English Version
This Site Is Available In English

تعادل مهمترین پایه‌ زندگی سالم

تعادل مهمترین پایه‌ زندگی سالم

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر:

بعضی اوقات با خود فکر می‌کنم که چرا در کنار بعضی از انسان‌ها احساس آرامش می‌کنیم و از همنشینی با آن‌ها لذت می‌بریم؛ اما در کنار بعضی دیگر احساس ناراحتی، خستگی یا دلخوری داریم. وقتی دقیق‌تر به این موضوع نگاه می‌کنم، می‌بینم یکی از مهم‌ترین دلایل آن، «آداب معاشرت، ادب و تعادلی» است که در رفتار و گفتار افراد وجود دارد. آداب معاشرت یعنی یاد بگیریم چگونه به حرف دیگران گوش دهیم، چگونه نظر خود را بیان کنیم، چگونه با اختلاف‌سلیقه‌ها کنار بیاییم و چگونه در شرایط مختلف، رفتاری مناسب داشته باشیم.

ادب نیز یکی از زیباترین صفاتی است که می‌تواند در وجود یک انسان شکل بگیرد. ادب نه به ثروت وابسته است، نه به مقام و نه به تحصیلات، انسان‌های زیادی هستند که امکانات بسیاری دارند؛ اما در رفتارشان اثری از ادب دیده نمی‌شود و در مقابل، انسان‌هایی هم وجود دارند که شاید امکانات چندانی نداشته باشند؛ اما به واسطه‌ ادب و احترام‌شان، در دل همه جا دارند.

ادب یعنی انسان حد و مرزها را بشناسد. بداند کجا صحبت کند و کجا سکوت نماید. بداند چگونه انتقاد کند که باعث تخریب نشود. بداند چگونه از دیگران تشکر کند و چگونه اشتباهات خود را بپذیرد. به نظر من، یکی از نشانه‌های ادب، پذیرش اشتباه است. خیلی وقت‌ها وقتی اشتباهی می‌کنیم، به جای قبول کردن آن، به دنبال توجیه کردن یا مقصر دانستن دیگران هستیم؛ اما انسانی که ادب را آموخته باشد، از گفتن جمله‌ اشتباه کردم هراسی ندارد.

در مقابل ادب، بی‌ادبی قرار دارد. بی‌ادبی تنها استفاده از الفاظ نامناسب نیست. گاهی بی‌ادبی به شکل بی‌توجهی، خودخواهی، تحقیر دیگران، تمسخر، قضاوت عجولانه یا نادیده گرفتن حقوق دیگران ظاهر می‌شود. ممکن است انسان طوری رفتار کند که دیگران از او ناراحت شوند؛ اما خودش متوجه نباشد. موضوع دیگری که با ادب ارتباط مستقیم دارد، تعادل است. در کنگره۶۰ بارها آموخته‌ایم که تعادل یکی از مهم‌ترین پایه‌های یک زندگی سالم است. هر زمان که از تعادل خارج شویم، مشکلات نیز کم‌کم ظاهر می‌شوند. تعادل یعنی هر چیز در جای خود و به اندازه‌ خود باشد. همان‌طور که بدن برای سالم ماندن به تعادل نیاز دارد، روح و روان انسان نیز به تعادل احتیاج دارند. اگر در خواب، خوراک، کار، استراحت، احساسات و روابط خود تعادل نداشته باشیم، آرامش ما از بین می‌رود.

برای مثال، کار کردن ارزشمند است؛ اما اگر تمام زندگی ما فقط کار باشد و به خانواده، آموزش، استراحت و سلامتی خود توجه نکنیم، از تعادل خارج شده‌ایم. محبت کردن بسیار خوب است؛ اما اگر بدون تفکر و از روی احساسات بیش از اندازه باشد، ممکن است نتیجه‌ قابل قبولی نداشته باشد. به نظر من، خشم هم می‌تواند تعادل انسان را به هم بزند. مثلاً وقتی خشمگین می‌شویم، ممکن است حرف‌هایی بزنیم یا کارهایی انجام دهیم که بعدها از آن‌ها پشیمان شویم. به همین دلیل، انسان متعادل تلاش می‌کند پیش از هر واکنشی، کمی فکر کند و سپس تصمیم بگیرد.

آموزش‌های کنگره به ما کمک می‌کند دوباره به تعادل نزدیک شویم و زندگی را از زاویه‌ای متفاوت ببینیم. من متوجه شده‌ام که ادب و تعادل مانند دو بال هستند که به انسان کمک می‌کنند در مسیر زندگی بهتر حرکت کند. هرچه ادب بیشتری داشته باشم، روابط سالم‌تری خواهم داشت و هرچه متعادل‌تر باشم، تصمیمات درست‌تری خواهم گرفت. پس اگر می‌خواهیم در خانواده، محل کار و جامعه آرامش بیشتری وجود داشته باشد، باید ابتدا روی رفتار و گفتارمان کار کنیم و یاد بگیریم شنونده‌ خوبی باشیم، احترام دیگران را حفظ کنیم، مسئولیت رفتارهای خود را بپذیریم و در همه‌ امور زندگی از افراط و تفریط دوری کنیم.

آداب معاشرت، ادب و تعادل چیزهایی نیستند که یک‌شبه به دست بیایند؛ بلکه مهارت‌هایی هستند که باید هر روز تمرین شوند. هر روز فرصتی تازه است تا بهتر از دیروز باشیم، مهربان‌تر رفتار کنیم، با احترام بیشتری صحبت کنیم و در تصمیم‌ها و اعمال خود متعادل‌تر باشیم. امیدوارم بتوانیم با آموزش، تفکر، تجربه و عمل سالم، ادب را در وجود خودمان پرورش دهیم و از بی‌ادبی و بی‌تعادلی فاصله بگیریم و خطوط زیبای عشق، احترام، عقلانیت و تعادل را در زندگی خود ترسیم کنیم. آرامش واقعی زمانی به دست می‌آید که انسان هم با خودش و هم با دیگران در صلح و تعادل باشد.

نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .