جلسه دوم از دوره سیوهفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کاسپین قزوین به استادی راهنما ویلیام همسفر نرگس، نگهبانی همسفر سحر و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه دخانیات «سیگار، ناس، قلیان، پیپ، ویپ» روز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر میکنم که بار دیگر اذن صادر شد تا مجدد این جایگاه را تجربه کنم. از ایجنت همسفر ندا، مرزبانان، نگهبان و دبیر جلسه تشکر میکنم که به من اجازه دادند تا خدمت کنم. از راهنمایان همسفر محدثه، همسفر خدیجه و راهنمای ویلیام همسفر مریم که در این مسیر به من کمک کردند بسیار سپاسگزارم.
دستورجلسه امروز دخانیات «سیگار، قلیان، ناس، ویپ و پیپ» است. بهطور کلی دخانیات شامل: سیگار، قلیان، پیپ، ویپ و ناس است که وجه مشترک همه اینها نیکوتین است. اگر اعتیادآور بودن نیکوتین را کنار بگذاریم، عوارض مهم دیگر آن آلوده و بسته شدن حسهای ما است. ما همسفران به اندازه کافی با افکار منفی حسهای خود را تخریب کردهایم، حال اگر دخانیات هم مصرف کنیم، حسهای ما بسته میشود. ما در کنگره۶۰ آموختهایم که بهواسطه حس میتوانیم با هم ارتباط برقرار کنیم، در نتیجه حس مسئله بسیار مهمی در زندگی ما است.
گاهی در لژیون هستیم؛ اما حس و حال ما خوب نیست، در صورتیکه حال رهجوهای دیگر خوب است. با خود میگوییم چرا حال من خوب نیست؟ دقیقاً بهخاطر گره دخانیات و کار ضدارزشی است که من انجام میدهم؛ زیرا همه در مسیر رودخانه حرکت میکنند، ولی من خلاف مسیر حرکت میکنم و روزبهروز حالم بدتر میشود.
گاهی مسافرانی که خوب سفر نمیکنند به این دلیل است که همسفر آنها گره دخانیات دارد و من نیز جزء آن دسته بودم. من نمیتوانم از سیگار و قلیان خود بگذرم؛ اما از مسافرم انتظار دارم که از هروئین و شیشهاش بگذرد و رها شود.
اگر ما بخواهیم دنبال بهانه باشیم، بهانه بسیار است، من هم برای کنار گذاشتن دخانیات با خود در کشاکش بودم. نیروهای منفی مدام به من میگفتند که سفر خود را با شروع سفر مسافرت شروع کن، قلیان و سیگار را که همه مصرف میکنند، پس ایرادی ندارد و تو را آرام میکند. از طرفی دیگر نیروهای مثبت میگفتند شاید مسافرت نخواهد به این زودی سفر کند، تو میخواهی همینطور ادامه بدهی و نابود شوی.
بالاخره توانستم تصمیم قطعی بگیرم و فکری به حال خودم کنم. در شرایط بسیار سختی هم سفر کردم؛ زیرا مسافرم تازه سفر DST را شروع کرده بود، روزی دو پاکت سیگار میکشید و برای من بسیار اذیتآور بود. زمانی که مسافرم خواسته قوی من را دید برای ادامه سفر خودش مصممتر شد. او باور نمیکرد که من مصرف سیگار را کنار گذاشتهام، شبها سیگار خود را میشمارد که مبادا من از آن مصرف کرده باشم.
بیشتر افراد در کنگره60 چشم میگویند؛ ولی بعضیها باید پاره آجر بر سر آنها بخورد تا به مسیر درست برگردند. کاش همه جزء دسته اول باشیم و با خواسته خود وارد مسیر کنگره60 شویم. وقتی راه درمان در کنگره60 پیدا شده است من برای برداشتن قدم اول، نباید تعلل کنم.
لژیون ویلیام جو بسیار خوب و صمیمی دارد، مطالب آموزندهای در آن گفته میشود و رهجوهای با جسارتی در این لژیون هستند که تصمیم گرفتهاند بعد از زمان طولانی که به فکر درمان مسافران خود بودند، الان به فکر درمان خود باشند و برای خود قدم بردارند. آنها با آدامس نیکوتین درمان میشوند و هر چقدر جهانبینی آنها اضافه میشود، نیاز به نیکوتین جای خود را به رهایی از نیکوتین میدهد.
مسئله بعدی که بسیار مهم است، ترس و قضاوت است که در کنگره60 حل شده است. همه ما برای درد مشترک اینجا هستیم و هر چقدر جلوتر برویم، میبینیم که مشکلی نیست و با دید مثبت با آن برخورد میشود.
در ادامه همسر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مرضیه با نوشتن ۴۰ سیدی به رهایی رسید.


مرزبانان کشیک: مرزبان همسفر اقدس و مرزبان مسافر مرتضی
عکاس: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون پنجم)
تایپیست: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر مریم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
190