگرش او بیشتر دیده می‌شود.

اما ارتباط این موضوع با لژیون سردار چیست؟ در نگاه اول شاید تصور شود که لژیون سردار فقط مربوط به کمک مالی است؛ اما هرچه بیشتر آموزش می‌گیریم متوجه می‌شویم که لژیون سردار در حقیقت یک آموزش بزرگ جهان‌بینی است. بسیاری از ما قبل از ورود به کنگره عادت کرده بودیم فقط دریافت کنیم. محبت دریافت کنیم. کمک دریافت کنیم. احترام دریافت کنیم. و انتظار داشته باشیم دیگران مشکلات ما را حل کنند. اما کنگره به ما یاد داد که برای رسیدن به تعادل باید از مصرف‌کننده بودن خارج شویم. در طبیعت هیچ چیز فقط دریافت‌کننده نیست. خورشید نور می‌دهد. زمین برکت می‌دهد. درخت میوه می‌دهد. ابر باران می‌دهد. تمام هستی در حال بخشیدن و دریافت کردن است. و هر جا این جریان متوقف شود، رکود به وجود می‌آید. انسان نیز همین‌گونه است. اگر فقط دریافت کند و چیزی به هستی بازنگرداند، ظرفیت رشد او محدود می‌شود. لژیون سردار به ما آموزش می‌دهد که در چرخه بخشش نیز وارد شویم. ما از کنگره چیزهای بسیار ارزشمندی دریافت کرده‌ایم؛سلامتی، آرامش، امید، شخصیت، اعتمادبه‌نفس، و برای بسیاری از ما زندگی دوباره. حال سؤال این است که در برابر این همه نعمت چه مسئولیتی داریم؟ به نظر من یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌های ادب، قدردانی است. اما قدردانی واقعی فقط با زبان نیست. اگر کسی دائماً تشکر کند اما هیچ مسئولیتی نپذیرد، قدردانی او کامل نیست. قدردانی زمانی واقعی می‌شود که در عمل دیده شود.

لژیون سردار فرصتی است تا این قدردانی را از حرف به عمل تبدیل کنیم.
موضوع فقط پرداخت پول نیست؛ بلکه تغییر نگرش است.
اینکه یاد بگیرم فقط به خودم فکر نکنم.
یاد بگیرم سهمی در حفظ این ساختار داشته باشم.
یاد بگیرم به مسافرانی فکر کنم که هنوز به کنگره نرسیده‌اند.
یاد بگیرم مسئولیت نعمت‌هایی را که دریافت کرده‌ام بپذیرم.
در وادی چهاردهم می‌آموزیم که آنچه باقی می‌ماند محبت است.
اما محبت واقعی فقط احساس نیست.
محبت واقعی عمل است.
وقتی خدمتی انجام می‌دهیم، محبت را به عمل تبدیل کرده‌ایم.
وقتی مسئولیتی را می‌پذیریم، محبت را به عمل تبدیل کرده‌ایم.
وقتی برای حفظ و گسترش کنگره مشارکت می‌کنیم، محبت را به عمل تبدیل کرده‌ایم.
به اعتقاد من، لژیون سردار محل تمرین سه صفت بزرگ انسانی است:
ادب،تعادل،و سپاسگزاری. ادب نسبت به نعمت‌هایی که دریافت کرده‌ایم. تعادل میان گرفتن و بخشیدن.و سپاسگزاری عملی نسبت به خداوند و کنگره.


اگر بخواهم همه این مطالب را در یک جمله جمع‌بندی کنم، می‌گویم:
«انسان بی‌تعادل همیشه طلبکار است؛ اما انسان متعادل، قدردان، بخشنده و مسئولیت‌پذیر است. و لژیون سردار فرصتی است تا این قدردانی و مسئولیت‌پذیری را از مرحله حرف به مرحله عمل برسانیم.»
از خداوند می‌خواهم به همه ما توفیق دهد که آموزش‌های کنگره را در زندگی خود جاری کنیم و بتوانیم با تعادل، محبت و خدمت، سهم خود را در حفظ و رشد این بنای ارزشمند ادا کنیم.
از همه شما ممنونم که به صحبت‌های من توجه نمودید.

نگارش: مسافر کاظم لژیون پنجم
ارسال: مسافر حمید لژیون نوزدهم

با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی، مسافر وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .