نهمین جلسه از دوره دوم کارگاههای آموزشیخصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اندیشه به استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر آذر و دبیری همسفر ستاره با دستور جلسه: دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ) روز سهشنبه ۱۲خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
دستور جلسه در مورد: سیگار، ناس، ویپ، پیپ یا هر نوع مادهای که مصرف نیکوتین را برای ما فراهم میکند است.
اولین چیزی که میخواهم دربارهاش صحبت کنم، موانع و نیروهای بازدارنده است. ما هر کاری را که بخواهیم شروع کنیم، حتی در سفر جهانبینیمان، مخصوصاً در بخش همسفران، بالاخره هر کدام از ما مسیرهایی برای خودمان داریم؛ اما در مورد سفر کردن، مخصوصاً در زمینه نیکوتین، نیروهای بازدارنده، موانع و چالشها بیشتر هستند.
برای خود من، یکی از مواردی که باعث میشد وارد سفر نیکوتین نشوم این بود که اصلاً نمیدانستم قلیان نیکوتین دارد. سالها قلیان مصرف میکردم و این آگاهی را نداشتم که حتی جعبه تنباکوی آن را بخوانم. گاهی چشمم به آن میافتاد؛ معمولاً روی جعبههای سیگار هم تصاویری مثل آسیب به کبد یا هشدارهای دیگر دیده میشود؛ اما من متوجه نبودم و فکر میکردم قلیان چیزی است که میتوانم بهراحتی کنار بگذارم.
اما هرچه جلوتر آمدم، علاوه بر جاذبهای که برایم داشت، وسوسه هم وجود داشت. من به خاطر خدمتی که در کنگره میکردم، از این موضوع خودداری میکردم و همیشه هم مورد استفاده قرار نمیگرفت. ولی بعدتر به این فکر افتادم که اگر روزی در مسیر راهنمایی نباشم، ممکن است دوباره بروم سمت مصرف. چون اوایل که خودداری میکردم و نه میگفتم، برایم وسوسه زیادی داشت؛ اما آن جاذبه از تبوتاب خودش نیفتاده بود. به همین خاطر وارد سفر شدم.
موانع زیادی برای ما همسفران وجود دارد؛ مخصوصاً قضاوت کردن و ترسهای فراوان. یکی دیگر از این موانع این است که فکر میکنیم قلیان، ویپ یا خیلی چیزهای دیگر، مانند سیگارهای الکترونیکی، اعتیادآور نیستند؛ در صورتی که خیلی راحت در همهجا در دسترساند و همین باعث میشود ما همسفران به ضد ارزشها پرداخته و در آنها قرار بگیریم.
به مرور زمان وارد سفر شدم و اگر بخواهم درباره بیداری حسهایم بگویم، خیلی از حسهایی که سالها در آموزش بودم، بیدار نشده بود؛ اما با مسئله سفر نیکوتین به لطف خدا حل شد و واقعاً خداوند را شکرگزارم. حتی یادم هست دم رهایی مسافرم میگفت: «من هیچوقت ندیدم چنین حسهایی در تو دیده شود.» من خودم از چشم سفر نیکوتین میدیدم و همیشه بارها و بارها این موضوع را مطرح میکردم. این لطف خداوند بود که این اتفاق افتاد.
مسیر، مسیره پرچالشی بود برای من و خیلی افراد دیگر. یکی از این افراد، خانم شیرین هستند که در شعبه لژیون ویلیام را تشکیل دادند و این راه را هموار کردند و این چراغ را به دست گرفتند. شرایط خیلی راحتی نبود؛ شعبه ما راهنما نداشت و ما باید صبح میرفتیم در پارک حافظ و سفرمان را در کنار راهنمایمان انجام میدادیم؛ اما خدارو شکر. خانم شیرین که اولین پیام سفر نیکوتین و رهایی را به من دادند و باعث شدند وارد این سفر شوم، خودشان نیز تشکیل لژیون دادند، وارد این پروسه شدند، رهایی گرفتند، راهنما شدند و اکنون هم در ساعت مناسب در شعبه، این لژیون را با اشتیاق بسیار زیاد هدایت میکنند.
حالا که مسیر برای ما اینقدر راحت شده، بهتر است از این فرصت طلایی استفاده کنیم و وارد سفر شویم. ببینیم آن مسیرهایی که سالها دنبالش بودهایم، آن حسهایی که سالها خوابیدهاند و آن خواستههایی که دنبالشان هستیم، شاید در سفر و رهایی در این مسیر پیدا شوند. انشاءالله بتوانیم از این موانع عبور کنیم و هر کدام از ما اگر نیاز به این سفر داریم، آن را انجام دهیم.
.jpg)
مرزبانان کشیک: مسافر یونس و همسفر مریم
تایپ: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر ناهید(لژیون اول)
عکس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم( مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
120