اولین جلسه از دوره هفتادو دوم سری کارگاههای آموزشی ، عمومی کنگره۶۰ به نمایندگی ابنسینا ، به استادی مسافر احسان، نگهبانی مسافر محمد، دبیری مسافر امیر با دستور جلسه ، "در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده ام"درتاریخ شنبه 26 اردیبهشت ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۷:۰۰ اغاز به کار نمود.

سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان، من احسان هستم، یک مسافر. ابتدا تشکر میکنم از جناب مهندس عزیز و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند تا ما بتوانیم در این فضای امن و نورانی در جهت آموزش و خدمت قدم برداریم. از گروه مرزبانی و همه دوستان عزیز تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند. از ایجنت محترم، آقا جمشید عزیز، که حق استادی و حق بزرگی به گردن ما دارند، سپاسگزارم که این فرصت را دادند تا من بتوانم یک بار دیگر این جایگاه را تجربه کنم و سعی کنم قدمی در جهت خدمت بردارم. دستور جلسۀ امروز در مورد «استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰» است. اقای مهندس هم در سی دی ها و هم درصحبتهایشان راجع به این قضیه گفتهاند، هم جشنهایی که برگزار کردند، همه گویای اهمیت این موضوع هستند. مهندس دو موضوع را مطرح میکند: یکی پایههای مالی و دیگری پایههای علمی کنگره. در بیان پایههای مالی کنگره میگوید که قضیۀ پول، مال و ثروت، معادل انرژی است. یعنی اهمیت این موضوع را مهندس بیان میکند که پایههای مالی چقدر در استحکام و گسترش کنگره و در رسیدن کنگره به اهدافش تأثیر دارد.
لابهلای صحبتها در سی دی های مختلف مهندس اشاره میکند که استحکام پایههای مالی کنگره جزو وظایف ماست. یعنی باری است به گردن ما و باری است بر دوش ما. حالا صورت مسئلهای که امروز در جلسه مطرح است: من برای این موضوع چه کردم؟ برای استحکام پایههای مالی چه کردم؟ وقتی نگاه میکنید میبینید که نهایتِ کار ما این است که مثلاً یک لژیون سردار ثبت نام کردهایم، یا «دنوری» ثبت نام کردهایم، یا بالاتر از اینها ثبت نام کردهایم. اما وقتی به اصل قضیه میرسیم، ما کاری نکردهایم. سعی کردهایم حرکتی بکنیم، ولی در مجموع نمیتوانیم آن بار و دینی را که کنگره به گردن ما دارد جبران کنیم. این مثل آن میماند که کسی بگوید: «چرا به پدر و مادرت خدمت میکنی؟» و او بگوید: «میخواهم جبران زحماتشان را بکنم.» اگر من به پدر و مادرم خدمت کنم، آیا واقعاً میتوانم زحماتشان را جبران کنم؟ هرچقدر هم تلاش کنم و کمک کنم، نمیتوانم زحمات آنها را جبران کنم، اما خودم را قانع میکنم و تلاش میکنم که گوشهای از آن زحمات را جبران کنم. من احساس میکنم نسبت ما با کنگره همین نسبت است.
یعنی بیاییم با خودمان حساب کنیم که آیا واقعاً میتوانیم زحماتی را که در کنگره برای ما کشیده شده است، جبران کنیم؟ آن متاعی که به ما داده شده است، آن زندگی سالم، آن سلامتی، آن خانواده، آنچه به ما داده شده، ما به ازای آن چه باید بدهیم؟ ما چه داریم که عرضه کنیم و چه داریم که بدهیم؟ نهایتش این است که مثلاً مقداری پول بدهیم. جمعبندی اینکه ما نمیتوانیم آن دین و باری را که به عهدهمان است ادا و جبران کنیم، ولی باید در جهت آن حرکت کنیم.نکتۀ بعدی که سخنم را کوتاه میکنم این است که پایههای علمی کنگره هم به اندازۀ پایههای مالی اهمیت دارد. پایههای علمی چیست؟ پایههای علمی، همین راهنماها و زحماتی است که راهنماها در جهت آموزش رهجوها میکشند. نشر و بسط مفاهیمی که در کنگره است و مهندس بیان کرده، همه اینها پایههای علمی است. همین «اوتی» (سیستم ثبت اطلاعات) که وجود دارد، خودش یکی از بنیانهای علمی بسیار قدرتمندی است که در کنگره هست .همۀ این مطالب علمی از دل همین اطلاعات بیرون میآید. امیدوارم بتوانیم در این راه قدمهای کوچکی برداریم. ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.

تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
14