English Version
This Site Is Available In English

برای من، فردی که هروئین مصرف می‌کند از فردی که مصرف‌کننده سیگار است ارزشمندتر است

برای من، فردی که هروئین مصرف می‌کند از فردی که مصرف‌کننده سیگار است ارزشمندتر است

یازدهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی ارگ با دستور جلسه { دخانیات : قلیان "ناس" پیپ " ویپ }با استادی راهنمای محترم مسافر محسن و نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر حسین روز سه شنبه مورخ 12خرداد 1405 ساعت 17 آغاز به کار نمود :

خلاصه سخنان استاد : 

سلام دوستان، محسن هستم، مسافر. 
ابتدا تشکر می‌کنم از بنیان کنگره، آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، همچنین از دیدبان‌ها، راهنمایان بزرگوار و همه عزیزانی که خدمت می‌کنند و زحمت می‌کشند تا چنین فضایی فراهم شود؛ فضایی که منِ محسن بتوانم در آن حضور پیدا کنم، بنشینم، آموزش بگیرم، به حال خوش برسم و راه و رسم درست زندگی کردن را یاد بگیرم.

همچنین تشکر می‌کنم از نگهبان جلسه، لژیون خدمتگزار، آقای حمیدرضا، ایجنت محترم، مرزبانان و کلیه خدمتگزاران. یک خدا قوت هم عرض می‌کنم به ایجنت دوره قبل، آقای نقدی، و همه عزیزانی که در حال خدمت هستند.

خیلی خوشحالم که بعد از مدت‌ها توانستم اینجا حضور داشته باشم. 
دیشب آقای حمیدرضا تماس گرفتند. ابتدا به ایشان گفتم وقت کم است و نمی‌توانم بیایم؛ اما دو ساعت بعد با خودم فکر کردم و گفتم یک جلسه داشته باشیم. ما هم حضور داشته باشیم و اگر حتی یک نفر هم بیاید و بخواهد درمان سیگارش را شروع کند، برای ما همان یک نفر هم کافی است.

موضوع جلسه سیگار است و من همیشه نسبت به دستورجلسات یک سؤال ذهنی دارم: 
چرا آقای مهندس، دستور جلسه «سیگار» را در دستور جلسات هفتگی قرار دادند؟

ما دستور جلسه‌ای به نام هروئین و تریاک نداریم. 
در بین مواد آنتی‌ایکس، فقط دستور جلسه شیشه را داریم و اکنون می‌بینیم که دستور جلسه سیگار هم سال‌هاست وجود دارد. این موضوع نشان می‌دهد که سیگار اهمیت بسیار بالایی دارد.

از نظر من، وقتی پایم را در کنگره ۶۰ می‌گذارم، در ابتدا تصورم این است که برای درمان اعتیادم آمده‌ام؛ اما نکته‌ای که آقای مهندس می‌فرمایند این است که زمانی موادم درمان شد، درمان سیگار هم اتفاق می‌افتد.

یعنی فردی که مصرف‌کننده سیگار، قلیان، ویپ، ناس یا هر ماده دیگری حاوی نیکوتین است، باید بداند تا زمانی که درمان در او شکل نگیرد، پرچم اعتیاد همچنان بالاست؛ یعنی تفکرات آن فرد هنوز دودی است.

این موضوع آن‌قدر مهم است که آقای مهندس یک چهارشنبه فرمودند: 
«برای من، فردی که هروئین مصرف می‌کند از فردی که مصرف‌کننده سیگار است ارزشمندتر است.»

دلیل این موضوع آن است که سیگار به‌تنهایی یک عامل مخرب و یک قاتل است؛ 
قاتلی که چراغ خاموش عمل می‌کند.

وقتی من یک نخ سیگار مصرف می‌کنم، مرحوم دکتر حاج‌رسولی ــ خدا رحمتشان کند ــ می‌گفتند که با هر بار مصرف، حدود چهار هزار سم وارد بدن می‌شود. ایشان به‌خوبی توضیح می‌دادند که در جسم ما چه اتفاقاتی رخ می‌دهد.

دلیل اینکه آقای مهندس چنین صحبتی را مطرح می‌کنند، این است که به سلامت ما فکر می‌کنند و می‌خواهند کسانی که در کنگره ۶۰ حضور دارند، از سلامتی کامل برخوردار باشند.

خوشبختانه در کنگره بهترین روش درمان برای منِ محسن که مصرف‌کننده سیگار و ناس بوده‌ام، وجود دارد؛ اما مهم این است که خودِ من خواسته درمان را داشته باشم.

وقتی آقای دبیر صحبت‌های استاد جلسه را می‌خوانند، به این نکته اشاره می‌شود که تمام اتفاق‌هایی که برای من می‌افتد، به سعی و تلاش خودم بستگی دارد. راه و روش وجود دارد و درمان، اگر درست انجام شود، می‌تواند مثل آب خوردن باشد.

منِ محسن روزی سه پاکت سیگار مصرف می‌کردم و بعد از سیگار به ناس روی آوردم؛ یعنی از خاک به خاکستر رسیدم. ناس را حتی بدون دستمال استفاده می‌کردم و در حالی که ناس در دهانم بود، غذا هم می‌خوردم. با اینکه سه سال رهایی هم داشتم، هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم ناس را کنار بگذارم. چرا؟ چون راهنما نداشتم و راهنمایی وجود نداشت.

اما امروز راهنما هست، مسیر مشخص است و راه درمان هم وجود دارد. 
فقط سعی و تلاش و خواسته من لازم است تا بتوانم بیایم و به درمان برسم.

موضوع بعدی این است که ما گاهی این مسئله را خیلی کم‌اهمیت می‌دانیم. بعضی وقت‌ها فردی درمان می‌شود و درمان سیگارش را هم آغاز می‌کند، اما بعد در جمع‌هایی قرار می‌گیرد که قلیان مصرف می‌کنند یا در جمع‌های خانوادگی با فضای مصرف سیگار روبه‌رو می‌شود.

اگر درمان برای من واقعاً اهمیت داشته باشد و به این آگاهی رسیده باشم که چه اتفاق بزرگی در حال رخ دادن است، آن‌وقت مراقب دستاورد خودم خواهم بود.

در کنگره، کسی که مصرف‌کننده سیگار باشد، اجازه میکروفن‌گردانی، انجام بسیاری از خدمات، و حتی جابه‌جا کردن صندلی را هم ندارد و از خدمت محروم می‌شود. اگر من به این آگاهی برسم، هرگز بعد از درمان، آن گوهری را که به دست آورده‌ام به این راحتی از دست نمی دهم .

در کنگره ۶۰، سفر دومی هایی که می خواهند سفر خود را خراب نکنند، باید به پیام «سفر دوم» توجه ویژه‌ای داشته باشند. در این پیام آمده است: «همسفر، از بندی که آزاد شده‌ای تو را سرمست نگرداند.»

واقعیت این است که بازگشتِ مسافرانِ مواد یا سیگار در کنگره، ناشی از «سرمستیِ بیش از حد» است؛ نه از روی خماری، ناراحتی یا بی‌خوابی. همه این بازگشت‌ها به دلیل حال خوشِ کاذب و سرمستی ناشی از آن است و پیام سفر دوم دقیقاً همین موضوع را به ما هشدار می‌دهد. امیدوارم به این آگاهی رسیده باشیم که کنگره، بستری فراهم برای رشد ماست.

زمانی که من قصد داشتم درمان سیگار را شروع کنم، راهنمایم آقای رضازاده، هر ۲۱ روز یک‌بار از اصفهان به کرمان می‌آمدند و من به‌صورت تلفنی از ایشان برنامه می‌گرفتم؛ اما امروز خدا را شکر راهنمایان سیگار بسیاری مانند آقا حمیدرضا و آقای دانیال حضور دارند و تنها کافی است که ما «خواستِ» درمان را داشته باشیم.

آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه می‌فرمایند: «ما از آن نوشیدنی‌ها، تنها به‌اندازه یک لیوان آب‌پرتقال استفاده کردیم.» من به‌عنوان راهنمای سیگار، این تجربه را از نزدیک لمس کرده‌ام و به تمام عزیزانی که در سفر اول یا دوم هستند توصیه می‌کنم درمان سیگار خود را شروع کنند. اگر در حال سفر با داروی OT هستید، شروع درمان سیگار بسیار مؤثرتر است. شاید در ۱۴ روز اول، کمی به‌هم‌ریختگی داشته باشید، اما بعد از آن حالتان کاملاً مساعد می‌شود.

بر اساس تجربه‌ای که از بچه‌ها دیده‌ام، داروی OT در کنار درمان سیگار بسیار بهتر جواب می‌دهد. تصور کنید داروی OT مانند سوختی است که برای هشت ساعت در بدن من تنظیم شده است؛ اما وقتی سیگار یا ناس مصرف می‌کنم، مانند این است که فتیله را بالا می‌کشم و مصرف سوخت را در لحظه چند برابر می‌کنم. در نتیجه، زودتر انرژی می‌گیرم، اما دو ساعت مانده به زمانِ داروی OT، حالم خراب می‌شود و احساس خماری می‌کنم؛ و این دقیقاً به دلیل مصرف سیگار است. از همه دوستان دعوت می‌کنم که با استفاده از آدامس نیکوتین، این تجربه را کسب کنند.

در پایان، افتتاح شعبه «ارگ» در زرند را به همه کرمانی‌ها تبریک می‌گویم؛ این اتفاق بسیار مبارک و یک «عملِ عظیم» است. از اعضای این شعبه انتظار می‌رود که با سفرِ درست و انتقال پیام کنگره به بیرون، شعبه‌ای الگو و پویا بسازند. این اتفاق محقق نمی‌شود مگر اینکه تک‌تک ما به‌خوبی سفر کنیم.

من در رفسنجان به سفر دومی‌ها گفتم: هر سفر دومی باید هفته‌ای یک تازه‌وارد را با خود به کنگره بیاورد، وگرنه جایگاهی در کنگره نخواهد داشت. امیدوارم در شعبه ارگ نیز شاهد این اتفاق باشیم. افراد بسیاری هستند که می‌خواهند درمان شوند اما راه کنگره را نمی‌شناسند؛ وظیفه ماست که با درمانِ درست، پیام رهایی را به دوستان، آشنایان و همکاران خود برسانیم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

ضبط صدا و عکس : مسافر امیررضا لژیون سوم

تایپ : مسافر محمد لژیون سوم

ویرایش و بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .