English Version
This Site Is Available In English

بررسی رابطه متقابل کمک کنگره ۶۰ به من و کمک من به کنگره (مطالعه موردی همسفر مهدی)

بررسی رابطه متقابل کمک کنگره ۶۰ به من و کمک من به کنگره (مطالعه موردی همسفر مهدی)

به نام قدرت مطلق الله

جمعیت احیای انسانی کنگره 60

شعبه آکادمی (همسفران آقا)


دستور جلسه
کمک کنگره به من و کمک من به کنگره


عنوان
قرض الحسنه یک بازی بُرد بُرد(زیرا جلودار واقعی آن الله است)


نگارنده
مهدی نوری

شماره لژیون
لژیون 4


اردیبهشت 1405



خلاصه:
هدف اصلی این پژوهش آن است که چگونه کنگره 60 با شعار "به هیچ گروهی وابسته نیستیم و از نظر مالی به خود متکی می باشیم و استحکام پایه های مالی و علمی همواره از اهداف کنگره 60 می باشد." بدون دریافت کوچکترین کمک مالی از هیچ ارگان، سازمان، دولت و... توانسته تنها با نیروهای داخل خود که افراد رهاشده از مصرف مواد مخدر بوده‌اند هم پایه‌های مالی و هم پایه‌های علمی خود را استحکام ببخشد؟ نکته حائز اهمیت آن است که درمان نیز در کنگره 60 رایگان انجام می‌گیرد! در این پژوهش از فرایند مثلث دانایی استفاده شده است؛ که به ترتیب آموزش، تجربه و تفکر می‌باشد. در بخش آموزش مجموعه‌ای از چند منبع کنگره شامل:سی دی‌های؛ کمک من به کنگره، جلودار واقعی، خدمت(امین) و همچنین بخش هایی از کتاب‌های عشق و کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر مورد بررسی قرار گرفت. در بخش تجربه، یک تجربه واقعی مربوط به دستورجلسه مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت در بخش آخر، تفکر نکات و نتایجی که از تجربه و آموزش‌ها برداشت شد بدست آمد.و مشاهده شد که بخشش بدون چشم داشت(قرض الحسنه) و معامله با خداوند و امید و انگیزه و قدم‌های محکم چگونه میتواند نظر خداوند را به خود جلب کند و چون در صراط مستقیم این قدم برداشته‌میشود پس چگونه موجب می‌شود تا خود خداوند جلودار واقعی این کار باشد.

1 مقدمه و بیان مساله
سوالی که در مورد عنوان این دستورجلسه به ذهن می‌رسد می‌تواند این باشد که چرا کنگره 60  به من کمک می‌کند؟ و چرا من به کنگره 60 کمک می‌کنم؟ در این مقاله هدف آن است که به این پرسش پاسخ داده‌شود؛ اما دانستن پاسخ این سوال بصورت متقاعد کنند به من کمک می‌کند تا بتوانم در مسئله‌ی تفکر برای طرح مسیر زندگی‌ام بخشی را به کنگره 60 تخصیص بدهم و بدانم که آیا وجود این ارتباط بین من و کنگره 60 می‌تواند برای من و دیگران حال خوش به ارمغان آورد یا خیر !؟
این پژوهش با بررسی تعدادی از آموزش‌های کنگره 60 این امکان را می‌دهد تا باب تفکری از تجربه‌ای که پیرامون این موضوع رخ‌داده‌است باز شود و همان گونه که در جزوه جهان بینی کاربردی بیان شده‌است مثلث دانایی در این موضوع سه ضلع آموزش، تجربه و تفکر را کامل نماید.
در ابتدا برای ورود به دستورجلسه‌ی این مقاله(کمک کنگره به من و کمک من به کنگره) لازم است تا بدانیم که دقیقا کنگره 60 چیست؟! بطور خلاصه میتوان بیان کرد که "کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که به منظور رهایی مصرف کنندگانی که همواره خواستار رهایی از دام اعتیاد بوده و راه حل منطقی برای درمان خود پیدا نکرده اند تشکیل گردیده" و "بر اساس اصل پذیرفته شده کمک فرد رها شده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر متشکل شده است" که بخشی از تعریف کنگره 60 می‌باشد علاوه بر آن اشاره شده است که "به هیچ گروهی وابسته نیستیم و از نظر مالی به خود متکی می باشیم و استحکام پایه های مالی و علمی همواره از اهداف کنگره 60 می باشد."
اما حالا که متوجه شدیم کنگره 60 چیست لازم است پاسخ داد که؛ چرا کنگره 60 ؟ زیرا طبق آخرین آمار بیش از 100000 نفر رهایی برای چیزی که هیچکس در دنیا نتوانسته است بطور قطعی، مصرف کننده‌ای را به درمان واقعی برساند پس قطعا در کنگره 60 چیزی در جریان است که در جای دیگری در جریان نیست. براساس مقاله  در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بررسی بر روی 200 نمونه تصادفی از اعضای کنگره 60 شهر تهران در سال 1393 انجام شد که نشان داد که 91.1 درصد این افراد از کنگره 60 رضایت داشته‌اند.
امروزه در جهان تعداد مصرف کنندگان مواد مخدر به حد بالایی رشد کرده و هیچ راه منطقی برای درمان خودشان پیدا نمی کنند و در این میان کنگره 60 به عنوان N.G.O فعال در این حوزه ادعای اثبات شده از توانایی درمان این بیماری را دارد و تنها شرط درمان فرد طبق تعریف ارائه شده؛ این است که فرد خود خواستار رهایی باشد اما در هر سیستمی در این کره خاکی محدودیتی از نظر ظرفیت وجود دارد که به نظر می رسد افراد لایق که در هر سیستمی باشند که فعالیت مفید و بشردوستانه‌ای انجام می دهد تلاش کنند که این ظرفیت سیستم بالاتر رود تا بتواند به انسان های خواستار رهایی بیشتری ارئه خدمت کند.
من بعنوان یک همسفر و شخصی که در کنگره 60 حضور دارم مشاهده می‌کنم که درمان در کنگره بصورت رایگان انجام می‌شود اما چه اتفاقی می افتد که شعار "کمک فرد رها شده به فرد در حال مصرف" بصورت کاملا داوطلبانه و بدون هیچ گونه اجباری موجب شده تا کنگره 60 در طول بیست و هشت سال تا به امروز عملکرد بی‌نقص خود را حفظ کند؟ پاسخ این سوال در ادامه این پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

2 آموزش
اولین موضوعی که به ذهن می رسد این است که چه آموزشی راجع به موضوع این پژوهش می تواند از منابع کنگره برداشت کرد برای این هدف چند منبع از کنگره 60 مورد بررسی قرار می گیرد

