درسهای جهانبینی، الفبای زندگی هستند که میتوانند روش زندگی ما را تغییر دهند. تفکر به تنهایی بالاترین مسئله نیست؛ درصورتیکه زوایای دیگری نیز وجود دارد و انسانی که قدرت تفکر بالایی دارد، باید بتواند مسائل زندگی را حل کند.
همیشه مشکلات، نتایج بد و رنجها الفبای یادگرفتن میباشند. انسان تا دچار مشکل و رنجی نشود، دنبال راهحل و درمان نمیرود؛ بهقول خواجه عبدالله انصاری که میگوید: من چه میدانستم که مادر شادیها، رنج است! وقتی رنج بهوجود آید، انسان دنبال استاد میگردد، حرفشنوی پیدا میکند و این پذیرش و گوشکردن باعث تغییرات و کسب دانش میشود. زمانیکه انسان آموزش گرفت و مطالبی را آموخت که از رنج و تاریکیها خارج شد، اگر فراموش کند این چرخه مرتب تکرار میشود؛ یعنی دوباره کمکم بهسمت تاریکی برمیگردد. انسان اگر بفهمد که رنجها و تلخیها مثل نفت خام یا معادن هستند برای او؛ در این صورت هرچه رنج بیشتری تجربه کند، به همان نسبت پتانسیل این را دارد که آبادانی بیشتری بهوجود آورد و دانش بیشتری کسب نماید؛ همه اینها بستگی به این دارد که چگونه رنج و محرومیت را تفسیر کند و وقتی از آن عبور کرد، فراموش نکند.
یکی از مسائل دیگر منیت میباشد که در جهانبینی به آن اشاره شدهاست. منیت چیزی است که انسان جایگاهش را بالاتر از آنچه هست، میداند. همین باعث میشود که نتواند چیزی را دریافت کند و با دیگران ارتباط بگیرد؛ زیرا همیشه بین او و دیگران فاصله میباشد. زمانیکه منیت کنار برود، انسان میتواند از زندگی و بودن در جمع لذت ببرد و این بهمعنای بیشخصیت بودن انسان نیست. این جمله درست است که انسانها با هم برابر نیستند و انسان دانا با نادان تفاوت دارد؛ ولی همه در انسانبودن با یکدیگر برابر هستند؛ بنابراین در ذات با هم تفاوتی نداریم و زمانی به این مسئله میرسیم که در همه امور زندگی، تجربه کسب کرده باشیم.
تغییرات حس در انسان باعث ایجاد تجربیات مختلف میشود. اگر این تغییرات نبود، همه شرایط یکنواخت میشد و خواست نیروهای منفی این است که تجربه و حس جدیدی وجود نداشته باشد؛ درنتیجه در انسان فهم بهوجود نمیآید و توانایی و استعدادها شکل نمیگیرد؛ پس با تغییرات حس انسان از حالت سکون که خواست نیروهای تاریکی میباشد، خارج شده و با حرکت که خواست جهان و آفرینش است، باعث رشد، تکامل، خلق زیبایی و تجربه فراوان میشود.
مادر و پدر باید هرچه در زندگی آموختهاند را به فرزندان خود آموزش بدهند، اگر فقط امکانات را برایشان فراهم کنند، به جن درون آنها خدمت میکنند. پدر باید دانشی که بهدست آورده، زحمتهایی که کشیده و اداره زندگی را به فرزندش آموزش بدهد. تلاش و زحمتکشیدن است که کالبد انسان را امن میکند. در کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر هم آمده است که به فرزندان خود آموزش بدهید؛ آموختن علم، موسیقی، آموختن کتاب خداوند و خلق درست انسان، به آنها یاد بدهید که انسان باشند.
جهانبینی همان علم زندگی است؛ یعنی چگونه با انسانها زندگی و معاشرت کنیم و چگونه با دیگران و پدر و مادر رفتار کنیم! اگر توانستیم گذشت داشته باشیم، به دیگران کمک کنیم و دشمن را به دوست تبدیل کنیم، ما جهانبینی را یاد گرفتهایم.
نویسنده: همسفر راحله رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
154