جلسه سوم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی طارم با استادی راهنمای ویلیام همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر رقیه با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» روز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان و شعبه پر از انرژی و با عشقی هستم. خیلی خدا را شاکرم بابت اینکه امروز به من اجازه داد در این جایگاه باشم. در مورد دستور جلسه سیگار همانطور که دبیر جلسه عنوان کردند جلسه قبل دستور جلسه ما وادی سوم بود، من خیلی دقت کردم آقای مهندس تقریبا بعد از وادی سوم هر ساله دستور جلسه سیگار را قرار میدهند؛ چرا؟ برداشتی که خودم داشتم این است که من بهعنوان همسفر مصرفکننده سیگار، قلیان یا دخانیات از هر نوعش باشم اگر وادی سوم را درست متوجه و برداشت کرده و فهمیده باشم که وادی اول میگوید باید تفکر کنی، وادی دوم میگوید بیدلیل به این دنیا نیامدی، وادی سوم میگوید؛ باید خودت به فکر خودت باشی، در لژیون همیشه به رهجوهایم میگویم کسی که مصرف میکند، سعی کنید عنوان کنید خودتان به فکر خودتان باشید.
گاهی مواقع من همسفر به کنگره میآیم آقای مهندس در سیدیهای اخیرشان هم گفتند میآیم؛ ولی در ظاهر و باطنام یکی نیستم الان که در کنگره آموزش میگیرم باید یاد بگیرم که درون و بیرون را یکی کنم، من خودم تا یک مدتی حتی تا زمانی که شال سبز داشتم عنوان نکرده بودم و شاید از قضاوت میترسیدم؛ ولی با صحبتهای استاد امین متوجه شدم که کنگره مکان امنی است چرا؟ به خاطر این که تکتک ما یاد گرفتیم نباید همدیگر را قضاوت کنیم. من به این نکته رسیدم که اعضای کنگره۶۰ همدیگر را قضاوت نمیکنند و یاد گرفتم در دستور جلسه جهانبینی با ترسهایم روبهرو شومُ بنابراین سعی کردم عنوان کنم و بهعنوان مصرفکننده قلیان داخل لژیون ویلیام رفتم.
خدا میداند که چهقدر در پیام سفر اول که خوانده میشود که این سفر هم سخت است و هم سهل چرا سختی؟ از این جهت که اگر من نخواهم به حرف راهنما گوش بدهم خواسته درونی را به حد اعلاء برسانم قطعاً زمین میخورم و سهل از این جهت است که راهنما مشخص است و خیلیها بیرون از کنگره۶۰ هستند که چه مصرف کننده هستند، چه قلیان مصرف میکنند و چه سیگار؛ ولی راهی ندارند بارها سقوط آزاد انجام دادهاند و بدتر از قبل برگشت خوردهاند؛ چرا سیگار خیلی بدتر از مواد است؟ چون سیگار مادهای به نام نیکوتین دارد و در مغز ما هم یک مادهای مثل آن در حال ترشح است وقتی که من سیگار مصرف میکنم ذرهذره مثل مواد آن مادهای که در مغز من است و نیکوتین ترشح میشود دیگر ترشح نمیکند و این ماده مسئول تعادل و آرامش من است و مشخص است من که مصرفکننده سیگار و قلیان هستم، وقتی مصرف نمیکنم از تعادل خارج میشوم و یا اگر سقوط آزاد و مواد مصرفی را کنار بگذارم قطعاً حال خوبی ندارم، شاید بهظاهر صرفاً کنار گذاشته باشم.
من از راهنمای عزیزم تشکر میکنم واقعا در شرایط سختی ایشان باردار بودند و ما در پارک پامچال قزوین بودیم و زمستان در اوج سرما و ما بارها به تهران اعلام میکردیم که خواهش میکنیم ساعت تشکیل لژیون را یکی دو ساعت دیرتر برگزار کنیم میگفتند نه رأس ساعت 7 باید لژیون تشکیل شود و من از آن دسته خانمهایی هستم که به شدت سرماییام بندبند استخوانهایم در سرما واقعاً میلرزید و این را کاملاً میفهمیدم و راهنمایم میگفت باید تلاش کنی که بتوانی طعم رهایی را بچشی و لطف خداوند بود. نمیخواهم بگویم که واقعا خواستهاش را داشتم و آخرین سیدی که آقای مهندس چشمسر بود فکر کنم برای این که بخواهیم به مرحله انسانی تکامل نزدیک شویم؛ باید نیروی درون و بیرونمان را یکی کنیم، نیروی درون و بیرون چگونه یکی میشود؟ از طریق پالایش و این که حسهایم را درست کنم و حس چهطور درست میشود؟ وقتی که من افکار و اندیشه درستی داشته باشم.
در غیر اینصورت انرژی صرف میشود برای این که بهظاهر بگویم که آری نیروی درون و برون من یکی است؛ بنابراین همیشه باید یک ماسک بگذارم و این ماسک خیلی از من انرژی میگیرد انشاءالله اینهفته، هفتهای باشد که همسفران که مصرفکننده نیکوتین از هر نوع آن که هستند نقطه تفکری در آنها ایجاد شود که بتوانند بیایند و سفر کنند، از قضاوتها نترسند و با ترسهایشان روبهرو شوند؛ چون در قسمت مسافرها آقای مهندس میگویند درمان اعتیاد چه موقع پروندهاش بسته میشود؟ وقتی که پرونده سیگار بسته شود یا قلیان و یا هر چیز دیگر، در غیر اینصورت پرچم اعتیاد همچنان بالاست. انشاءالله تکتک اعضای کنگره۶۰ کسانی که در این مسیر هستند و نمیتوانند به هر دلیلی سیگارشان را کنار بگذارند این دستور جلسه نقطه تفکری شود تا بتوانند رها و آزاد شوند و خواستهشان را به حد اعلاء برسانند و در لژیونهای ویلیام عضو شوند.
و این که در مورد حضورمان در کنگره۶۰ من خیلی کوچکتر از آن هستم که بخواهم توصیهای داشته باشم چ هر چه که میگویم را اول به خودم میگویم عرض کردم خدمتتان من راهنمای DST شعبه خودمان هستم و میتوانستم بگویم من که راهنما هستم دیگران میخواهند در مورد من چه قضاوتی بکنند؛ ولی به خودم گفتم تو برای چه به کنگره میآیی؟ آیا آمدی که خودت را به دیگران ثابت کنی یا این که میخواهی درمان شوی و به حال خوش برسی؟ هیچ کس در کنگره برای کس دیگری نمیآید حتی من همسفر برای مسافرم هم نمیآیم؛ شاید در ابتدا تکتک ما به بهانه مسافرمان بود که به کنگره آمدیم، من آمدم که مسافرم درست شود؛ ولی وقتی آمدم دیدم حال مسافرم چه بسا بهتر از من است او فقط مواد مصرف میکند؛ ولی من با افکار و اندیشهام در خودم تخریب ایجاد کردهام اگر در مسیر باشد میتواند همراه باشد در غیر اینصورت باید مثل اسب عصاری دور خودش بچرخد و یک روزی به شکلی که حتی خودش هم متوجه نمیشود از کنگره۶۰ بیرون پرت میشود.
واقعاً من در این مدت 7 یا 8 سالی که در کنگره بودم دیدم افرادی که واقعا نفهمیدم چطور از کنگره رفتند؛ بنابراین اگر کنگره میآییم کفشهای آهنین بپوشیم، با عزم راسخ بیایم، سیدیهایمان را بنویسیم، درونگرا خدمت کنیم تا به حال خوش برسیم و این صرفا رهایی نیست؛ رهایی شاید بهانهای است برای این که من سفر اولی و سفر دومی از تاریکی خارج شوم و مهم این است چیزی که من از کنگره برداشت کردهام این است که من باید روی خودم کار کنم و ذرهذره خودم را ارتقاء و رشد بدهم. واقعا کنگره۶۰ صد هست؛ چه من در کنگره باشم، خدمت کنم و آموزشها را بتوانم بیرون از کنگره کاربردی کنم آنجایی که پایم را بیرون از کنگره میگذارم و در خانه بهعنوان مادر چطور رفتار میکنم، مهم آنجا است که آموزشها خودشان را نشان میدهد و اگر من هر چه هم بیایم کنگره و بروم نتیجهای نداشته باشد مثل اسب عصاری هستم که دور خودم میچرخم؛ امیدوارم تکتک شماها در کنگره و با کنگره باشید.
مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر محمود
عکاس و تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مرضیه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
119