English Version
This Site Is Available In English

این وادی به من امید می‌دهد و ناامیدی را کم می‌کند

این وادی به من امید می‌دهد و ناامیدی را کم می‌کند

دوازدهمین جلسه از دوره سوم لژیون سردار همسفران آقا، نمایندگی شفا مشهد، با استادیمرزبان محترم همسفر معین، نگهبانی همسفر محسن، دبیری همسفر الیاس و خزانه دار همسفر حسین، با دستور جلسه: «وادی دوم و تاثیر آن روی من» در روز شنبه 12 اردبیهشت ماه ۱۴۰۵، ساعت 15:00 اغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان معین هستم یک همسفر. از همه شما که این خدمت را به من دادید، متشکرم تا بتوانم آموزش بگیرم. جلسه گذشته، جلسه سایت داشتیم. حسین سخن جالبی را بیان کرد. گفت: «دیده بان محترم جواد آقا فرمودند: خدمت مرزبانی ۱۴ ماه است؛ طولِ خدمت را مشخص کرده‌اند. اما عرض این خدمت را ما تعیین می‌کنیم. این نشان می‌دهد ما چگونه خدمت کرده‌ایم: می‌توانیم کم خدمت کنیم، یا طوری خدمت کنیم که اثرش سال‌ها بماند. این بسیار مهم است که بدانیم چگونه خدمت می‌کنیم و قدر‌دان باشیم.» مسئله‌ای ذهن من را خیلی درگیر کرده است: قدر‌دانی! من نتوانستم خودم را در بعضی جاها آن‌طور که باید، قدردان نشان بدهم. اگر عمیق نگاه کنیم، می‌بینیم خیلی‌ها در زندگی در حال کمک کردن به ما هستند؛ کمک‌هایی که باعث ادامه حیات ما می‌شوند. مانند درختان، گیاهان و حتی در برخی مواقع حیوانات که به شکلی باعث ادامه حیات من شده‌اند؛ پس باید قدر‌دان باشم. این کنگره‌ای که جلوی من قرار گرفته است، اگر من بتوانم از آن درست استفاده کنم، خداوند نظاره‌گر من است. اگر از این نعمت به خوبی استفاده کنم، چیز بهتر و بهتری سر راه من قرار می‌گیرد؛ یا یک انسان بهتر در مسیرم قرار می‌گیرد. می‌داند که این شخص می‌تواند از نعمتی که به او داده شده به خوبی استفاده کند. اما اگر من بیایم و نتوانم از این نعمت به خوبی استفاده کنم، خداوند می‌گوید: «لایق نعمت‌های خوب نیستی.» وادی دوم می‌گوید: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌گذارد. هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر گاهی به به هیچ فکر کردن برسیم. این وادی به من امید می‌دهد و ناامیدی را کم می‌کند.

زندگی مثل موج دریاست؛ بعضی جاها بالا می‌رود و بعضی جاها پایین می‌آید. می‌گویند: «یوسف گم‌گشته باز آید به کنعان، غم مخور.» یعنی زندگی همیشه بد و ناامیدکننده نیست. پس من باید بیایم و اینجا در کنگره دنبال علم و آگاهی بگردم؛ در جست‌وجوی چیزی باشم که بتوانم از آن استفاده کنم. وقتی آگاهی را پیدا کردم، بتوانم سیستم ایکس را بشناسم. واقعاً هم اصل کنگره همین سیستم ایکس است؛ یک‌جایی از آن در مواد است، یک‌جایی در زندگی، یک‌جایی در عشق، و یک‌جایی در جهان‌بینی. سیستم ایکس همین است. بعضی وقت‌ها ما انرژی خود را از مواد دریافت می‌کنیم. بدن ما انرژی دارد که می‌توانیم حدود ۷۰ سال از آن استفاده کنیم. اما وقتی مواد مصرف می‌کنیم، آن انرژی را ظرف حدود ۵ سال مصرف می‌کنیم. به همین دلیل است که وقتی مواد مصرف می‌کنیم، حالمان خوب می‌شود؛ چون از آن انرژیِ خوابیده بدن استفاده می‌کنیم. اما در کنگره60 یاد گرفته‌ام که باید از انرژی خودم استفاده کنم؛ انرژی‌ای که کم‌کم نمایان می‌شود. درون کنگره دو مولفه بسیار مهم است! خدمت و آموزش. بتوانیم بخشی از زندگی‌مان را در خدمت کردن بگذرانیم؛ نه فقط در کنگره، بلکه در همه جا. چه خدمتِ جانی، چه خدمتِ مالی. برای مثال، در کنگره «لژیون سردار» وجود دارد تا اگر فردی وقتِ خدمت کردن ندارد، بتواند به شکل مالی خدمت کند. نه فقط بحث خدمت است؛ این هم هست که بتواند گذشت کند و ببخشد. جایی که ما کمک می‌کنیم بسیار مهم است. به نظر من، بهترین مکان است؛ چون همه ما می‌دانیم که یک شخص به رهایی می‌رسد و اگر یک نفر به رهایی برسد، انگار هزاران انسان به رهایی رسیده‌اند. امیدوارم همه ما در کنگره خدمت‌گذار باشیم و قدرِ نعمت‌هایی را که خداوند به ما داده است بدانیم. کمی لژیون سردار ضعیف شده است، اما می‌شود با تعهد پرداخت آن را بهتر کرد. استارت زدن در ابتدا راه سخت است؛ اما اگر شروع شود، انرژی به سمت ما حرکت می‌کند و می‌توانیم برای مراحل بعدی آن انرژی را دریافت کنیم. امیدوارم که باشید و از همه شما دوستان بتوانیم استفاده کنیم. متشکرم از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید.

مرزبان خبری : همسفر معین

تایپ : همسفر محمدحسین (لژیون چهارم)

ارسال خبر و‌ ویراستاری :همسفر حسین (لژیون یکم)

سایت‌ همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .