هفتمین جلسه از دوره دوازدهم لژیون ویلیام وایت پارک دو کمال تبریز، با استادی مسافرسیگارعلی ، نگهبانی مسافر سیگارعزیز و دبیری مسافرسیگار محمد با دستور جلسه "وادی سوم و تاثیر آن روی من" جمعه 8 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۸ برگزار شد.

سخنان استاد:
صبح همگی عزیزان انشاءالله به خیر و سلامتی باشد. باز هم خدا را شکر میکنم که توفیق داد امروز هم در این محیط عالی و هوای خوب در خدمت عزیزان باشم و از این محیط و از شما انرژی بگیرم.
دستور جلسه امروز وادی سوم است که میگوید: «باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.»
اگر بخواهیم این جمله را معنی کنیم، تنها وادیای است که در اول جمله از کلمه «باید» استفاده کرده است. میخواهد ما را بعد از وادیهای تفکر، یعنی وادی اول و وادی دوم، در سفر مواد و سفر سیگار و سفر جونزمان به چالش بکشاند؛ یعنی اینکه فقط خودمان هستیم که میتوانیم با تلاش و سعی و کوشش خودمان بیاییم کنگره و بهراحتی به درمان برسیم. این مسیر و درمان با تلاش خودمان و گوش دادن به حرف راهنمایمان و فعالیت خودمان است که ما را به نتیجه میرساند و اگر اینگونه نباشد، مطمئناً به هیچ عنوان به نتیجه نمیرسد.
مسافر عزیز، حتی اگر در زندگی خصوصی نیز مسئولیتهای خودش را به گردن این و آن، پدر و مادر، دوست و فامیل بیندازد، به هیچ عنوان نمیتواند موفق شود. این وادی میخواهد به ما بیاموزد که ما باید در هر محیطی، مثل محیطهای کنگره، خانواده و محیط کار که هستیم، خودمان تلاش کنیم. اگر فعالیتها و مسئولیتهای خودمان را خودمان بر عهده نگیریم و خودمان انجام ندهیم، به هیچ عنوان نمیتوانیم ارتقا بیابیم و به هیچ عنوان نمیتوانیم در زندگیمان موفق شویم.
فردی که به عنوان مسافر برای درمان به کنگره میآید، حتی نباید انتظار زیادی از راهنما داشته باشد؛ چون راهنما فقط فردی است که این مسیر را قبلاً طی کرده و راه را علامتگذاری کرده و طریقه درمان را یاد گرفته و خودش نیز درمان شده است و فقط این مسیر را برای تازهوارد و رهجو نشان میدهد که اینگونه این مسیر را ما باید بپیماییم. برای پیمودن این مسیر هم هیچ اجباری نیست، همانگونه که برای وارد شدن به کنگره ما کسی را اجبار نکردیم و خودشان آمدهاند و خودشان راهها را گشتهاند و این مسیر را پیدا کردهاند.
وقتی کسی این مسیر را گشته و پیدا کرده، یعنی اینکه این فرد یک خواستهای دارد و چون خواسته دارد، باید فعالیت کند و تلاش کند؛ حالا چه در لژیون سیگار، یا مواد، یا جونز باشد. و همیشه باید بپرسد که مسیر را چگونه باید ادامه بدهم تا بتوانم موفق شوم؟!
ما برای به موفقیت رسیدن در کنگره چند عدد شرایط و قوانین داریم که باید آنها را رعایت کنیم. برای مثال، راهنما که میگوید در ساعت فلان شربتت را بخور، باید دقیقاً در همان ساعت شربتش را مصرف کند. باید صددرصد به پارک بیاید. پارک جزئی از درمان است و ورزش نیز مکمل درمان است.
ما شربت را که میخوریم و سیدی را که مینویسیم، اینها به نوعی به جسم دستور میدهند و دارو هستند و سیستمهای حیاتی و سلولهایی که از کار افتاده بودند، یواشیواش زنده میشوند و با ورزش کردن قویتر میشوند. اگر سلولهایی که با روش کنگره زنده میشوند تحت ورزش کردن قرار نگیرند و قوی نشوند، سلولهای ضعیفی باقی میمانند که سیستم ایمنی بدنمان نیز در مقابل محافظت از آن سلول ضعیف باقی میماند.
افرادی که به پارک نمیآیند، حتی اگر این افراد کسانی باشند که به رهایی رسیدهاند و قطع مواد شدهاند، زود به زود سرما میخورند؛ چون سلولی که به وجود آمده است، سلول ضعیفی است.
ما باید در هر موقعیتی هم که باشیم ورزش کردن را ترک نکنیم و حتی فقط به روز جمعه قانع نباشیم. من به رهجوها عرض میکنم صبح ساعت ۶ که شربتتان را میل میکنید، بعد از خوردن حتماً به پیادهروی یا بیرون از منزل بروید و این بیرون رفتن باعث میشود که شربتی که خوردهاید کیفیتش را از دست ندهد و به هدر نرود و ورزش کردن نیز باعث میشود جسم تا عصر سرحال و آماده باشد و شب نیز بهموقع و بهراحتی به خواب برود.
اگر فرد این کارها را اینگونه که گفتم انجام دهد، خواب فرد تنظیم میشود. شرط اصلی درمان، تنظیم شدن خواب است. هر فرد نیز اگر با این شرایطی که گفتم خوابش را تنظیم کند، به راحتترین صورت میتواند به درمان برسد.
امیدوارم که بتوانیم مسئولیتهای خودمان را بر عهده بگیریم و خودمان را بشناسیم و بدانیم که برای چه به کنگره میآییم. باید بدانیم که کنگره برای ما چه داده است و در مقابل این داده، ما چه چیزی به کنگره باید بدهیم و باید بدانیم که چه کارهایی را باید انجام دهیم که انشاءالله بتوانیم در این مسیر موفق شویم.
تایپ متن: همسفر میثم
تهیه و ارسال گزارش: همسفررضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
62