2-1 کمک من به کنگره و کمک کنگره به من
ابتدا باید دانست که همه نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند همسران، والدین و فرزندان، فرد و کشورش، من و آموزگارم و... در تمام این موارد یک معامله و دریافت و پرداخت وجود دارد که اگر بخواهیم تشبیه کنیم مانند یک ترازوی دو کفه‌ای است! یک کفه آن چیزی که طرف مقابل به من می‌دهد و کفه دیگر چیزی که من به آن می‌دهم. اما بهتر است ببینم چه چیزی کنگره 60 به من می‌دهد؟ باید دانست که پیش از این دارای دو قدرت بودم که یکی قدرت عقل و دیگری نیروی بدن بود و آنها را از دست داده‌ام که چه برای مسافر و چه برای همسفر صادق می‌باشد. مسافر به دلیل مصرف مواد مخدر و همسفر به دلیل افکار و اندیشه های نادرست که باعث مشکلات زیادی برای من شده است و عقل دچار رکود شده و جسم هم آسیب دیده است به گونه ای که مصرف کنندگان در اثر مصرف مواد مخدر حداقل 30 درصد عمر خودشان را کوتاه می‌کنند و همسفر نیز دچار انواع و اقسام بیماری‌های سایکوسوماتیک که ریشه در افکار و اندیشه نادرست دارد شده‌است. اما کنگره 60 سعی می‌کند عقل را به من برگرداند و از نظر فیزیکی من را به سلامتی برسان در کنگره 60 مشاهده می شود کسانی که حتی دیپلم نداشته‌اند اما الآن فوق لیسانس گرفتند، کسانی که در حال ورشکستگی بودند ولی حالا به زندگی برگشته‌اند، شخصیت اجتماعی ازدست رفته برگشته، توهین ها و اهانت ها از بین رفته، طلبکارها رفته اند و... اما باید دانست که تمامی این تغییرات به مرور زمان و ذره ذره انجام گرفته‌است اما در طرف دیگر ترازو چیست؟ من باید ببینم که من چه داده‌ام اما نکته آن است که درمان در کنگره 60 بصورت رایگان انجام می‌گیرد! طی بررسی های سال 1394 در هر سال به طور متوسط 11 میلیون و 680 هزار تومن هزینه هر فرد برای درمان بوده‌است که البته میزان آن الآن که سال 1405 می‌باشد بسیار بالاتر از این عدد می باشد. و اما من باید ببینم چقدر توانستم پرداخت بکنم نکته جالب آن است که آقای مهندس در سی دی "خدمت من به کنگره" به عنوان نگهبان کنگره 60 عنوان کردند که در نظر بگیرید که حسابتان صفر است و اگر خواستید برید و اگر هم خواستید بمانید و خدمت کنید! اما این سوال پیش می‌آید اگر این سخن به حقیقت بپیوندد و همه کسانی که درمان می‌شوند بروند پس چگونه بدون دریافت پول از هیچ جایی کنگره، 28 سال تا به امروز پابرجا بوده است؟ مشاهده می‌شود که در کنگره افراد رها شده ماه‌ها به مطالعه می‌پردازند تا بتوانند در آزمون راهنمایی در کنگره 60 شرکت کنند و کسانی که خدمت می‌کنند هنگام تحویل خدمتشان گریه می‌کنند که خدمت ازآنها گرفته نشود! آقای مهندس بیان می‌کنند که دیگران نیز باید دریافت بکنند و در کنگره باید همه چیز در گردش باشد و جالب آن است که برای خدمت کردن در کنگره همیشه صفی از خدمتگزاران وجود دارد و هیچ کاری روی زمین نمی‌ماند اما چه رخ داده‌است که نگهبان کنگره 60 بیان می‌کند که حساب همه صفر است!؟ چه می‌شود که افراد هنگام تحویل دادن خدمت ناراحتند؟ و چه می شود که افراد رها شده در کنگره 60 دارای خصوصیت ساختن و حفظ نمودن می شوند؟
در این مسیر باید دانست که همیشه شیاطین وجود دارند و نباید بر آن شد که برای جبران سریع و بازیابی سریع دست به طمع زده و از راه نامشروع کسب مال کرد که در مدت کم به مسائلی دست یابم که حاصل عمر خیلی از انسانهاست زیرا این هم خیانت به کنگره است و هم به خود من که در این صورت جزو رسوایان در زمین آسمان می شوم ولی باید توجه داشته باشم که هم نیروهای مثبت در تلاشند و هم نیروهای منفی!

2-2 راه مستقیم جلودارندارد چون جلودار آن الله است!
امیدواری بسیار سبب قدم‌های محکم می‌شود در تمامی سطوح زندگی باید امید و انگیزه باشد! در اراده انجام خود در کارها هیچ هراسی به خود راه ندهید و پیش بروید زیرا جلو دار واقعی آن خداوندی است که آن ناممکن‌ها را در مقابل شما تعیین و ممکن می‌کند.
این پیام نشان می دهد آقای مهندس و خدمتگزارانی که انسان های برگزیده خداوند هستند به مسیری که می‌روند ایمان راسخ دارند و بیان می‌شود که خداوند جلودار واقعی کاری است که واقعا در صراط مستقیم حرکت کند و قدم های درست برداشته باشد و خداوند ناظر و آگاهانه به او نگاه می کند پس میتوان نتیجه گرفت که این که سیستم کنگره 60، 28 سال توانسته بدون هیچ کمکی از هیچ ارگانی و بخشی روی پای خود بایستد و ادامه دهد که به دلیل قرار داشتن آن در صراط مستقیم است و ایمان حقیقی و باید دانست که هر سیستمی که نیازی معقول از انسان‌ها رفع می کند و از درد و رنج انسان‌ها می‌کاهد در مسیر صراط مستقیم قرار دارد و خداوند نیز به آنها کمک می‌کند فقط باید خود حرکت نمود.
2-3 قرض الحسنه
در آیه 245 سوره بقره: کیست که در راه خدا وامی نیکو دهد تا برای او چندین و چند برابرش کند، و خداوند تنگنا و گشایش پدید می‌آورد، و به سوی او بازگردانده می شوید(245)
در واقع قرض الحسنه( وام نیکو ) آن بخشی از مال یا دارایی است که بدون چشم‌داشت برگشت به کسی که نیازمند است داده‌می‌شود و فرد می‌گوید این پول را با خداوند معامله می‌کنم و وعده خداوند این است که چندین و چند برابرش می‌کند و خداوند گشایشگری داناست!
و اشاره دارد به تنگنا و گشایش که آقای مهندس هم در سی دی تله می‌گویند که خود تله ایجاد می‌کند و خودش ما را از تله در می‌آورد و اگر من قرض الحسنه‌ای روزی که مالی دارم به کسی که الآن در تله است بدهم خداوند روزی که من در تله افتاده‌باشم راحت‌تر من را از تله بیرون می‌آورد  کنگره 60 دقیقا همین کار را انجام می دهد و شعار "کمک فرد رها شده به فرد در حال مصرف" تجلی این آیه از کلام الله شریف می باشد!

2-4 من باید رها کنم و کار را زمین گذارم یا بمانم و خدمت کنم؟
اول باید بدانم که چه من باشم و چه نباشم کار کنگره زمین نمی‌ماند زیرا به قول آقای مهندس "اگر بیرق بیفتد ده نفر دیگر تو صفند که بیرق را بلند کنند"
اما دکتر امین در سی دی خدمت اولین شرط حفظ و بقای هر چیزی را تعادل اون میدونه اما راجع به خدمت این تعادل اینگونه بیان می‌شود که خدمت و جایگاه خدمتی باید در حد ظرفیت من باشد وگرنه دچار اختلال می شوم و دچار رنج و عذاب میشوم و باید خدمتی را بپذیرم که برایش آموزش دیده باشم و پیشینه داشته باشم. من باید تشخیص بدهم که آرزوی داشتن یک جایگاه را دارم یا عشق به اینکه انسان‌ها درمان بشوند و به رهایی برسند و بهشون کمک کنم؟! در صورتی که برای کمک به دیگران این خدمت را انجام بدهم و این خواسته(خدمت) ،خواسته معقول (نیاز) من باشد در این حالت در صورت انجام اون خدمت هم تعادل خودم برقرار میشه و هم دیگران و در خودم اعتماد به نفس، آرامش، برکت و هم سازندگی به وجود میاد اما اگر اون خدمت خواسته نامعقول بود یا آرزوی آن جایگاه را داشتم به آرامش می رسم اما تعادل من ناپایدار است و اگر کسی بهم حرفی بزنه سریع بهم می‌ریزم و حالت تهاجمی پیدا می‌کنم.
در نهایت باید دانست که در کنگره هم افراد آموزش می دهند هم آموزش می‌بینند و هم خدمت می کنند و هر آموزش جدیدی که من می بینم باعث باز شدن درب‌های خدمت‌های جدیدی برای من می شود. و حل کردن مشکلات و نیازهای دیگران در کنگره باعث می‌شود انرژی از جنس پاک تولید بشه و این انرژی به درمان و ادامه کار کمک می‌کند. 

