English Version
This Site Is Available In English

تعادل یعنی پایداری

تعادل یعنی پایداری

مشارکت همسفر عصمت

همیشه این جمله را می‌شنیدم که لقمان حکیم، را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی‌ادبان، اما مفهوم این جمله را درک نمی‌کردم، وقتی وارد کنگره شدم آقای مهندس به ما یاد دادند که هر کسی رفتار بدی انجام داد و یا به تو بدی کرد تو آن کار را تکرار نکن و تو مثل آن نباش؛ چراکه اگر کسی بی‌ادبی کرد؛ حتماً از روی نا‌آگاهی بوده است، من اگر بخواهم دیگران به من احترام بگذارند؛ باید ادب را رعایت کنم و به دیگران بی‌حرمتی نکنم؛ همچنین در خانواده اگر بخواهم فرزند باادبی داشته باشم و خودم انسان بی‌ادب و بد‌رفتاری باشم، فرزند من از من الگو‌برداری می‌کند.

در مورد تعادل و بی‌تعادلی منِ همسفر هم در کنار یک مصرف‌کننده بی‌تعادل شدم، از آقای مهندس آموختم من که در این جامعه زندگی می‌کنم؛ باید بر اعمال و رفتارم مسلط باشم، یعنی اگر بیرون رفتم و راننده تاکسی حرف بدی به من زد به هم نریزم یا در خانواده خواهر یا برادرم به من حرفی زدند حالم بد نشود، در کنگره آموختم نه تنها باید در رفتارم تعادل داشته باشم؛ بلکه در خرج کردن، مهمانی رفتن و در خوردن و خوابیدن هم تعادل را باید رعایت کنم.

مشارکت همسفر زینت

ما می‌دانیم که در هر کاری باید تعادل داشته باشیم، در گذشته مفهوم تعادل را به خوبی نمی‌دانستم؛ اما این مدت که در کنگره حضور دارم متوجه شدم که مسئله تعادل در هر نقطه از زندگی ما نقش بسزایی دارد، در کنگره‌۶۰ جهان‌بینی برای درمان اعتیاد انجام می‌شود نه ترک آن و درمان اعتیاد یک پله بالاتر از ترک اعتیاد است؛ باید شخص مصرف کننده به تعادل برسد و بعد به درمان، درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است، من در کنگره فهمیدم که تعادل یعنی پایداری و عدالت هم از ریشه این لغت است.

در جامعه امروزی بیشتر انسان‌ها از تعادل خارج شده‌اند و مشکل بی‌تعادلی فقط برای افراد مصرف‌ کننده مواد مخدر نیست؛ حتی انسان‌هایی با داشتن مدارک بالا و تخصص هم این مشکل را دارند، رعایت ادب به تعادل هم ربط دارد، کسی که ادب ندارد تعادل هم ندارد، در زندگی قوانین و رسم و رسوماتی است که باید آن‌ها را رعایت کنیم؛ مثل آداب غذا خوردن، پرهیز از پرخوری یا هنگامی که در یک مهمانی هستیم و چند نوع غذا تدارک دیده شده از یک یا دو غذا استفاده کنیم؛ نه این‌که همه غذا‌ها را با هم بخوریم، این می‌شود بی‌ادبی و بی‌تعادلی یا در مورد راه رفتن، آرام و متین راه برویم. در مورد سخن گفتن با دیگران، اگر کسی صحبت می‌کند سخن او را قطع نکنیم. 

رعایت تمام این نکات و موارد بسیار زیاد دیگری در زندگی باعث می‌شود که ما به تعادل، ادب و زندگی بهتر برسیم، ادب و بی‌ادبی روی فیزیولوژی ما اثر می‌گذارد؛ برای مثال اگر ما همیشه دروغ بگوییم و یا این‌که در کار دیگران تجسس نماییم باعث می‌شود که همیشه در اضطراب و نگرانی باشیم و نیروهای منفی انرژی ما را بگیرند.

من در کنگره آموزش گرفتم که هر جایی و هر مکانی قوانین مربوط به خودش را دارد، در کنگره با رعایت نظم، حضور به موقع سر جلسات، احترام به راهنما و احترام به همه کسانی که در کنگره حضور دارند باعث به تعادل رسیدن در ما می‌شود و این امر با کسب آگاهی و دانش صورت می‌پذیرد.

مشارکت همسفر زهرا

آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی، زنجیروار به هم متصل هستند، وقتی که من آداب معاشرت را بلد باشم بهتر می‌توانم با افراد جامعه ارتباط برقرار کنم؛ چون ما در جامعه با افراد زیادی در ارتباط هستیم. هر کجا آدابی دارد من وقتی آداب هر مکانی را بلد باشم وظیفه خود را بهتر می‌توانم انجام بدهم، برای رسیدن به تعادل باید جهان‌بینی خوبی داشته باشم و جهان‌بینی خوب در جسم سالم رشد می‌کند، در کنگره یاد گرفتم که به جسم خودم اهمیت بدهم و اگر نیاز به سفر جونز و ویلیام دارم، حتماً انجام بدهم و به آن تعادل خوب برسم. از آقای مهندس که این‌قدر به همه‌ جزئيات اهمیت می‌دهند و آداب و معاشرت درست را به ما آموزش می‌دهند سپاسگزارم.

مشارکت همسفر فاطمه

قبل از ورودم به کنگره، اصلاً نمی‌دانستم تعادل و بی‌تعادلی چیست؟ مسئله تعادل و بی‌تعادلی مسئله خیلی حائز اهمیتی است، تعادل یعنی پایداری، عدالت هم از ریشه همین لغت است، یعنی همه چیز سرجایش پایدار باشد، وقتی کسی تعادل ندارد، باعث رنجش و اذیت اطرافیان خودش می‌شود. 

آداب معاشرت هم به تعادل و بی‌تعادلی برمی‌گردد؛ چون کسی که ادب دارد تعادل هم دارد و کسی که بی‌ادب است تعادل ندارد، وقتی دانایی انسان بالا می‌رود به تعادل می‌رسد، انسان‌ها برای این‌که با هم ارتباط برقرار کنند؛ باید آداب معاشرت را بلد باشند، یک موجود تا زمانی که در یک حلقه آفرینش قرار دارد؛ باید تغییرات، رشد و تکامل داشته باشد. 

خواسته درونی هر انسان شامل دو بخش است رسیدن به تعادل و رسیدن به تعالی، یعنی هر موجودی بایستی تعادل را در خودش به وجود بیاورد اگر مشکلی دارد حل کند یا اگر حال بدی دارد حال خود را خوب کند. تعالی بعد از مرحله به تعادل رسیدن است؛ مثلاً یک کودک اول باید روی پای خود بایستد و راه برود بعد از این‌که یاد گرفت ما دویدن را به او آموزش می‌دهیم، ما در کنگره یاد گرفتیم که رفتار، کردار و پندار درست داشته باشیم تا برای خود و اطرافیان مشکل ایجاد نکنیم.

نویسنده: همسفر زینت، همسفر زهرا، همسفر فاطمه و همسفر عصمت رهجویان راهنما نفیسه (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون نوزدهم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست‌ویکم)
ویرایش: راهنما تازه‌واردین همسفر زینب (دبیر دوم سایت)
ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امام قلی خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .