English Version
This Site Is Available In English

از فرسودگی تا فهمِ عشق واقعی

از فرسودگی تا فهمِ عشق واقعی

همسفر مرضیه در مورد سی دی هفته "خمار عشق" در قالب دلنوشته، می نویسد:

من یک مادر عاشقم؛ عاشق فرزندانم. سال‌ها یک گرهِ عشقیِ بزرگ دربارهٔ آن‌ها داشتم، اما وقتی سی‌دی «خمار عشق» را گوش دادم، تازه فهمیدم این عشقی که من داشتم در مسیر درستی نبوده است؛ چون مشکلات زیادی به‌وجود آورده بود و باعث تخریب خودم و بچه‌ها شده بود.

طبق فرمایشات استاد امین، متوجه شدم این عشق مرا از درست فکر کردن و درست تصمیم گرفتن محروم کرده بود و در نهایت باعث فرسودگی خودم و بی‌مسئولیتی فرزندانم شده بود.

حالا می‌فهمم عشق واقعی، همه‌چیز را به‌صورت عالی تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ انسان را پرانرژی و هدفمند می‌کند و زندگی با دغدغهٔ کمتری ادامه پیدا می‌کند. عشق واقعی، اگر پدید بیاید، منجر به بیهودگی و بی‌هدفی نمی‌شود و انسان را به فنا نمی‌برد. اگر غیر از این باشد، باید آن را عشق دروغین دانست.

عشق واقعی، انسان را به بلندترین مرتبه در هستی می‌رساند. عشق زمینی هم وقتی واقعی شود، مسیر اصلی خودش را پیدا می‌کند و به عشق الهی منجر می‌شود؛ و بهترین لذت نیز در همین عشق است.

اما عشقی که من در آن غوطه‌ور بودم، مرا از چرخهٔ زندگی خارج کرده بود. قابلیت‌های خودم را از دست داده بودم، تمرکز نداشتم، خوب و بد فرزندانم را تشخیص نمی‌دادم؛ فقط تحت هر شرایطی می‌خواستم از آن‌ها حمایت کنم و هیچ تفکری نداشتم.

عشق واقعی، قامت‌ها را استوار می‌کند و انسان را برای یادگیریِ همهٔ علوم و فنون آماده می‌سازد. اما عشقی که قدرت تفکر، پذیرش و شهامت را بگیرد، می‌توان آن را «بیماری عشق» نامید.

به نظر من، هر انسانی باید با خودش صادق باشد و ببیند آیا عشق واقعی را درک کرده است یا دچار گرهِ عشق شده است.


نویسنده: همسفر مرضیه، رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیکی، رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون پنجم) – نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارتش

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .