English Version
This Site Is Available In English

رعایت ادب؛ شرط رسیدن به تعادل

رعایت ادب؛ شرط رسیدن به تعادل

آداب در لغت عبارت است از خصایل و صفات مثبت، ظریف، زیبا، مقبول و مطلوب که شایسته موجودیت یک پدیده خصوصاً انسان باشد. معاشرت نیز خانواده عشیره و عشرت است به نوعی مفهوم زندگی اجتماعی و موضوعی که بسیار حائز اهمیت است این می‌باشد که هر مکان برای خود آداب دارد؛ همچنین هر کار آداب خاص خود را می‌طلبد جایی که وارد می‌شوند، سر سفره‌ای که می‌نشینند، افرادی که می‌بینند متناسب با میزان آشنایی‌ات باید آداب خاص را رعایت کرد. آداب در زمینه‌های مختلف از جمله آداب سخن گفتن، معاشرت، غذا خوردن، مهمانی رفتن متفاوت است این یعنی حریم خود، حفظ نگه‌داشته شود از حد تعادل خارج نشود و حد و مرز رعایت شود. اولین مسئله آداب معاشرت تعادل و بی‌تعادلی است. آقای مهندس می‌فرمایند: درمان، فوق ترک و تعادل، فوق درمان است. تعادل یعنی: به پایداری رسیدن و عدالت هم از همین لغت گرفته شده است.

مشکلی که در حال حاضر وجود دارد این است که انسان‌ها ذره‌ذره از تعادل خارج شده‌اند و این فقط مربوط به قشر مصرف‌کننده نیست؛ بلکه مربوط به همه انسان‌ها است. اگر ادب رعایت نشود، سبب ایجاد دعوا می‌شود از جمله در مقوله رانندگی کردن می‌توان گفت که هنگام رانندگی با بوق زدن‌های مکرر، خود یک نوع بی‌ادبی و بی‌احترامی به دیگران است که موجب آلودگی صوتی و آزار دیگران می‌شود یا پارک نابه‌جا در جلوی درب همسایه، پارک دوبل و مزاحمت ایجاد کردن برای دیگران نمونه بارز یک بی‌ادبی است. آقای مهندس فرمودند: کسی که سوار تاکسی می‌شود؛ حتی اگر سن او از راننده هم بزرگتر باشد؛ چون که وارد می‌شود ابتدا باید او سلام کند. ابتدا کوچکترها سوار شوند و بعد بزرگترها، رعایت نکردن حق دیگران، فحاشی کردن یا زباله ریختن از پنجره ماشین باعث ایجاد دعوا با خشونت شده این در نهایت به رعایت نکردن آداب رانندگی برمی‌گردد؛ حتی در مکان‌های عمومی نیز آداب خاص خود را می‌طلبد.

کشیدن سیگار در مکان‌های عمومی، رفتاری زشت و بی‌ادبانه تلقی می‌شود، خاموش نکردن موبایل در جلسات، حرکتی دور از ادب است. رعایت نکردن آداب و ادب، اولین ضربه‌ را به خود شخص وارد می‌کند حال خرابی را به جان می‌خرد و این حس بد را به دیگران نیز منتقل می‌کند در زمینه صحبت کردن آداب این است که یک عامل بسیار قوی در ارتباط با دیگران می‌باشد که در همه‌جا به یک صورت نیست یعنی شخص نمی‌تواند در هر جایی با یک مدل صحبت کند صحبت کردن با یک کودک، یک دوست، همکلاسی، پلیس، نانوا، یک غریبه و خانواده فرق می‌کند. هنگامی که با یک بزرگتر صحبت می‌شود نباید از ضمیر مفرد استفاده کرد و حتماً از ضمیر جمع یعنی شما استفاده شود برای صحبت کردن با خانم‌ها باید از ضمیر جمع استفاده کرد.

هنگامی‌که افراد در حال مذاکره کردن هستند نباید طرفین وسط حرف یکدیگر بپرند و نباید حرف یکدیگر را قطع کند. کسی که هر چه‌قدر قدرت داشته باشد؛ اما نتواند رعایت حریم دیگران را داشته باشد از کمالات او کاسته می‌شود به گفته آقای مهندس هر چیزی قانون خودش را دارد؛ حتی قمارخانه، جنگل یا مسجد فرد باید خود را با شرایط سازگار کند. انسان بد به دیگران می‌آموزد که بدی بد است. سخنان رکیک که انجام می‌دهد؛ پس انسان‌ها بد نیستند بلکه آن‌هایی که حرف‌های بد می‌زنند یا کارهای ناروا انجام می‌دهند از جهل و ناآگاهی‌شان است؛ حتی آن‌ها هم معلمی برای انسان‌های دیگر می‌شوند تا نشان دهند که بدی چه‌قدر زشت و ناپسند است. در کل انسان موجودی است که به‌طور اجتماعی زندگی می‌کند از این موضوع برداشت می‌شود که با جامعه، خانواده، محل کار و افراد زیادی در ارتباط است؛ پس با داشتن یکسری قوانین و اصول خاص می‌تواند آن رابطه را محکم‌تر کند.

