English Version
This Site Is Available In English

ادب دارای قانون و قواعد می‌باشد

ادب دارای قانون و قواعد می‌باشد

همسفر هانیه و مسافرشان با آخرین آنتی‌‌ایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند. به مدت ۱۱ ماه و ۳ روز به روش DST و داروی درمان شربت OT با راهنمایی آقای کریمی و خانم نرگس سفر کردند. هم‌اکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۱ سال و ۱۱ ماه ۱۶ روز آزاد و رها هستند. ورزش همسفر هانیه در کنگره دارت و ورزش مسافرشان والیبال است.

اگر فردی برای حفظ ادب، احساسات واقعی خود را سرکوب کند، آیا این رفتار او را به تعادل نزدیک می‌کند یا از تعادل دور می‌سازد؟

کنترل احساسات باعث تعادل می‌شود، ‌کنترل احساسات به معنای پنهان کردن آن نیست و اگر سرکوب احساسات باشد امکان دارد به مرور زمان از تعادل دور شود و گاهی اوقات یک روش کارآمد  برای خلاص شدن یا کاهش غم و اندوه باشد تا بر ضرر شدید غلبه کند و این‌ها بستگی به طرف مقابل هم دارد که در چه شرایطی باشد، گاهی شرایط هم اقتضا می‌کند که احساسات برای جلوگیری از یک اتفاق یا پیش‌آمد بد سرکوب شود.
سرکوب احساسات را می‌تواند یک مکانیسم دفاعی دانست که افراد هنگامی که قادر به بیان و برون‌ریزی احساسات خود نیستند از آن استفاده می‌کنند و در کل جایی که تعادل باشد ادب برقرار است و تعادل زمانی اتفاق می‌افتد که رفتاری که شخص انجام می‌دهد آن را به آرامش‌ حال درونی خوب برساند.

اگر شخصی در برابر بی‌ادبی دیگران سکوت کند آیا این رفتار نشانه تعادل است یا ضعف؟ مرز این دو کجاست؟

قطعاً برای هر انسانی این اتفاق افتاده که دیگران در رفتار یا گفتار خود بی‌احترامی کنند. واکنش درست و بی‌احترامی و‌ پاسخ به توهین دیگران از اهمیت بسیاری زیادی برخوردار است؛ چون آینده هر ارتباطی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ گاهی پیش می‌آید ما با فردی در ارتباط هستیم که بی‌احترامی و توهین‌های مداوم و دراز مدت آن به عزت‌نفس ما آسیب وارد می‌کند و طبیعتاً یکی از دلایلی که یک رابطه را سر پا نگه می‌دارد احترام متقابل است. زمانی که مرزی را در زندگی خود برای دیگران مشخص نکرده باشیم به راحتی این مرزها شکسته و وارد حریم ما می‌شود در واقع انگار حد و حدودی برای دیگران در زندگی نداریم و به راحتی از حصارهای ما بگذرند و به ما بی‌احترامی کنند و باید افراد را متوجه این موضوع کنیم که چه چیزهایی برای ما خط قرمز محسوب می‌شود؛ ما باید اندازه صداقت، شجاعت و راستگویی را بدانیم و اجرا کنیم وقتی حد و اندازه را بدانیم توقع هم نخواهیم داشت.

آیا فرد بی‌‌تعادل می‌تواند آداب معاشرت را به صورت پایدار رعایت کند یا دیر یا زود بی‌تعادلی او آشکار می‌شود؟

افرادی که تحت احساسات و هیجانات شدیدی هستند نمی‌توانند منطقی باشند و درست فکر و رفتار کنند؛ پس بهترین کار وقفه ایجاد کردن است تا شرایط روحی و‌ احساسی افراد در حالت نرمال خود برسد؛ البته گاهی اوقات یک فرد که از تعادل خارج می‌شود و فرصت‌های زیادی به او داده می‌شود و او فکر می‌کند هميشه به همین منوال است. به نظر من همان‌گونه  که ذره‌ذره‌ ارزش‌ها و ضدارزش‌ها جمع می‌شوند باید در نشست و برخواست‌ها و القا پذیری  از اطرافیان نیز وقت لازم را طی کنیم و گول ظواهر را نخوریم.  معاشرت با  افراد بی‌تعادل چون ثبات ندارند خواه نا خواه چون فرد تعادل ندارد باعث می‌شود فرد متقابل کم‌کم روابط خود را کم کند یا کاملا ًقطع شود و بی‌تعادلی بیشتر خود فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و اگر شخص خودش را دوست داشته باشد دنبال ریشه بی‌تعادلی و بی‌ثباتی خود برود و طبق چیزهایی که در کنگره آموزش گرفتم انسان خودش باید خواسته داشته باشد با زور امکان تأثیرگذاری کمتر دارد.


اگر تمام آموزش‌های کنگره۶۰ در سه کلمه« تعادل، ادب و آداب معاشرت» خلاصه کنیم به نظر شما کدام یک ریشه و کدام میوه هستند؟ آیا ممکن است یکی وجود داشته باشد و دو مورد دیگر وجود نداشته باشند؟

به نظر من تعادل ریشه و ادب هم میوه است. قطعاً خیر. اولین مسئله که در آداب و معاشرت بیان می‌شود تعادل و بی‌تعادلی است، شخصی که ادب ندارد از روی بی‌تعادلی بعضی از کارها را انجام می‌دهد. آقای مهندس می‌گویند درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است. ادب در لغت؛ یعنی روش و آیین هر چیزی و مجموع آداب را ادب می‌گوییم. وقتی از مرحله حیوانی به مرحله انسانی می‌رسیم هر چیزی تعریف می‌شود و دارای قانون و قواعدی است. مثل غذا خوردن، راه رفتن و... انسان ناسپاس و گمراه تنها به خودش بدی نمی‌کند، بلکه اخلاق و رفتار بد او مانند آتش به همه جا سرایت می‌کند و به همه زیان می‌رساند.

کلام آخر

از خداوند سپاسگزارم که من را لایق دانستند و مسیر کنگره را برای من نمایان کردند و به رسم ادب از آقای مهندس و خانواده محترم‌شان تشکر می‌کنم. از راهنما عزیزم خانم نرگس خیلی ممنونم تشکر می‌کنم از شما خانم سارا و سخنم را هم با یک دو بیتی از شیخ بهایی به پایان می‌رسانم آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست وان کس که مرا گفت نکو، خود نیکوست حالِ متکلم از کلامش پیداست، از کوزه همان برون تراود که در اوست.

تهیه و تنظیم مصاحبه: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
عکاس: مرزبان همسفر زهرا
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .