دهمین جلسه از دوره شانزدهم سری کارگاههای آموزشی ـ خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی رز تهران، با استادی راهنما مسافر الناز، نگهبانی مسافر رقیه و دبیری مسافر مرسده، با دستور جلسه «دخانیات؛ سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ» روز یکشنبه، مورخ ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، الناز هستم یک مسافر.
دستور جلسه امروز «دخانیات؛ سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ» میباشد و در ادامه، تولد یکسال رهایی خانم دلارا را در کنار هم جشن میگیریم.
ما برای هر مسئلهای ابتدا باید صورت مسئله را پیدا کنیم تا بتوانیم آن را حل کنیم. در مورد سیگار و مواد مخدر نیز این قضیه صدق میکند.
آقای مهندس در اثر سکتهای که کردند، به مضرات سیگار پی بردند. سیگار یک دخانیات بسیار خطرناک است که چهار هزار نوع سم دارد و تلفات آن بسیار بالاتر از زلزله، سیل، سوانح رانندگی، خودکشی، قتل، بیماریها، مواد مخدر و... است.
مهمترین قسمت بدن ما ریه نام دارد. ریه دارای حبابچههایی است که هوا را میگیرند و اکسیژن را به داخل ریه میبرند که به آنها مولاژ میگویند. مولاژ مانند رفتگر عمل میکند و ریه را تمیز نگه میدارد. فردی که سیگار میکشد، ریه او مانند قیر سیاه میشود. این امر باعث میشود اکسیژن کافی به سلولها نرسد و ایمنی بدن او از بین برود. بدن فردی که دخانیات مصرف میکند، در مقابل بیماریها نمیتواند مقاومت و سازندگی لازم را داشته باشد. افرادی که سیگار، قلیان یا پاد استفاده میکنند، دچار بیماریهای قلبی میشوند.
چرا فرد سیگاری نمیتواند سیگار نکشد؟ پاسخ این است که در کشیدن سیگار نیز مانند مواد مخدر، عملیات جایگزینی انجام میگیرد. در بدن ما و در سیگار، نیکوتین وجود دارد. زمانی که فردی سیگار میکشد، باعث میشود بدن آن فرد نیکوتین تولید نکند و مجبور است از بیرون، توسط کشیدن سیگار، نیکوتین مورد نیاز بدن خود را تأمین کند.
راه درمان سیگار در کنگره ۶۰ کشف شده و زمان آن حدود ۱۰ الی ۱۱ ماه است. فرد به جای مصرف سیگار میتواند از آدامس نیکوتین استفاده کند که از نظر جذب نیکوتین، مشابه سیگار است و همانطور که سیگار کشیدن ساعت خاصی ندارد، مصرف آدامس نیکوتین نیز ساعت خاصی ندارد. هیچگونه رژیم غذایی در درمان سیگار وجود ندارد.
نکته مهم این است که هر شخصی که میخواهد سیگار نکشد، ابتدا باید به بیداری برسد و بداند سیگار برای او اثر مخرب دارد. او هر روز با دست خودش زهر را به بدن خود وارد میکند. باید جهانبینی او درست شود تا بتواند سیگار خود را درمان کند. به اعتقاد آقای مهندس، فردی که اعتیاد خود را درمان کرده است ولی هنوز سیگار مصرف میکند، یک معتاد است و به آنها خدمتی داده نمیشود.
آقای مهندس در سیدی «سیگار و جایگزینی» میفرمایند: «من یک زمانی میگفتم راههای رسیدن به خدا به اندازه تعداد انسانها است، ولی اکنون میگویم راه رسیدن به خدا یک راه است و آن هم صراط مستقیم است. هر انسانی که به صراط مستقیم آمد، به تعادل لازم، آرامش و در نهایت به خدا میرسد.»
پیام تولد:
خانم دلآرا؛ خوشحالیم که با انجام عمل سالم به ارزش واقعی خود پی بردید. تجربهای که با عمل سالم به دست بیاید، سندی بدون نقص است.
صحبتهای استاد در مورد یکسال رهایی مسافر دلارا:
تولد خانم دلارا را ابتدا خدمت آقای مهندس، دیدهبان محترم خانم مونا و گروه مرزبانی تبریک عرض میکنم. همچنین به خانم دلارا و خانواده محترم ایشان که امروز تشریف آوردهاند نیز تبریک میگویم. معتقد هستم تولدها و رهاییها برای من پیامی دارند. امیدوارم پیام لازم را از خانم دلارا یا هر عزیزی که در این جایگاه قرار میگیرد، دریافت نمایم.
خانم دلارا با مصرف هروئین وارد کنگره شدند. در ابتدای کار بههمریختگی زیادی داشتند و سطح سواد محدودی داشتند؛ بهطوریکه فرزندان ایشان سیدیها را مینوشتند و خانم دلارا از روی نوشتهها، سیدی مینوشتند.
چون ترک زبان هستند، به سختی فارسی صحبت میکردند؛ اما این مسائل باعث نشد که درمان خود را ادامه ندهند. به خانم معصومه و خانم شیما که در ابتدای سفر، خانم دلارا را همراهی کردند، خدا قوت میگویم. مسائل زیادی وجود داشت که میتوانست باعث شود خانم دلارا سفر خود را ادامه ندهند؛ از جمله مسافت طولانی که از شهرستان طی میکردند و یا سواد محدودی که داشتند؛ اما چون خواست قوی، تلاش و پشتکار داشتند، هر هفته در جلسات حضور پیدا میکردند و به درمان رسیدند.
