زمانیکه مسیر کنگره برای من هموار شد، حس غریبی داشتم که تابه الان تجربه نکرده بودم، حس حضور در مکانی که برای من بسیار تازگی داشت، کمی دلشوره، استرس، البته کمی خجالت به دلیل اینکه همسرم یک مصرفکننده موادمخدر بود و تا به امروز من فقط تلاش میکردم این مشکل را از همگان مخفی کنم که مبادا مورد تمسخر و توهین قرار بگیریم؛ اما زمانیکه به شعبه آمدم و آن برخوردهای سراسر عشق، محبت و احترام را دیدم فهمیدم که راه را درست آمدهام و این مکان جایی است که به من و مسافرم حس امنیت، آرامش و دوست داشتن، مهم بودن خواهد داد. با انتخاب راهنما وارد لژیون شدم و بعد از مدتی متوجه شدم که چقدر آسیب دیدهام و چقدر روح، روان، جسم من از همه چیز و همه افراد آزرده شده است، افرادی که درون کنگره حضور دارند، همه از جنس من و همدرد من هستند و ما در کنار همدیگر به آموزش گرفتن ادامه میدهیم. اکنون نزدیک به دوسال از بودنم در کنگره میگذرد و هر روز مشتاقتر از قبل جلسات را ادامه میدهم. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این مسیر روشن برای من باز شد که بتوانم آموزش بگیرم و زندگیام را تغییر دهم. از خدای متعال سلامتی و عاقبت بخیری برای جناب آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و همچنین راهنما همسفر عطیه خواستارم.
نویسنده: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر خانم عطیه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
97