English Version
This Site Is Available In English

خود کرده را تدبیر هست

خود کرده را تدبیر هست

جلسه نهم از دوره نهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی یوسُف‌ به استادی راهنما همسفر مریم، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشن خویش فکر نمی‌کند.) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه 5 خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا، به اسیستانت محترم خانم عصمت عزیز خیرمقدم می‌گویم و از دیدن دوباره شما بسیار خوشحالم. همچنین از گروه مرزبانی، ایجنت محترم، نگهبان و دبیر عزیز سپاسگزارم که این فرصت را به من دادند تا در کنار شما خدمت کنم و بیاموزم.

به نظر من «وادی‌ها» پایه و اساس جهان‌بینی کنگره هستند. جهان‌بینی، همان علمی است که «هنر زندگی کردن» را به ما همسفران می‌آموزد؛ مسیر درست را به ما نشان می‌دهد تا بدانیم چگونه در راستای ارزش‌هایمان حرکت کنیم و به هدف نهایی برسیم. در واقع، هر وادی مانند یک «شاه‌کلید» است برای گره‌ها و قفل‌هایی که ما در طول چهل سال، چه از روی آگاهی و چه از روی ناآگاهی، در وجود خود ایجاد کرده‌ایم.

وادی اول، «تفکر» را به من آموخت؛ اینکه چگونه باید حرکت کنم. وادی دوم یاد داد که هیچ موجودی بیهوده آفریده نشده است. اما وادی سوم بود که تحول بزرگی در من ایجاد کرد. در وادی سوم آموختم که من بیهوده آفریده نشده‌ام و هیچ‌کس به اندازه خودم، دلسوز من نیست. در آنجا فهمیدم که «کاسه‌ی داغ‌تر از آش نیست»؛ یعنی من خودم مسبب بسیاری از مشکلاتم هستم. چالش‌هایی که امروز با آن‌ها روبرو هستم، در واقع بذرهایی هستند که در گذشته کاشته‌ام و اکنون زمان دروی آن‌هاست. وقتی بفهمم مسبب مشکلات خودم هستم، یعنی مسئولیت برطرف کردن آن‌ها نیز بر عهده خود من است.

قبل از ورود به کنگره، یکی از بزرگترین نیروهای بازدارنده من، «توقعات زیاد از دیگران» بود. همیشه انتظار داشتم اگر مشکل مالی دارم، دیگران حمایتم کنند؛ اگر حالم خوش نیست، مسافرم باید حال مرا خوب کند. چون در اعماق وجودم باور داشتم که مسبب مشکلات من، دیگران هستند. همیشه این جمله برای من سنگینی می‌کرد که: «خود کرده را تدبیر نیست»؛ و با این باور، تسلیم می‌شدم و فکر می‌کردم باید فقط بنشینم، بسوزم و بسازم و هیچ راه فراری نیست. اما با ورود به کنگره و آشنایی با آموزه‌های وادی‌ها، با جمله‌ای روبرو شدم که امید را در دل من زنده کرد: «خود کرده را تدبیر هست»! بله، به شرطی که خودت بخواهی، تلاش کنی و مسئولیت زندگی‌ات را از دوش دیگران برداری. این جمله به من یاد داد که حتی اگر با بهترین کاوشگران هم همنشین باشی، اگر خودت قدم برنداری، به مقصد نمی‌رسی.

این تغییر نگاه، نگرش من را به تمام چالش‌های زندگی تغییر داد. فهمیدم که این سختی‌ها یا نتیجه‌ی بذرهای گذشته من هستند، یا یک «آزمایش الهی»؛ و در هر دو صورت، هر دو برای من «آموزش» هستند. با این نگاه جدید، توقع از دیگران را حذف کردم و به جای تکیه بر حمایت آن‌ها، بر خودم تکیه کردم. با کمک آموزش‌های کنگره و به‌ویژه با نوشتن سی‌دی‌ها، توانستم ذره‌ذره به آرامش نسبی دست پیدا کنم.

در پایان، با اجازه نگهبان، می‌خواهم نکته‌ای را بیان کنم. به عنوان یک رهجو، بر خودم واجب دانستم که از یکی از عزیزان و راهنمایان پیشکسوتمان، خانم عزت، یاد کنم. ایشان که راهنمای دوم من بودند، دیشب از ما جدا شدند. ایشان از بزرگترین نیروهای کنگره ۶۰ بودند که با معرفی کنگره از طریق رسانه‌ها، جان‌های بسیاری را نجات دادند و افراد زیادی را به مسیر درمان هدایت کردند. ایشان درس‌های بزرگی به من دادند و همیشه در یاد من خواهند بود.

مرزبانان کشیک: همسفر حمیده و مسافر مجید
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
تایپ: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر نرگس مرزبان خبری
همسفران نمایندگی یوسُف تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .