دوازدهمین جلسه از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی الیگودرز به استادی راهنما همسفر شبنم، نگهبانی همسفر فخرالسادات و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه « آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» روز یکشنبه ۱۷خرداد ماه در ساعت ۱۵:۴۵ دقیقه برگزار شد.

سخنان استاد:
آقای مهندس بهخوبی در سیدیهای مختلف، دستور جلسات را بیان کردهاند و من میخواهم به هر یک از این موارد اشاره کنم. آداب یعنی روش، آیینی که هر سیستم، مجموعه یا جامعهای برای خودش دارد. اگر دقت کنیم میبینیم هر مجموعهای قانون و روش خاص خود را دارد. آقای مهندس میفرمایند: وقتی از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی میشویم، همهچیز تعریف شده است و هیچ چیزی بدون قانون نیست. اگر من آداب مربوط به هر موضوعی را رعایت کنم، انسان مؤدبی هستم و اگر رعایت نکنم، از این صفت دور شدهام. برای اینکه بتوانیم در هر سیستم یا مجموعهای آداب را رعایت کنیم، باید دانش زیادی داشته باشیم تا بتوانیم به آنها عمل کنیم و تنها جایی که ما این آداب را بهدرستی آموختهایم، کنگره۶۰ بوده است.
نکته بسیار مهمی که در این دستور جلسه وجود دارد، شناخت حد اعتدال، تعادل و اندازههاست. آقای مهندس در موضوعات مختلف درباره این موضوع صحبت میکنند و من هم میخواهم به چند مورد اشاره کنم. مثل اینکه چه میزان صحبت کنیم، چه میزان راه برویم، چقدر غذا بخوریم، یا چگونه حریم دیگران و ارزشها و عقایدشان را حفظ کنیم. اینها همگی آداب خاص خودشان را دارند و اگر من اندازهها را بدانم، قطعاً دچار مشکل نخواهم شد.
من میخواهم در این دستور جلسه از نگاه خودم بگویم. من تاریکیها را کاملاً لمس کردم، از جهان تاریکی فاصله گرفتم و وارد روشنایی شدم. من مصرفکننده نبودم؛ اما آن تعادل لازم را نداشتم. اگر به وضعیت همسفران نگاه کنیم، میبینیم که تفکرشان به گونهای بوده که دچار افکار منفی و ناامیدی میشدند و همین باعث میشد از تعادل خارج شوند؛ اما مسئله این نیست که بگوییم مصرفکننده تعادل ندارد؛ بلکه همانطور که آقای مهندس میفرمایند، تعادل مربوط به «جهانبینی» است. این جهانبینی بود که منِ همسفر را نجات داد. من درگیر مسائل زیادی بودم؛ اما با آموزشهایی که از کنگره۶۰ دریافت کردم، توانستم روشنایی را لمس کنم و اینجاست که مفهوم احیای انسان برای من معنا پیدا میکند.
در کنگره۶۰ پیامی وجود دارد که آقای خدامی از مسافران خواستند آن را جایی قرار دهند که تازهوارد هنگام ورود به شعبه، چشمش به آن بیفتد: «الله ولیّ الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» یعنی خداوند ولی و سرپرست انسانهایی است که ایمان آوردهاند و آنها را از تاریکیها به سوی روشناییها هدایت میکند. در کنگره۶۰ بود که ما بسیاری از حقایق را متوجه شدیم. من به صور پنهان موضوع کار ندارم و نمیخواهم درگیر بحث هستی شوم؛ اما میدانم که در همین زمان، نفسها احیاء میشوند، خانوادهها از اعتیاد جدا میشوند و گمراهان راه را پیدا میکنند. منظور من این است که آنچه در کنگره۶۰ رخ میدهد، بخش آشکار آن است. مقالههایی که آقای مهندس به ثبت رساندهاند و اتفاقاتی که میافتد، باعث بازسازی جسم انسان میشود. و اینجاست که آقای مهندس مدام از ما میخواهند که «با من شریک باشید».
در تفسیر سوره حمد آمده است که از خداوند میخواهیم ما را به راه راست هدایت کند. راه کسانی که به آنها نعمت دادهای، نه راه گمراهان، با نگاه به سوره حمد، انسانها به سه گروه تقسیم میشوند. من فکر میکنم تنها یک راه وجود دارد و آن همان راه مستقیمی است که ما اکنون در آن هستیم. راهی که میتوانیم در آن به تعادل و تعالی برسیم. مطلبی که در سایتها خواندم و از صحبتهای اخیر آقای مهندس برگرفته شده، از قول لویی پاستور میگوید: هرچه دانش و علم انسان بالاتر باشد، به خداوند نزدیکتر است و هرچه به خدا نزدیکتر شود، بینش، بصیرت و بینایی او بیشتر شده و میتواند «حال خوب» را لمس کند؛ اما اگر تاریکیها، مالاندوزی، حسادت، جاهطلبی و هوسهای نفسانی سد راه شوند، انسان در اینجا شکست میخورد. وقتی انسان از مسیر اصلی خود دور شود و خواسته درونیاش را فراموش کند، دچار مشکل میشود.
آقای امین اشاره میکنند که یکی از خواستههای درونی هر انسان، رسیدن به تعادل و پایداری است. آقای مهندس میفرمایند ما در کنگره۶۰ میتوانیم بهراحتی با استفاده از آموزشها و جهانبینی، به این تعادل و پایداری برسیم. و اینجاست که خداوند انسان را متناسب با خواسته درونیاش در مسیر صراط مستقیم قرار میدهد. من زمانی جزو گروه گمراهان بودم و بیراهه میرفتم و راه درست را بلد نبودم؛ حتی آینده و گذشتهام را نمیدیدم، تا اینکه خداوند اجازه داد در مسیر کنگره۶۰ قرار بگیرم و تعادل را به دست آورم. اکنون وقتی دچار اشتباه و خطا میشوم، واقعاً خودم را سرزنش میکنم.
انسانها ظرفیت فراموشی گذشته و تغییر مداوم را دارند. در همین راستا، سخنان ارزشمند آقای مهندس که سرشار از عشق و محبت است، به منِ شبنم امید میبخشد. ایشان یادآور میشوند که اگر در مسیر زندگی دچار خطا یا نادانی میشویم، ریشه آن در جهل ماست؛ چرا که انسان آگاه کمتر به اشتباه میگراید؛
بنابراین، تنها راه رسیدن به صراط مستقیم و تعالی، درک این حقیقت است که هر کاری آداب خاص خود را میطلبد. کنگره۶۰، با نعمتهای فراوانش، فضایی را فراهم میآورد که میتوان هر مشکلی را در آن حل کرد. آقای مهندس زمانی این چرخه حیات را آغاز کردند که انسانها در بیتعادلترین حالت خود به سر میبردند. نه تنها مصرفکنندگان مواد، بلکه بخش عظیمی از جامعه از تعادل خارج شده بودند. این پیام برای من چه دستاوردی دارد؟ در لژیون سردار، کنگره۶۰ سفرهای گسترده شده و این پیام را میرساند که هر چیزی آدابی دارد. اگر بخواهم به بسیاری از اهدافم برسم، باید آداب بخشش را بیاموزم و رعایت کنم تا بتوانم از طریق بخشش به رشد و تعالی دست یابم.
هدف من این است که راهی را که نمایان شده و حقیقتی که درک کردهام، با عملیاتی کردن آموزشها و اجرای پیام راهنمایم، به مرحله عملیاتی برسانم. چه در بخشش مالی و چه در خدمت، با انجام عمل سالم گام برمیدارم. معرفت، یک بال من است و عدالت، بال دیگرم و عمل سالم، مسیری است که باید طی کنم. امیدوارم لژیون سردارمان آنقدر وسعت یابد که بتوانیم تمامی صندلیها را پر کنیم و این پیام را به همگان برسانیم.


تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
عکاس: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
98