به نام قدرت مطلق الله
جلسه پنجم از دوره ششم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی دزفول به استادی مسافر سالار، نگهانی مسافر احسان و دبیری مسافر نعمت در روز پنجشنبه مورخ 7 خرداد ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان سالار هستم مسافر
از لژیون مرزبانی ایجنت محترم تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه بنشینم و آموزش بگیرم.
خدارا شکر میکنم که کنگره در مسیر زندگی ام قرار گرفت در مورد دستور جلسه باید برگردم به گذشته ی خودم که بخاطر یکسری کم و کاستی ها به طرف مواد کشیده شدیم حالا خواسته یا نا خواسته دچار یکسری مشکلات شدم و باعث حسادت و کینه و من را به راه تاریکی کشاند. خداراشکر که با مسیر کنگره آشنا شدم و در آموزش های آقای مهندس و استاد امین بتوانم از مشکلاتی که برای خودم خواسته یا ناخواسته شکل گرفته بتوانم با آموزش یکی یکی حل بکنم قبل از کنگره فکر من چون افیونی بود مسیر به بن بست میخورد و زمانی که من وارد کنگره شدم ۱۴ وادی و یا کتاب عشق به من نشان داده شد که هر کدامشان یک قوانین یا یک پله هست که ما بتوانیم با آموزش آنها را در زندگیمان کاربردی بکنیم. وادی اول به ما تفکر یاد داد که هر ساختاری که میخواهد شکل بگیرد باید فکر و تفکر کنیم وادی دوم میگوید بیهوده خلق نشدی حتما یک رسالتی در تو هست که باید در مسیرش تلاش و کوشش کنی تا موفق بشوی وادی سوم به ما میگوید هیچ موجودی به اندازه ی خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند من خودم هیچ وقت قبول نمیکردم که مصرف کننده هستم و مشکلات و کمبود ها برای خانواده و دوستان در محل کار بوجود می آوردم همیشه بقیه را مقصر می دانستم ولی تاثیر این وادی این بود که من پذیرفتم که الان اگر مشکلاتی دارم در زندگی این ها را خودم بوجود آوردم و خودم هم باید تلاش و کوشش بکنم و بتوانم مشکلات را یکی یکی حل بکنم و در وادی هم اشاره میکند همان نردبانی را که پله پله بالا رفتی باید پله پله برگردی تا بتوانی که به هدفی که داری بتوانی برسی در وادی چهارم از مسئولیت صحبت میکند که من باید مسئولیت کارهایم را بپذیر و من در سفر اول توانستم این پذیرش را قبول کنم و تسلیم بشوم در مقابل راهنما و آموزش های کنگره که بتوانم از تاریکی عبور کنم و خداراشکر که توانستم گوش به فرمان بشوم و منیت را تبدیل کردم به چشم گفتن و ذره ذره توانایی ها را بالا بردم که بتوانم از دنیای اعتیاد خارج بشوم.

آقای مهندس خیلی بخشنده و انسان بزرگواری هستند میتوانست موقعی که درمان شد برود ولی آمدند و خود و خانوادشان وقف مسیر کنگره شد تا ما بتوانیم بیایم اینجا و درمان بشویم و با آرامش و آسایش در کنار خانواده زندگی بکنیم انشالله که تمام سفر اولی ها بتوانند به خواسته خود که درمان هست برسند.
از اینکه سکوت کردید متشکرم
تایپ: مسافر رضا
ارسال : مسفر مهرداد
- تعداد بازدید از این مطلب :
43