هر هفته باید در کارگاه آموزشی یا لژیون مشارکت میکردند و خانم دلارا به خاطر لهجهشان، خجالت میکشیدند. با وجود سواد ابتدایی، کلاسهای نهضت سوادآموزی خود را نیز ادامه دادند.
خانم دلارا همسفران خوبی در کنار خود دارند و داشتن همسفر خوب، نعمت بزرگی است. امیدوارم ثابتقدم باشند، خدمت بگیرند و حال خوب دریافت کنند.
اعلام سفر مسافر دلارا:
آنتیایکس مصرفی: هروئین_ روش درمان: DST_ داروی درمان: OT_ راهنما: مسافر الناز_ مدت سفر: ۱۷ ماه_ ورزش در کنگره: شنا_ مدت رهایی: ۱ سال و ۸ ماه
خواسته مسافر دلارا:
خواسته اول: خدمتگزار شدن در کنگره.
خواسته دوم: در دل بیان کردند.
مشارکت مسافر دلارا:
سلام دوستان، دلارا هستم یک مسافر.
از آقای مهندس، خانم مونا و خانم الناز، راهنمای عزیزم، بسیار تشکر میکنم. در کنگره یاد گرفتم چگونه زندگی کنم، با فرزندانم چگونه رفتار کنم، کم نیاورم، صبر داشته باشم، تفکر درست داشته باشم و راه درست را انتخاب کنم. نه اینکه من عالم شده باشم، بلکه آموختم در هر شرایطی راه درست را انتخاب کنم. برای مثال، وقتی دچار سردرد یا بیخوابی میشوم، بلافاصله از قرص استفاده نکنم، بلکه به دنبال علت آن باشم.
از فرزندان و همسرم بسیار تشکر میکنم که در کنار من ایستادند. پسرم به خاطر شرایط سفر درمانی من، یک ماه در ترمینال خوابید و کار کرد تا پول شربت مرا فراهم کند. روی صندلی میخوابید و این برای من ارزش بسیار زیادی دارد. از همه شما که در جشن من شرکت کردید و به صحبتهایم گوش دادید، همچنین از هملژیونیهای عزیزم که در لژیون با احترام با من رفتار کردند، تشکر میکنم.
اگر امروز در این جایگاه ایستادهام، حاصل آموزشهای خانم الناز است. من هیچوقت نمیتوانستم در کارگاههای آموزشی و لژیون بهخوبی صحبت کنم. این عزت، احترام، جرئت و اعتمادبهنفس را خانم الناز به من داده است.
مشارکت همسفر امیرحسین:
سلام دوستان، امیرحسین هستم یک همسفر.
من یک شکرگزاری عمیق از خداوند دارم که از نظر من بزرگترین دستاورد زندگی است. از آقای مهندس، بنیان کنگره، ایجنت شعبه، مرزبانان زحمتکش و خانم مونا تشکر میکنم. از راهنمایان محترم، خانمها شیما، معصومه و ستاره بسیار سپاسگزارم. بهخصوص از خانم الناز که نه کلمه و جملهای برای تشکر پیدا میکنم و نه عملی که بتواند حق زحمات ایشان را ادا کند؛ ما مدیون ایشان هستیم.
از مادرم تشکر میکنم که با همه سختیها و موانع، با قدرت، جدیت و قاطعیت پای هدف خود ایستاد و دست از تلاش برنداشت. همیشه در دوران تاریکی، سؤالی که از من میپرسید این بود که چرا اینگونه شد؟ صدایی از درون من میگفت حتماً حکمتی وجود دارد و کنگره ۶۰ پاداش تمام سختیها و تحمل دردها است.
هرچه جلوتر میرویم، پیشرفت میکنیم و گشایشهای بیشتری ایجاد میشود، بیشتر متوجه میشویم که چقدر مدیون کنگره هستیم. امیدوارم خدمتگزاران لایقی باشیم.
مشارکت همسفر معصومه:
سلام دوستان، معصومه هستم یک همسفر.
من بسیار خوشحال هستم که مادرم را در این حال و هوای خوب و شادی میبینم و از آقای مهندس تشکر میکنم و دست ایشان را میبوسم. از خانم الناز به خاطر تمام انگیزهها و زحماتشان تشکر ویژه دارم. زمانی که حال مادرم خوب نبود، صحبت کردن با خانم الناز به ایشان انرژی و حس خوب منتقل میکرد. از خانم مونا و خانم معصومه سپاسگزارم. از برادرم که همراه مادرم بود و در سرما و گرما همیشه جلوی درِ کنگره میایستاد و تحت هیچ شرایطی آنجا را ترک نمیکرد و منتظر مادرم میماند و تلاش زیادی کرد، بسیار متشکرم.

تایپ: مسافر محبوبه ـ لژیون دوازدهم ـ نمایندگی رز تهران
ویرایش: مسافر سمیرا ـ نمایندگی رز تهران
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
24