3 تجربه
حالا که خلاصه‌ای از آموزش بررسی شد و یک تجربه شخصی راجع به این موضوع می‌پردازم.
3-1 کمک کنگره به من
صبح جمعه بود به من از طرف دانشگاه اعلام شد که برای این که از دانشگاه اخراج نشوی باید تا دو هفته دیگر پایان نامه‌ات را ارائه بدی وگرنه اخراجی! آن روز چند ماهی بود که کنگره می‌آمدم یک سری آموزش‌ها گرفته‌بودم که دائم داشت توی ذهنم مرور می‌شد تا ببینم راهی یا نکته‌ای می‌تونم پیداکنم که از ترسی که به دلیل در معرض از دست دادن مدرک فوق لیسانس از یکی از بهترین دانشگاه‌های ایران و آن همه درسی که پاس کرده بودم بشود. علاوه بر آن اینکه میشه گفت کار بسیار سنگینی برای پایان‌نامه انجام داده بودم و تمام پژوهش‌ها، مطالعه‌ها، فرض‌ها، برنامه نویسی‌ها و تحلیل ها انجام شده‌بود و بخش‌های نتیجه‌گیری از آن همه داده و اطلاعات و نوشتن گزارش پایان‌نامه مونده بود و فقط دو هفته زمان و القائات ناامیدی و ترس!  همزمان نیروهای منفی که جالب است برای انجام بخش نتیجه‌گیری باید تفکر نمود و دقیقا نیروهای منفی در پی القاء ترس در من بودند تا تفکر من را بخورد! آن صبح بود که همزمان با من پدر و مادرم هم که از موضوع فرصت دو هفته‌ای مطلع شده بودند به شدت به هم ریخته بودند و البته سعی می‌کردند دیگر بیشتر حال منو بد نکنند صبح جمعه بود که پیش خودم یاد سی دی "مثلث شخصیت" دکترامین افتادم و برای خودم برداشتی کردم که نیروهای منفی این دو هفته فرصت رو مثل تهدید برای من دارند استفاده می‌کنند و قصد دارند بعد از عدم موفقیت با القای احساس گناه و بی‌لیاقتی کارم رو تموم کنن ؛ اونجا بود که متوجه شدم! پیش خودم گفتم که اگر شما این برنامه رو برای من دارید؛ من هم یک برنامه جدید می‌ریزم پیش خودم یک تصمیم گرفتم، گفتم تمام تلاشم رو می‌کنم تمومش کنم پایان نامه رو حالا فرصت کردم که خداروشکر اگر هم نشد دوباره شروع می‌کنم و از اول ارشد رو میخونم! البته بعدا متوجه شدم از زبان راهنمام که این مربوط به بحث تهور بود و من ناخودآگاه انگار لنگر کشتی را کشیدم!  و اومدم سر سفره صبحانه و این قضیه رو برای پدر و مادرم تعریف کردم از قضا پدرم هم در حال سفره سیگار بود و چند تا از سی دی‌هاش مونده بود و ننوشته بود و انگار وضعیت من و پدرم مثل هم بود من شروع کردم و همزمان پدرم هم شروع کرد به نوشتن سی دی هایش در کمال ناباوری پدرم صبح دوشنبه از دست آقای مهندس رهایی سیگار را دریافت کرد و در کمال تعجب و کمال ناباوری فایل پایان نامه من شب دوشنبه آماده ارسال شد! کاری که فکر نمی‌کردم در دو هفته انجام شود در سه روز انجام شده‌بود! هنوز هم برایم بعد از گذشت حدود هفت ماه باور نکردنی است بعد از آن نوبت برای دفاع گرفتم اما اینجا بود که کمک اصلی کنگره به من مشخص شد! من توانسته بودم غیر از این که از خطر اخراج دور شوم به چیز دیگری دست یافته یابم که باعث شده بود اساتیدی که برای امتحان گرفتن از من آمده بودند بسیار شگفت زده شوند! و من توانسته بودم به لطف خدا به نتایجی برسم که طبق گفته یکی از اساتید ممتحن زمینه جدیدی در پژوهش را باز کنم و اینجوری شد که جلسه دفاع پایان نامه تبدیل شده بود به جلسه آشنایی با پایان نامه من؛ به جای آنکه سوال از من بپرسند که نمره دهند سوال می‌کردند که متوجه شوند من دقیقا چه کرده‌ام یک شاخصی کشف شده بود که باورشان نمی‌شد و دائم از من می‌پرسیدند چطوری این شاخص رو پیدا کردی از کجا دیدی آخه چه کتابی چه مقاله ای را خوندی که به ذهنت رسید که همچین شاخصی رو پیدا کنی!! من اون لحظه متوجه شده بودم که این چیزی جز لطف خداوند نیست و نمی‌تونستم بهشون بگم که به من الهام شده! البته یه مرتبه گفتم که بهم الهام شده که این کار را بکنم فکر کردن شوخی می‌کنم من هم ادامه ندادم اما خودم می‌دانستم. برای توضیح بیشتر این شاخص میتوانم بگویم که درواقع اگه نخواهم پیچیده‌اش کنم شاخصی پیدا کرده بودم که جان و مال آدم های بیشتری را نسبت به پژوهش های پیشین بوسیله آن نجات می‌داد و هزینه‌ها را به شدت کاهش می‌داد. چند ماه بعد متوجه شدم در سی دی هنر1 دکتر امین؛ که هرچه حس من بهتر بشود و فن و مهارت من و همچنین معرفت که همان ظرفیت یا دانایی در این سی دی بیان می شود بالا برود در نتیجه اجازه دسترسی من به مطالبی داده میشه که در جاهای دیگری از حلقه های حیات وجود داره داده می‌شود؛ که یقینا هیچ چیزی به جز کنگره 60 نمی توانست موجب بهتر شدن حس‌های من و دانایی من بشود.  درواقع اگر بهتر بخواهم توضیح دهم در سی دی هنر2 بیان می شود که زمانی که وارد کنگره می شوم تفکر سالم باعث می شود که من به این نتیجه برسم که بلد نیستم و نیاز به آموزش گرفتن دارم و همین باعث می شود که ایمان سالم در من به وجود بیاید چون  وقتی فهمیدم که من بلد نیستم و کنگره جایی هست که قطعا می تواند منو به درمان برساند حالا چه همسفر، چه مسافر باشم؛ این باعث میشه که در آن مسیر راسخ باشم و با ایمان کامل و ایمان سالم، با تسلیم راه شدن به عمل سالم و فرمانبرداری از راهنما بپردازم و در ادامه به وسیله فرمانبرداری حس های من سالم میشه و در ادامه زمانی که حس من سالم شد به دلیل آنکه حس اولین قوه شروع به کارگیری عقل هست عقل من هم سالم میشه و در نهایت به عشق سالم می‌رسم.  در نهایت می‌توان گفت من توانستم از خطر و تهدید اخراج از دانشگاه، به نمره کامل در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد و مدرک فوق لیسانس در بهترین دانشگاه ایران دست یابم؛ و امروز این عقیده را دارم که اگر در کنگره 60 نبودم این جایگاه را نداشتم و فردی بودم که از تمامی اضلاع مثلث شخصیت آسیب دیده و کاملا از مسیر زندگی خارج شده البته شاید اگر هدفم در موضوع پایان نامه خدمت به انسان‌ها یا شاید نجات جان آدم ها نبود این مسیر جلوی پایم قرار نمی‌گرفت الان این تنها یکی از موارد کمک کنگره به من بود

3-2 من برای کنگره چه کردم
هرچه که تفکر می کنم من برای کنگره هیچ کاری نکردم و همزمان باید توجه داشته باشم چون محبت‌هایی به من از طرف پروردگار بوسیله کنگره 60 می‌شود بدانم که این لطف‌ها از جانب پروردگار بزرگ و مهربان است در نتیجه از تعادل خارج نمی‌شوم زیرا همانگونه که در سی دی خدمت دکتر امین بیان شده باید با توجه به ظرفیت خودم همراه با تفکر و پایش حس‌های خودم ببینم که در چه جایگاهی به تعادل می‌رسم و میتونم به دیگران به گونه‌ای خدمت کنم تا از درد و رنج‌هایشان کاسته شود  و دیگر آنکه بتوانم زکات علمی یا دانش یا آگاهی که بدست آوردم را بپردازم زیرا زکات علم نشر و آموزش آن به دیگران است و پس از تفکرات لازم حرکت کنم.

4 تفکر(نتیجه‌گیری و جمع‌بندی)
1- در سی دی کمک من به کنگره بیان شد که نیروهای منفی همیشه هستند پس باید به این نکته توجه داشته باشم که تبدیل به کسانی نشوم که فکر می‌کنند در صراط مستقیم هستند اما در واقع در صراط شیطان هستند و خدمت من تبدیل به خیانت نشود!
2- حال که در اواخر سفر اول هستم و در سفر دوم می خواهم تصمیمات مهم‌تری برای زندگی خودم بگیرم توجه داشته‌باشم که جایگاه من چه در کنگره 60 و چه در خارج از آن باعث نشود که تصور کنم که جنس و ذره‌ام در ماهیت با دیگران متفاوت است!
3- نیروهای تاریکی از طریق مثلث جهل در تلاش‌اند تا دانایی من تبدیل به دانایی موثر نشود  و با توجه به آنکه خدمت هم یک نوع تجربه است هم آموزش دارد و هم راهکار منیت است همیشه در طول زندگیم خدمت را ادامه دهم حالا چه در کنگره و چه خارج از آن!
4-  توجه داشته‌باشم که طمع از راه‌هایی است که می‌تواند من را از مسیر خارج کند و همیشه در پی کسب مال حلال و با رضایت باشم!
5-  اگر در پی کسب پایه های مالی و علمی باشم که هردو خواسته های معقول من است ؛ اگر من هم مانند کنگره 60 در راه خداوند قرض الحسنه بدهم در آن صورت نیز خداوند گشایش ها را بلافاصله پس از تنگناها برای من قرار می دهد!
6- اگر دوباره در تنگنا قرار گرفتم مانند مرتبه قبلی نیاز به تهور و کشیدن لنگر دارد!

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .