English Version
This Site Is Available In English

سفر من از تاریکی نیکوتین تا روشنایی رهایی

سفر من از تاریکی نیکوتین تا روشنایی رهایی

پیش از ورودم به لژیون ویلیام و آشنایی با کنگره ۶۰، جسم من درگیر رنج، ضعف و دردهای مداوم بود. یکی از مشکلاتی که همیشه با آن دست‌وپنجه نرم می‌کردم، سردردهای آزاردهنده و حالت‌های ناخوشایند جسمی بود که بعد از ترک‌های غیر علمی و ناگهانی بیشتر هم می‌شد. در آن زمان، من تصور می‌کردم سیگار و قلیان تنها راه آرام کردن خودم هستند؛ وسیله‌ای برای تسکین موقت، نه عاملی برای تخریب. اما بعدها فهمیدم همین چیزهایی که برای آرامش به آن‌ها پناه می‌بردم، خودشان بخشی از مشکل و تخریب من بودند.

آن روزها اصلاً معنای واقعی درمان را نمی‌دانستم. فکر می‌کردم اگر فقط مصرف قلیان را قطع کنم، یعنی درمان شده‌ام. اما با حضور در کنگره ۶۰ متوجه شدم که درمان، تنها قطع مصرف نیست؛ درمان یعنی ترمیم تخریب‌های وارد شده به جسم، بازسازی تدریجی و رسیدن دوباره به تعادل طبیعی. همین نگاه، برای من یک تحول بزرگ بود و باعث شد مفهوم سلامتی را از نو بشناسم.

در این مسیر، جهان‌بینی نقش بسیار مهمی در زندگی من داشت. من کم‌کم یاد گرفتم که انسان می‌تواند با آگاهی، خودش را بهتر بشناسد، استعدادهای پنهانش را شکوفا کند و انتخاب‌های درست‌تری برای زندگی‌اش داشته باشد. جهان‌بینی به من کمک کرد فقط به ظاهر مسائل نگاه نکنم، بلکه ریشه مشکلاتم را ببینم و برای اصلاح آن‌ها قدم بردارم. امروز باور دارم که اگر انسان جهان‌بینی درستی داشته باشد، می‌تواند مسیر زندگی‌اش را از تاریکی به سمت روشنایی تغییر دهد.

یکی از مهم‌ترین اتفاقات زندگی من در این مسیر، رسیدن به یک سال رهایی بود. وقتی به امروز نگاه می‌کنم، با تمام وجود لذت واقعی سلامتی را احساس می‌کنم. این حس برای من فقط خوب بودن جسم نیست، بلکه آرامش، امید، و بازگشت به زندگی است. من به‌وضوح می‌بینم که اگر درمان اصولی اتفاق نمی‌افتاد، شاید هنوز هم درگیر همان دردها، همان سردرگمی‌ها و همان وابستگی‌ها بودم.

در آغاز سفر، ترس‌های زیادی همراه من بود. من از بیماری می‌ترسیدم، از شکست‌های قبلی می‌ترسیدم و از این می‌ترسیدم که دوباره در همان چرخه تکرار شوم. همین ترس‌ها گاهی مرا دچار لغزش می‌کرد و بعد از آن، عذاب وجدان سراغم می‌آمد. اما با راهنمایی‌های استادم خانم زهرا و با قرار گرفتن در فضای درست درمان، کم‌کم توانستم از این حالت بیرون بیایم. فهمیدم که نباید از ترس، از مسیر درمان فرار کنم؛ بلکه باید با آگاهی و صبر، آن را ادامه بدهم.

جلسات و تحلیل سی‌دی‌های آقای مهندس دژاکام برای من بسیار ارزشمند بود. در آن جلسات یاد گرفتم که حرف‌های ناگفته‌ام را بیان کنم، احساسات سرکوب‌شده‌ام را بشناسم و از تخریب خود دست بردارم. هر بار که با دقت به آموزش‌ها گوش می‌دادم، بیشتر متوجه می‌شدم که بخش زیادی از دردها و مشکلات انسان، از ناآگاهی و جهل سرچشمه می‌گیرد. این آگاهی برای من بسیار مهم بود، چون فهمیدم تا زمانی که انسان خودش را نشناسد، نمی‌تواند به‌درستی درمان شود.

یکی دیگر از درس‌های مهمی که در این مسیر گرفتم، اهمیت درمان سیگار بود. در کنگره آموختم که سیگار و قلیان، دروازه ورود به اعتیاد هستند و درمان اعتیاد بدون درمان سیگار، کامل نیست. تا زمانی که سیگار مصرف می‌شود، پرچم اعتیاد هنوز بالا است و درمان هنوز به پایان نرسیده است. من اکنون بهتر درک می‌کنم که سیگار فقط یک عادت ساده نیست، بلکه تخریب‌هایی عمیق در جسم ایجاد می‌کند. مهم‌ترین و واضح‌ترین آسیب آن برای من، بی‌خوابی بود؛ و وقتی خواب درست نباشد، بدن فرصت بازسازی پیدا نمی‌کند و تخریب‌ها بیشتر می‌شوند.

از طرف دیگر، باید بگویم که این مسیر بدون همراهی و زحمات راهنمای گرامی‌ام، خانم زهرا، برای من تا این اندازه روشن و آرام نمی‌شد. من از صمیم قلب از ایشان قدردانی می‌کنم، چون واقعاً در این راه برای من بسیار زحمت کشیدند. هرچه بخواهم درباره محبت، صبوری و راهنمایی‌های ایشان بگویم، باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود. به نظرم فقط کسی می‌تواند عمق این زحمات را بفهمد که خودش در چنین مسیری قدم گذاشته باشد و سختی‌های آن را از نزدیک تجربه کرده باشد. به همین دلیل، من با تمام وجود از ایشان تشکر می‌کنم و برایشان آرزو دارم که در زندگی به تمام خواسته‌های قلبی‌شان برسند.

امروز وقتی به مسیر خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم که این راه فقط یک ترک مصرف نبود؛ یک سفر درونی، یک بیداری و یک تولد دوباره بود. من از ترس، ناآگاهی و وابستگی عبور کردم و به سمت آگاهی، آرامش و رهایی حرکت کردم. این تجربه برای من ثابت کرد که اگر انسان در مسیر درست قرار بگیرد و آموزش را جدی بگیرد، می‌تواند از تاریکی‌ها بیرون بیاید و به روشنایی برسد

نویسنده: همسفر لیلا مسافر نیکوتین راهنما همسفر زهرا (لژیون ویلیام)
ویرایش و رابط خبری:  همسفر الهه مسافر نیکوتین راهنما همسفر زهرا (لژیون ویلیام)
ارسال: همسفر کبری راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .