چهارمین جلسه از دوره هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه ( آداب و معاشرت و تعادل و بی تعادلی) با استادی مسافر امیررضا و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر موسی روز یکشنبه مورخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود:
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، امیررضا هستم یک مسافر.
خدا را شاکرم که بار دیگر فرصت حضور در این جایگاه را به من داد تشکر میکنم از راهنمای عزیزم اقا حمیدرضا که امروز به من اجازه خدمت در این جایگاه رو دادن
وقتی به این دستور جلسه نگاه میکنم، احساس میکنم همه این واژهها به یک ریشه مشترک میرسند و آن هم تعادل است. انسانی که به تعادل نزدیک میشود، در رفتار، گفتار و روابطش ادب بیشتری دیده میشود و هرچه از تعادل فاصله بگیرد، احتمال بروز بیادبی و رفتارهای نادرست بیشتر میشود.
قبل از ورود به کنگره، من هم مانند خیلی از افراد فکر میکردم ادب یعنی مؤدب صحبت کردن یا استفاده نکردن از الفاظ نامناسب. اما در کنگره فهمیدم ادب بسیار عمیقتر از این مسائل است. ادب یعنی هر چیزی در جایگاه خودش قرار بگیرد. ادب یعنی احترام گذاشتن به انسانها، قوانین، زمان، طبیعت، خانواده و حتی احترام گذاشتن به خودمان.
در کتاب شریف ۶۰ درجه آمده است که برای رسیدن به آرامش و حال خوش باید به تعادل برسیم. وقتی جسم، روان و جهانبینی ما از تعادل خارج میشود، رفتارهای ما نیز از تعادل خارج خواهد شد. در آن شرایط ممکن است زود عصبانی شویم، زود قضاوت کنیم یا نتوانیم با دیگران ارتباط درستی برقرار کنیم.
من در دوران مصرف، بیشتر از اینکه به دیگران گوش بدهم، دوست داشتم حرف خودم را ثابت کنم. بیشتر از اینکه حق دیگران را ببینم، دنبال خواستههای خودم بودم. امروز میفهمم که بخشی از این رفتارها از بیتعادلی و ناآگاهی من سرچشمه میگرفت.
یکی از چیزهایی که کنگره به من آموخت، احترام گذاشتن به حقوق دیگران بود. اینکه وقتی کسی صحبت میکند، به حرفش گوش بدهم. وقتی قولی میدهم، به آن عمل کنم. وقتی در جلسه حضور پیدا میکنم، سر وقت باشم. شاید این مسائل ساده به نظر برسند، اما همین رفتارهای کوچک شخصیت انسان را میسازند.
به نظر من ادب ارتباط مستقیمی با دانایی دارد. هرچه دانایی انسان بیشتر شود، رفتار او نیز سنجیدهتر میشود. انسان دانا میداند که با عصبانیت، تحقیر دیگران یا بیاحترامی چیزی به دست نمیآورد. به همین دلیل سعی میکند حتی در شرایط سخت نیز حرمتها را حفظ کند.
گاهی اوقات ما تصور میکنیم بیادبی فقط در فریاد زدن یا توهین کردن خلاصه میشود، در حالی که بیتفاوتی نسبت به احساسات دیگران، رعایت نکردن نظم، بدقولی، غیبت کردن و قضاوت کردن دیگران هم میتواند نوعی بیادبی باشد.
در کنگره بارها شنیدهایم که برای رسیدن به تعادل باید آموزش ببینیم، تفکر کنیم و تجربه به دست آوریم. تعادل چیزی نیست که ناگهانی به دست بیاید. همانطور که یک درخت برای بارور شدن زمان نیاز دارد، انسان نیز برای رسیدن به تعادل نیازمند آموزش و حرکت مستمر است.
به نظر من یکی از زیباترین ثمرههای سفر در کنگره این است که اطرافیان ما تغییر رفتار ما را احساس میکنند. وقتی خانواده میگوید آرامتر شدهای، وقتی همکاران میگویند منطقیتر شدهای و وقتی دیگران احترام بیشتری از تو میبینند، یعنی مسیر تعادل را درست طی کردهای.
من از این دستور جلسه این برداشت را دارم که آداب معاشرت و ادب، فقط یک رفتار ظاهری نیستند؛ بلکه نشانهای از رشد جهانبینی و نزدیک شدن انسان به تعادل هستند. هرچه تعادل بیشتری داشته باشیم، احترام بیشتری به خود، خانواده، جامعه و قوانین خواهیم گذاشت.
امیدوارم همه ما بتوانیم با آموزشهای کنگره، هر روز قدمی به سمت دانایی و تعادل برداریم و این تعادل را در رفتار و کردار به نمایش بگذاریم.
از توجه و محبت شما سپاسگزارم .

ضبط صدا و تایپ : مسافر امیررضا لژیون سوم
عکس : مرزبان خبری مسافر کوروش
بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
85