در این سیدی، آقایمهندس در مورد آستانه آشوب و نقطه تحمل صحبت میکند. مرحلهای که انسان به تنگنا میرسد؛ یعنی آخر خط که هیچ راهی برای انسان باقی نمیماند و به نقطه آشوب میرسد که بسیار خطرناک است و عبور از آن بسیار سخت است. در این شرایط اگر از این مرحله به درستی عبور نکنیم، اتفاقات بدی رخ میدهد. مثلاً در رانندگی، با یک سبقت بیجا تصادف اتفاق میافتد، یکی از طرفین به سیم آخر میزند و قفل فرمان را برمیدارد، به طرف مقابل حمله میکند. شرایط او نرمال نیست به هیچ چیز فکر نمیکند، فقط در فکر تلافی است؛ چون به آستانه آشوب رسیده است، در این شرایط هم میتواند دعوا کند که منجر به کتککاری و حادثه میشود؛ یا اینکه با یک عذرخواهی قضیه را تمام کند و جلوی یک اتفاق ناگوار را بگیرد. قطعاً تسلیم شدن بهترین راه است؛ چون میتواند درست فکر کند و راه حل منطقی و عقلانی پیدا کند.
تسلیم شدن در مرحله آموزش و یادگیری نقطه عطف بسیار مهمی است؛ زیرا تا تسلیم نشویم آموزشپذیر نمیشویم. من در کنگره یاد گرفتم تا زمانی که فرمانبردار واقعی نباشم و تسلیم راهنما، مرزبان و سایر خدمتگزاران کنگره نباشم آموزشپذیر نمیشوم و به درک و آگاهی نمیرسم؛ حتی اگر از نظر سواد و تحصیلات در درجه بالایی باشم؛ اما چون در کنگره، اساس کار بر مبنای درماناعتیاد و جهانبینی است؛ باید تسلیم آموزشهای کنگره و فرمانبردار باشیم تا در آینده، بتوانیم فرمانروای خوبی باشیم.
شعر حافظ، تحت عنوان گمگشته در این سیدی برای من بسیار آموزشی و پربار بود که صبوری، امید و تسلیم شدن را به من یاد داد. یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور. اگر ما در یک گرفتاری و مشکل هستیم؛ باید صبر و تحمل کنیم، هیچ انسانی بدون مشکل نیست، وجود مشکلات برای انسان سرشار از درس و آموزش است.طبق فرمایش آقای مهندس «مشکلات لعنت خداوند نیست؛ بلکه رحمت خداوند است». اگر با این دید به مشکلات نگاه کنیم خیلی آسان میتوانیم با صبر، تحمل و تلاش به خوبی از آنها عبور کنیم. ما از اسرار الهی و پشت پرده خبر نداریم، قطعاً با عبور از مشکلات، تجربه و آگاهی کسب میکنیم و تواناتر میشویم.
در سیدی جنگ افکار میگوید: وقتی انسان زمین میخورد؛ باید خودش از زمین بلند شود تا بلند شدن از زمین را یاد بگیرد. من در کنگره یاد گرفتم، در زمان کوتاه نمیشود مشکلی را حل کرد؛ همانطور که یک دانه گندم برای اینکه سبز شود، جوانه بزند، بروید و تبدیل به خوشه طلایی شود؛ باید زمان لازم را سپری کند و یک مصرف کننده؛ باید طی ده الی یازده ماه به صورت تدریجی مواد خود را تیپر کند تا به درمان واقعی برسد.
برای حل مشکلات و مسائل نیاز به پارامتر زمان داریم؛ باید مشکلات را آرام و با صبوری حل کنیم، مانند نردبان که پلهپله بالا میرویم تا به هدف خود برسیم. ما نمیتوانیم از پله اول به پله آخر برویم؛ چون زمین میخوریم و مشکل بزرگتری برای ما بوجود میآید. در این مسیر باید عزم، اراده قوی، صبر و تحمل کافی داشته باشیم تا با تلاش و کوشش ایمان خود را تقویت کنیم تا به هدف خود برسیم.
یکی دیگر از معضلات ما این است که اندازهها، حد وحدود یک چیز یا شخص را نمیدانیم و ضربههای زیادی میخوریم. مثلا، حد و اندازه دوست داشتن که باعث میشود، فرد مقابل از رفتار ما سوء استفاده کند یا در مسایل مالی و اعتماد به یکی از نزدیکان که باعث میشود کل اموال و دارایی خودمان را از دست بدهیم؛ باید حافظ اموال خود باشیم، سلاح ما داشتههای ما است، امکانات و داراییها آسایش ما را فراهم میکند؛ باید به دیگران کمک کنیم و از مال خود ببخشیم؛ اما حد و اندازه را نگهداریم.
برداشت من از این سیدی این بود که غصه به دل خود راه ندهیم امیدوار باشیم و به خدا توکل کنیم. با صبوری و تلاش میتوانیم بر مشکلات پیروز شویم. هر چیزی نیاز به گذر زمان دارد. وجود مشکلات در زندگی باعث بیداری تفکر رشد جهانبینی و آگاهی ما میشود. در هر شرایطی که قرار بگیریم، موقتی و گذرا است. دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور.
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
41