English Version
This Site Is Available In English

بسته شدن حس با مصرف نیکوتین

بسته شدن حس با مصرف نیکوتین

جلسه چهارم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی رازی به استادی راهنمای ویلیام وایت همسفر لیلا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر شهلا با دستور جلسه دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ) روز سه‌شنبه ۱۲ خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از ایجنت و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم و این هفته را به آقای مهندس و اساتید ویلیام وایت تبریک می‌گویم. خدا را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم. خیلی سخت است که انسان با خودش رو‌راست نباشد من اوایل خیلی با خودم رو‌راست نبودم و امروز می‌خواهم دلی مشارکت کنم چون حس‌ام به من می‌گوید اگر دلی مشارکت کنم مطالبی که آموزش گرفتم و توانستم کاربردی کنم و آموزش‌هایی که توسط راهنماها و علم‌هایی که از آقای مهندس به من انشعاب پیدا کرده و جاری شده است را در این جایگاه، بگویم خیلی راحت‌تر به دوستان و گوش‌هایی که قرار است شنیده شود می‌رود و در دل‌ها راحت‌تر ورود پیدا می‌کند. من دختری بودم که از سن کم مصرف نیکوتین را شروع کردم، چرا؟ چون دردهای زیادی داشتم، پدرم و اکثر خانواده‌ام مصرف کننده بودند و این درد در من رشد کرد و فکر می‌کردم چون این درد را دارم به راحتی می‌توانم تخریب ایجاد کنم. چرا تخریب در من شکل گرفت و ذره‌ذره شروع به رشد کرد؟ چون علم و آگاهی در من به وجود نیامده بود و این باعث ایجاد تخریب زیادی در من شد. آن‌موقع نمی‌دانستم یکی دیگر دارد به خودش ضرر می‌زند من چرا باید به خودم ضرر بزنم.

انسان زمانی که در مقابل آینه قرار می‌گیرد شاید با دیگران نتواند رو‌راست باشد اما با خودش که می‌تواند رو‌راست باشد شاید‌ به دیگری نتواند بگوید چقدر تخریب در خودم ایجاد کردم، ولی زمانی که مقابل آینه قرار گرفتم و توانستم در چشم‌هایم نگاه کنم و بگویم تخریب ایجاد نکردم آن‌موقع است که با خودم روراست هستم. نیکوتین خیلی تخریب دارد و تخریب‌اش در زنان خیلی بیشتر از مردان است باعث ناباروری می‌شود، میل و احساس را در انسان از بین می‌برد. من مادر بودم اما حس‌هایم همه بسته بود حس آشپزی و پخت‌وپز  نداشتم، حس این‌که ظرف‌هایم را بشورم یا بلند شوم به خودم برسم و به مهمانی بروم را نداشتم. زمانی متوجه شدم که مسافرم گریز زد، تا آن‌موقع داشتم یکه‌تاز می‌رفتم و هیچ‌کس جلودارم نبود. آن‌قدر تخریب در من بالا بود که مسافرم به خاطر من اعتیاد پیدا کرد تا جلوی دختری را بگیرد که سوار بر اسب شده و می‌تازید و می‌رود و نمی‌خواست که از این اسب پایین بیاید. فکر می‌کردم دنیا مال من و در دستان من است و هر کاری که دلم بخواهد می‌توانم بکنم.

مسافرم اعتیاد پیدا کرد و روزی که رفت گریز زد من عین خیالم نبود من مصرف نیکوتین خودم را داشتم و به قدری مصرف‌ام بالا بود و تخریب داشتنم که اگر یک ساعت نیکوتین مصرف نمی‌کردم به رعشه می‌افتادم. راهنمایم، دوستانی که با من سفر کردند، خواهر لژیونی‌ها می‌دانند که من چقدر سخت سفر کردم چون حرف گوش‌کن نبودم ولی تصمیم گرفتم سفر کنم. یک روز مسافرم گفت، می‌توانی بیایی کنگره، خواهش می‌کنم بیا و به من هم کمک کن تا مسیری که شروع کردم باهم طی کنیم. آن‌موقع من هنوز دلم مشروب و قلیان می‌خواست اما برخلاف میل باطنی آمدم، وقتی وارد شعبه شدم گفتم فقط لژیون ویلیام را به من نشان بدهید، بروم ببینم و طعم‌اش را بچشم که این همه می‌گویند بیاید تا رها شوید. باور کنید اگر یک لحظه مصرف نیکوتین نبود مثل یک آدم خمار می‌لرزیدم اما آمدم و سفر کردم. چه چیز باعث شد، با آن تخریب بالا که هنوز ریه‌هایم درگیر است و خوب نشده است بیایم و سفر کنم؟ مسافرم سی‌دی‌های آقای مهندس را در خانه می‌گذاشت که شاید من به آگاهی برسم و سفر کنم و این‌طوری شد که ترس از دلم بیرون رفت و آمدم سفر کردم و گفتم مگر  چه بلایی قرار است سرم بیاید از این تخریب بالاتر، که نمی‌توانم نفس بکشم یا در کنار فرزندم راحت و آرام بنشینم.

با مصرف نیکوتین تمام حس‌های زنانه‌ام بسته شده بود، نه حس مادری داشتم، نه حس این‌که با همسرم بنشینم صحبت کنم. نمی‌شود که آدم در صراط مستقیم باشد و از آن طرف برای خودش اداهایی‌ هم داشته باشد. من کلی تخریب داشتم پدرم، برادرم، پدربزرگم مسافر بودند اکثر خانواده من، هم مصرف‌کننده و هم فروشنده بودند من در چنین خانواده‌ای بزرگ شدم. می‌خواهم بگویم که می‌شود، وقتی که درها و مسیرت به سوی کنگره باز شود و مسیری باز شده است که هنوز هم هیچ‌کس باور ندارد. بعضی وقت‌ها می‌گویم تمام رهجوهایی که آمدند پارک برای درمان سیگار، موقعی که سیگار می‌کشیدند و تخریب داشتند باز هم به میزان تخریب من نمی‌رسیدند و جایگاهی که من تجربه کرده بودم را ندیدند. این پیامی است برای دوستانی که سفر نیکوتین نکردند،وقتی سفر نیکوتین را شروع میکنی مسیر برایت باز می‌شود. من مصرف نیکوتین را گذرانده بودم و مسافرم از مواد رها شده بود ولی سیگار می‌کشید؛ گفتم یا برو بکش یا اگر می‌خواهی بیایی توی این مسیر من کنارت هستم که یک سفر درست انجام دهیم. چون سیگار خیلی تخریب در انسان ایجاد می‌کند و اگر می‌خواهی درمان کنی، می‌توانی بیایی و حس‌هایت هم باز می‌شود خیلی چیزها هم تغییر می‌کند. حس‌ها زمانی باز می‌شوند که من بپذیرم و سفر کنم زمانی که سفر کردم خوابم، غذا خوردنم و افکارم درست شد و نسبت به قبل خیلی تغییر کردم راهنمایم می‌داند. امیدوارم پیامم به گوش دوستانم برسد و به جانشان نشسته باشد و بیایند سفر کنند و مصرف نیکوتین را کنار بگذارند، راهنما شوند و طعم خوش سفر کردن را بچشند.

رهایی تغذیه سالم

رهایی ویلیام وایت

 

 

مرزبان خبری: همسفر مینا
عکاس: مرزبان همسفر مینا
تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم)
ارسال: همسفر ساناز دبیر اول سایت رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون سوم)
نگهبان سایت: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم)
نمایندگی همسفران رازی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .