جلسه یازدهم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی کاشان، با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر داود، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مباودستور جلسه "وادی سوم و تأثیر آن روی من (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.)" روز پنجشنبه ۷ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت 16 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان داوود هستم یک مسافر. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و همچنین از نگهبان و همه خدمتگزاران تشکر میکنم که اجازه دادند من در این جایگاه باشم و آموزش بگیرم و خدمت کنم. خدا را شکر که امروز روزی من شد که در کنار شما عزیزان باشم. در کنگره ۶۰ در هر قسمت و در هر مکانی که باشیم آموزش میبینیم تا یک زندگی بهتر و آرامشی را داشته باشیم.
دستور جلسه وادی سوم میباشد: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند». ما از خودمان سوال میپرسیم که چرا در این وادی از انسان نام برده شده؟ زیرا خالق تنها به انسانها قدرت تفکر و اختیار داده است و همینطور به انسانها قدرت اشتباه نیز داده و درست کردن اشتباه را نیز به آنها داده است. او خواسته که فقط خودت بتوانی به خودت کمک کنی، نمیتونی دست رو دست بگذاری و بنشینی توی خونه تا مشکلاتت حل بشود. در واقع هر مشکلی که برای انسان پیش میآید، او موظف به حل آن است و اصول آفرینش نیز همین بوده است که انسان بر روی کره خاکی آمده است تا یاد بگیرد مشکلات خود را خود حل کند و فقط برای خوشگذرانی و تفریح به این جهان خاکی نیامده است یا مثل حیوانات فقط برای زاد و ولد نیامده است.
این مسیر برای من داوود که در کنگره هستم خیلی خوب شده است، زیرا در این مسیر القائاتی هست که مرا در مواجهه با مشکلات و در حل آنها یاری میکند و اگر در مسیر درست قدم بردارم، میتونم مشکلم را حل کنم. من یاد گرفتم کسی نمیتواند مشکل من را حل کند، اما در کنگره انسانهایی هستند که میتونند به من القائات مثبت بدهند. وقتی راهنمای من با انگشت اشاره به من مسیر را نشان میدهد، در واقع همان مسیر درستی است که من به آن نیاز دارم. ولی رفتن در آن مسیر با خود شخص یا خود من است. من نمیتونم از راهنمایم بخواهم که درمان اعتیاد را که خودش بلد است خودش انجام بدهد و در روز آخر دست من را بگیرد و ببرد، مسیر رهایی سخت است، اما اگر خودم بخواهم و در این سیستم یاد بگیرم و به آن عمل کنم، تلاش میکنم سختی را به جان بگیرم. هر چقدر استادان بزرگ یا آقای مهندس نیز بیایند، نمیتوانند من را به درمان برسانند.
من در زمان قبل از اعتیاد تجربهای که داشتم این بود که بار مسئولیت زندگی فقط بر عهده پدرم بود، به صورت مداوم از ایشان برای تأمین خرج و مخارج زندگی کمک میگرفتم و همیشه از او انتظار مساعدت داشتم. اما زمانی که من به شهر آمدم، در تمام زمینههای زندگی پیشرفت کردم و از آن بندی که گرفتار آن بودم رها شدم. من همه اینها را مدیون کنگره ۶۰ و جناب آقای مهندس و خانواده ایشان هستم، زیرا در این مسیر یاد گرفتم که با پای خودم بایستم و همچنین یاد گرفتم از دیگران انتظار نداشته باشم. تشکر میکنم که به صحبتهای من توجه کردید.
.jpg)
عکاس: مسافر مسعود، تایپ و ویرایش: مسافر رسول
تنظیم و ارسال: مسافر آرش، مرزبان خبری
گروه خبری مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
87