English Version
This Site Is Available In English

چند سالی به کنگره می‌آمدم ولی گوش‌هایم را به روی آموزش‌های سیگار و قلیان بسته بودم

چند سالی به کنگره می‌آمدم ولی گوش‌هایم را به روی آموزش‌های سیگار و قلیان بسته بودم

روزی حتی با دیدن قلیان هم ناراحت می‌شدم و کسانی که دور قلیان بودند و می‌کشیدند تنفر من را بر می‌انگیختند؛ اما‌ روزگار چرخید و قرعه به نام خودم افتاد به‌جایی رسیده بودم که کیسه‌ قلیانم زودتر از خودم به‌جایی که می‌خواستم می‌رفت و شب‌ها حتی اگر تنها هم بودم قلیان چاق می‌کردم و ساعت‌ها می‌نشستم و قلیان می‌کشیدم.

چند سالی بود که به کنگره می‌آمدم؛ ولی گوش‌هایم را به روی آموزش‌های سیگار و قلیان بسته بودم، در مباحث دیگر به‌خوبی مشارکت می‌کردم و آموزش می‌گرفتم؛ اما به‌جایی رسیدم که فهمیدم این دانایی تا زمانی که به دانایی مؤثر تبدیل نشود به هیچ کاری نمی‌آید به‌ قول‌ معروف به عمل کار برآید به سخنرانی نیست.

به دنبال گنج بودم که آقای مهندس گفت بهترین گنج،‌ گنج درون خودت است و گنج در خرابه‌ها با سختی به دست می‌آید، می‌خواستم همه‌ مشکلات حل شود تا بعد از آن به دنبال درمان باشم؛ اما مثل همیشه صحبت‌های آقای مهندس به کمکم آمد به من گفت: «غم بزرگ یا تو را به بالاترین درجه‌ انسانیت می‌رساند یا تو را به قعر جهنم سقوط می‌دهد.» به خودم نهیب زدم زهرا چه می‌کنی با خودت، تا کی به بهانه‌ داشتن غم می‌خواهی خودت را نابود کنی و جسم و روان خود را درگیر کنی؟

چرا از انرژی‌هایی که خداوند برای تو فرستاده در جهت مثبت استفاده نمی‌کنی، مگر آقای مهندس نگفت که خود کرده را تدبیر هست؛ پس حتماً می‌توانم از پس آن برآیم و خودم را نجات دهم، چرا که راهنمایان کنگره‌۶۰ سند بی‌نقص از آموزش‌های ناب کنگره هستند.

خداوند جواب بنده‌ خسته‌اش را داد و اذن ورودم به لژیون ویلیام صادر شد. از روزی که وارد لژیون ویلیام شدم، نیروهای مثبت زیادی به کمکم آمد که یکی از آن‌ها راهنما خانم زهره بود که با عشق فراوان و آموزش‌های نابش من را از قعر چاه بیرون کشید و خودم را به خودم نشان داد، زهرایی که سال‌ها با او بیگانه بودم و دیگر نمی‌شناختمش، اکنون ذره‌ذره در حال شناخت او هستم.

انرژی‌های زیادی خداوند برای من بنده فرستاده است که با رفتن به تاریکی‌ها از آن برای ضد ارزشی‌ها استفاده می‌کردم؛ ولی اکنون انرژی خدا دادی را صرف آموزش و خدمت می‌کنم، چرا که به گفته‌ استاد سردار هدف از آفرینش انسان آموزش و خدمت است و در پایان بگویم که بعد از رهایی خواهان کسب شال راهنمایی هستم تا بتوانم چراغ راهی باشم برای در راه ماندگان که مانند خودم روزی وارد مسیر تاریکی‌ها شدند.

نویسنده: همسفر زهرا رهجو راهنما ویلیام همسفر زهره
رابط خبری: راهنمای ویلیام همسفر سمیه
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویرایش: همسفر سمیه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .