همسفران لژیون یازدهم رهجویان راهنما همسفر مولود؛ در مورد دستور جلسه (آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی) بیان کردند:

راهنما همسفر مولود:
این دستور جلسه هم مانند بقیه دستورجلسات از اهمیت زیادی برخوردار است.
برای من تلنگری است در بازنگری رفتار و کردارم نسبت به دنیای اطرافم.
اگر شخصی تعادل نداشته باشد؛ قطعا نمیتواند فرد باادبی باشد و در نهایت آداب معاشرت را به درستی اجرا نمیکند، اما این تعادل چگونه بوجود میآید؟ من به عنوان یک همسفر با این تفکر وارد کنگره شدهام که مسافرم شخصی نامتعادل است، نیاز به درمان و اصلاح شدن دارد، انتظار داشتم سفرش را به خوبی انجام دهد، گوش به فرمان راهنما باشد تا در خانه هم مودب و متعادل رفتار کند.
از زمانی که آموزش گرفتهام متوجه شدهام؛ تعادل فقط در اثر مصرف مواد مخدر به هم نمیخورد؛ بلکه افکار بد، درست زندگی نکردن، رسیدگی نکردن به جسم از من به عنوان یک همسفر یک فرد نامتعادل ساخته است.
آداب معاشرت و ادب ابزار ارتباطی انسان با سایر انسانهای دیگر است.
در کنگره با دریافت آموزشها متوجه شدهام که خیلی از موضوعات را رعایت نمیکردم و خیلی از مشکلاتی که برایم بوجود میآمد به دلیل بلد نبودن آداب بود.
با آموزشها یاد گرفتهام چگونه خواستههایم معقول باشد، چطور صحبت کنم، زمان و مکان مناسب را در نظر بگیرم.
آموزش گرفتهام اساس هر چیزی محبت است و انسان بدون محبت همچون ظرف تهی است و یاد گرفتهام اگر بخواهم در زندگی شخصی و در جامعه بدون مشکل زندگی کنم همواره باید در حال فراگیری آموزشهای کنگره باشم.
همسفر مریم:
قبل از ورودم به کنگره درکی از این دستور جلسه نداشتم، فکر میکردم فقط باید حرف بزرگترها را گوش بدهم حتی اگر به ضررم تمام شود؛ من زیاد کار میکردم و هیچ تعادلی در کارهایم نداشتم، با ورودم به کنگره متوجه شدهام تعادل یعنی؛ رسیدن به حال خوش و آرامش، هر چیزی که به اندازه باشد.
تعادل یک قانون است اما افراط و تفریط خواست ما است.
آقای مهندس در مورد آداب معاشرت میفرمایند: یک مصرفکننده هروئینی بهتر از یک فرد بیادب است.
من از راهنمای خود آموزش گرفتهام؛ اگر شخصی بیاحترامی کرد به خودم برگردم و مشکل را در درونم پیدا کنم.
من تعادل نداشتم و حالم خیلی بد بود؛ خدا را شکر میکنم که توانستم با آموزشهای آقای مهندس و راهنما همسفر مولود به تعادل و آرامش نسبی برسم.
آداب معاشرت یعنی؛ من فرمانبردار راهنما و قوانین کنگره60 باشم، یک ربع قبل از شروع جلسه در شعبه حاضر باشم، سیدیهایم را به موقع بنویسم و به تمام کسانی که شال دارند احترام بگذارم، باید تمام آموزشها را کاربردی کنم تا الگوی خوبی برای فرزندم و دیگران باشم، چون اخلاق نیک در زندگی خیلی مهم است.
همسفر زهرا:
هر بار با تکیه بر مقام و جایگاهم خواستهام نامی روی آداب و معاشرتهایی که از نظر من درست بود بگذارم، هر کاری میکردم که ثابت کنم من درست میگویم دیگران مقصر هستند و دیگران را میخواستم خطاکار جلوه دهم؛ از طرفی غرور، جهل، نادانی و نیروهای منفی هم موانعی بود که اجازه نمیداد با آن دبدبه و کبکبه بگویم من آداب و معاشرت بلد نیستم و یاد نگرفتهام، با تکیه بر جایگاهی میخواستم جهل و نادانی در آداب و معاشرتم را انکار کنم.
خجالت میکشیدم و این نمیگذاشت بگویم من حتی با فرزندم هم نمیتوانم یک آداب و معاشرت ساده داشته باشم چون به درگیری و پرخاشگری ختم میشد.
در کنگره متوجه شدهام هر مسئلهای آداب خودش را دارد و من نیاز دارم که به تعادل برسم که لازمهاش دانایی است.
مفهوم دانایی؛ تفکر، آموزش و تجربه است. من میتوانم با تعادل هر مسئلهای را درست و بجا حل کنم.
امیدوارم بتوانم تعادل را به طور کامل تجربه کنم و هوشیار باشم به این مطلب، ادب آداب دارد.
همسفر فرحناز:
هر موقعیت یا شرایطی آداب و قوانین مخصوص به خودش را میطلبد مانند؛ یک همسفر در جایگاههایی همچون خانه و کنگره، وظایف خاصی دارد که با آموزش و یادگیری باید قادر باشد آداب را به درستی کاربردی نماید.
من به عنوان یک همسفر باید بدانم که مسافرم دچار چه تخریبهایی شده است و چگونه با او برخورد کنم، یا به عنوان یک رهجو باید بدانم هدفم از آمدن به کنگره پالایش و تزکیه ضدارزشهایی است که در ذهنم رخنه کرده است و این میسر نمیگردد مگر با یادگیری و عملکردن به جهانبینی کنگره؛ برای اینکه سفر پرباری داشته باشم سعی میکنم تحت فرمان بیچون و چرای آداب و قوانین کنگره باشم؛ حضور به موقع در جلسات، توجه نکردن به حواشی، تعادل در اموراتم، تمرکز بر روی سیدیها و صحبتهای راهنما، تجسس و دخالت نکردن در کار دیگران، که نقض اینها مصداق بیادبی است.
همسفر شکریه:
تعادل واژهای است که ما باید در زندگیمان به کار ببریم؛ بیتعادلی یعنی ما حد و اندازه خودمان را نمیدانیم و به راحتی در حریم خصوصی دیگران که هیچ ارتباطی به ما ندارد دخالت میکنیم.
تعادل و بیتعادلی رابطه مستقیم با ادب و بیادبی دارد.
آداب معاشرت؛ مجموعهای از قوانین است که رفتار افراد را مشخص کرده و به آن راهکار میدهد، یک نمونه از آداب معاشرت این است؛ زمانی که شخصی با ما در حال صحبت کردن است بین حرفش نپریم یا اگر برای اولینبار به عنوان مهمان به خانه کسی میرویم برای میزبان هدیه ببریم.
همسفر طاهره:
ما در هر کاری باید تعادل داشته باشیم؛ در حرفزدن، راهرفتن، غذاخوردن.
با رعایت آداب معاشرت حتی هنگام رانندگی در هر جایی بوق نمیزنم میدانم کجا باید تند یا آهسته رفت، آشغال در خیابان نمیریزم، اگر به ادارهای میروم آداب را رعایت کنم، هنگام خرید صبر کنم تا سر نوبت کارم انجام شود، به موقع در کنگره حاضر باشم، حرف راهنما را گوش کنم، شوخی نکنم، که اینها همان رعایت ادب و آداب است.
همسفر شیرین:
اولین مسئله در آداب معاشرت تعادل و بی تعادلی است، آقای مهندس میفرمایند: درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است.
تعادل یعنی؛ پایداری، رسیدن و عدالت هم از این لغت گرفته شده است، مشکلی که در حال حاضر وجود دارد این است که انسانها ذرهذره از تعادل خارج شدهاند و این فقط مربوط به قشر مصرفکننده نیست بلکه مربوط به همه انسانها است، همه افراد و مقامها از تعادل خارج شدهاند و موجب رنجش و عذاب اطرافیان خود میشوند.
وقتی فردی از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی میشود باید آداب معاشرت و روشهای آن را به درستی اجرا کند مانند؛ غذا خوردن که بچه میزان بخورد و چگونه غذا بخورد، کسی که آداب را رعایت کند باادب و کسی که به جا نیاورد بیادب است.
همسفر زهره:
با رعایت ادب و احترام در حقیقت به خودم احترام میگذارم و تعیین میکنم که دیگران چگونه با من رفتار کنند.
در کنگره احترام به یکدیگر و حفظ حریم دیگران احترام به جایگاههای خدمتی، وقتشناسی، نظم، فروتنی، استفاده از الفاظ درست و پرهیز از سخنان خارج از موضوعات کنگره و قضاوت نکردن دیگران منزلت خاصی دارد.
احترام و ادب من در فراگیری بیشتر آموزشها موثر است و باعث تعادل و در نتیجه خدمت درست و به دنبال آن افزایش مسولیت، رشد من در کنگره و زندگی میشود.
همسفر عائده:
همه میدانیم انسان موجودی اجتماعی است و برای بقای خود نیاز به داشتن ارتباط با دیگران دارد.
هر چقدر آگاهی و دانایی انسان بیشتر شود رابطه بهتری با دیگران میتواند برقرار کند. دانش و آگاهی تنها درس خواندن و گرفتن مدرک نیست؛ بلکه چگونه زندگی کردن و نوع برخورد با دیگران است که باعث میشود انسان به اوج و قهقرا برسد.
هر چه انسان داناتر باشد از آرامش و تعادل بیشتری برخوردار میشود.
نکتهای که در مورد مصرفکنندهها حائز اهمیت است و مهندس تاکید دارند؛ درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است.
در هر چیزی باید تعادل حفظ شود؛ در محبت، دوستی، کمک به همنوع، خرید، غذا خوردن.
هر چه انسان متعادلتر باشد سریعتر به موفقیت میرسد.
داشتن صبر و ادب در هر زمینهای توصیه میشود؛ هر چقدر صبر ما بیشتر باشد به تعادل نزدیکتر و در رابطه با دیگران مودبتر و صبورتر خواهیم بود.
همانطور که مهندس میفرمایند: یک معتاد با لباسهای کثیف اما مودب به یک فرد تحصیل کرده اما بیادب ترجیح داده میشود.
همسفر زهرا :
همانگونه که میدانیم کنگره60 به کرات این مسئله را عنوان نموده است که؛ درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان است به واقع کنگره60 مرکزی برای ترک اعتیاد نیست، مرکزی برای درمان اعتیاد است؛ جایی است برای رسیدن به درمان قطعی، اعتیاد همراه با تعادل .
واژه تعادل؛ به مفهوم پایداری است هر ساختاری که در مقابل نیروها و فشارهای وارده قوام، استحکام و پایداری خود را حفظ کند.
یکی از مصداق بارز مفهوم تعادل در زندگی انسان موضوع آداب معاشرت و ادب است که جایگاه بالایی دارد باید بدانیم که صحبت کردن یک عامل بسیار قوی در ارتباط با دیگران است.
آقای مهندس میفرمایند: تعادل یعنی؛ به پایداری رسیدن و عدالت هم از همین لغت گرفته شده است وقتی فردی از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی میشود باید آداب معاشرت و روشهای آن را به درستی اجرا کند مانند؛ غذاخوردن چه میزان غذا خوردن و چگونه خوردن، راه رفتن هم آداب خودش را دارد آداب صحبت کردن با دیگران هر انسانی یک حریم شخصی دارد چه مذکر چه مونث، چه بچه چه بزرگ، باید این حریم را حفظ کند وقتشناسی هم آیین و بزرگترین میزان ادب است؛ به طور کلی هیچ انسانی بد نیست اگر بدی میکند به دانایی و آگاهی نرسیده و همه بدبختی انسان از جهل و نادانی او است.
رعایت ادب در غذاخوردن، راه رفتن صحبت کردن با دیگران شمردهشمرده صحبت کردن چون ادب و بیادبی روی فیزیولوژی ما اثر دارد و رعایت ادب باعث تعادل بیشتر در ما میشود.
دروغ گفتن هم عدم تعادل محسوب میشود، انسانی که دروغ میگوید، تجسس میکند، بی ادب میباشد و اینگونه رفتار نشانه نداشتن تعادل است.
همسفر نعیمه:
رعایت نکردن ادب باعث بیادبی و حال بد میشود، من وقتی در شرایط زندگی باادب رفتار میکنم حالم خوب میشود اما همه جا به اجرا در نمیآورم.
تمام نکاتی که آقای مهندس میفرمایند؛ آداب خوردن، خوابیدن، پوشش، سلام کردن، دست دادن، قطع کردن حرف دیگران و یا اینکه اگر صاحب خانه چند نوع غذا سر سفره میگذارد فقط به دلیلی است که اگر کسی خوشش نیامد از نوع دیگر استفاده کند و ما نباید از همه غذاها بخوریم، این به دانایی موثر بر میگردد که میدانیم ولی عمل نمیکنیم، باعث میشود فردی عجول و بیتعادل باشیم.
هر جایی برای خودش قانونی دارد؛ جنگل، قمارخانه، مسجد، مدرسه، آن ما هستیم که باید خودمان را با شرایط سازگار کنیم و تابع شرایط، محیط و قانون کشورمان باشیم، این امر باعث تعادل و حال خوبمان میشود.
همسفر آرزو:
اولین مسئله در آداب معاشرت، تعادل و بیتعادلی است.
قبل از ورودم به کنگره60 همیشه فکر میکردم همه چیز را در مورد ادب و احترام و حرمت میدانم، اما با گرفتن آموزشها متوجه شدم 50درصد از این آداب را رعایت میکردم، سال به سال که از سال از شروع سال تحصیلی در کنگره و با تکرار دستور جلسات متوجه میشوم خیلی از آموزشها و برداشتها برایم جدید است.
من در رانندگی زمانی که ماشینی از کنارم سبقت میگرفت آنچنان با او وارد کل انداختن میشدم که به آرامش برسم، اما به آموزش گرفتن متوجه شدم جز بیتعادلی در رفتار نام دیگری نداشت، یا زمانی که با شخصی صحبت میکردم و شوخی میکردم اسمش را صمیمیت میگذاشتم ولی با آموزش گرفتن متوجه شدم اسمش حریم نگهنداشتن بود.
پس هر برخورد و رفتار، هر لباس پوشیدن، خوردن و آشامیدن همه و همه آدابی دارد و یادگیری این آداب مستلزم آموزش گرفتن میباشد.
از راهنما همسفر مولود یاد گرفتم زمان مناسب، مکان مناسب، کلام مناسب را رعایت کنم تا به حال خوب برسم.
در بدو ورود به کنگره60 زمانی که حرمت کنگره60 ملکه ذهن شود، رعایت تمامی این آدابها در هر زمان مورد استفاده قرار میگیرد.
همسفر لیلا:
در مورد آداب معاشرت آقای مهندس به چند خصوصیت اشاره کردهاند؛ از نحوه صحبت کردن، نگاه کردن و خیلی نکات دیگر که باید رعایت کنیم، با اجرای این موارد ادب ما نشان داده میشود.
آقای مهندس حتی به یک مصرفکننده نحوه پوشیدن لباس، طرز نشستن، روال ادب و بیادبی، صحبت کردن با افراد مختلف، نوع پوشش لباس در ادارات و مجالس را آموزش میدهند در واقع شخصیت و تربیت ما را به دیگران نشان میدهد.
وقتی برای اولینبار با یک شخصی برخورد میکنیم در واقع ما او را نمیشناسیم ولی از نوع برخوردش، اخلاق و نحوه پوشش او برای ما معرفی میشود؛ کسی که احترام میگذارد در واقع اول خودش بعد طرف مقابل را محترم میشمارد.
از راهنمای گرانقدر همسفر مولود تشکر میکنم و خدا را شکر، انسانی دلسوز در مسیر زندگیام قرار گرفت که باعث شد حالم بهتر شود.
رابط خبری لژیون : همسفر نعیمه رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم)
عکاس : همسفر شکریه رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم)
ویرایش : همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون دهم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال : همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اروند آبادان
- تعداد بازدید از این مطلب :
33