هنگامی که این موضوع وارد بحث اعتیاد می‌شود می‌توان دریافت که یک مصرف‌کننده موادمخدر به دلیل آسیب جسم و روان خود؛ همچنین جهان‌بینی اشتباه و ناقص از تعادل خارج شده و نمی‌تواند با اطرافیان و جامعه خود ارتباطی مفید برقرار کند همین موجب منزوی شدن و یا طرد شدن او می‌شود؛ حتی مورد بی‌احترامی و بی‌ادبی قرار می‌گیرد؛ اما همین فرد هنگامی که به سمت آموزش پیش می‌رود می‌تواند آرام‌آرام به تعادل برسد و همین که توانست به دیگران احترام بگذارد و آداب و ادب معاشرت را رعایت کند در مقابل مورد عزت و احترام دیگران قرار می‌گیرد و جایگاه مناسب خود را به‌دست می‌آورد. هر انسانی بر‌اساس دانایی و نادانی، جایگاهش مشخص می‌شود هر چه انسان جاهل‌تر است بی‌ادب‌تر است و هرچه فاضل‌تر و آگاه‌تر باشد با ادب‌تر، درخت هرچه میوه‌اش بیشتر باشد سر به زیرتر است.

انسان هنگامی‌که از تعادل خارج می‌شود بی‌ادب‌تر می‌شود. آقای مهندس چه زیبا فرمودند: یک فرد مصرف‌کننده هروئینی کارتن خواب؛ اما با ادب را به یک دکتر بی‌‌ادب ترجیح می‌دهند این جمله جای تفکر دارد که همه چیز به تحصیلات و علم والا نیست؛ بلکه به عمل، رفتار و کردار می‌باشد. وقتی شخصی که مصرف‌کننده می‌شود به مرور طرد و منزوی می‌شود که اگر بخواهد و به سمت آموزش‌های ناب و درمان اعتیاد برود می‌تواند آن شخصیت والای خود را پیدا کند نه اینکه خود را محکوم به پوچی کند و غرق در اعتیاد شود؛ پس مشخص است که اعتیاد و درمان آن نیز از یکسری بی‌تعادلی و تعادل برخوردار است. وقتی‌ که شخص دریایی از علم داشته باشد؛ ولی نتواند آن را پیاده کند مانند کسی است که ثروت داشته باشد؛ ولی قدرت استفاده و بهره بردن از آن را نداشته باشد.

می‌توان بر مقوله آداب غذا خوردن نیز بر این نکته واقف آمد هنگامی که فرد بر سر سفره می‌نشیند ابتدا باید صبر کند تا بزرگتر غذا خوردن را شروع کند با دهان باز غذا نخورد حتی‌الامکان از یک نوع غذا خورده شود و غذاهای مختلف سر سفره به این معنا نیست که حتماً باید شخص همه را بخورد برای این است که ممکن است شخصی از یک نوع غذا خوشش نیاید و بخواهد غذای دیگری که باب میلش است، بخورد. هنگامی که مهمان داریم میزبان اولین کسی است که شروع به خوردن غذا می‌کند و آخرین نفری است که دست از غذا می‌کشد تا مهمان احساس راحتی داشته باشد در هنگام خوردن غذا نباید خم شد تا جایی که دست‌ را دراز کرد تا مثلاً نمکدان را برداشت؛ بلکه باید از شخصی که دسترسی نزدیک‌تری به آن دارد خواهش کرد تا نمکدان را دهد. باید قبل از سیر شدن دست از غذا کشید.

به گفته بزرگان دین که می‌فرمایند: قبل از غذا خوردن باید دست‌ها را شست، قبل از شروع غذا با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم و با نام و یاد خدا غذا را شروع کرد و در پایان شکر خدا را بر جای آورد در کنگره خارج از بحث درمان اعتیاد، تعادلی که مد نظر دارد به استناد کتاب عشق چهارده‌ وادی برای رسیدن به خود و تشریح انسان تک بعدی و دو بعدی و تعادل در تمامی سطوح زندگی است. انسان‌هایی که در زندگی به کار، تفریح، ورزش، آموزش، خانواده، مادیات، معنویات و همه امور خود توجه دارند و برای آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کنند، می‌توان گفت که نیروهای خود را به سمت و سویی عادلانه در بخش‌های مختلف زندگی تقسیم می‌کنند و از زندگی خود لذت می‌برند.

از این دستور جلسه می‌توان نتیجه گرفت که وقتی کسی بداند در هر زمینه‌ای آداب مخصوص خود را می‌توان رعایت کرد تا به حد تعادل رسید آنگاه زندگی برای او و برای دیگران بسیار لذت‌بخش می‌گردد و چه‌قدر تأثیر بر اطرافیان خود می‌گذارد و همین موضوع سبب کاسته شدن هرج و مرج می‌گردد. چه بسیار افرادی که در زندان‌ها به سر می‌برند یا در جاهای نامناسب هستند که اگر ریشه آن را دریابند، مشخص می‌شود که در عمق ماجرا و ریشه آن، این بوده که شخص قوانین و حریم مربوط به آن را رعایت نکرده و پیوسته به مکان‌های نادرست قدم گذاشته یا پیوسته براساس جهل خود پیش رفته و در پایان شعری از خواجه عبدالله انصاری که چه زیبا سرود: از بی‌‌ادبی کسی به جایی نرسید، دری‌‌ست ادب به هر گدایی نرسید.
نویسنده: همسفر فاطمه(م) رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
رابط‌خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .