همسفر راهنمای ویلیام وایت فاطمه به همراه مسافر خود با آنتیایکس شیره و تریاک، داروی درمان OT به روش DST با تخریب ۱۵ سال وارد کنگره شدند. سفر خود را با راهنمایی مسافر رسول صادقیان و همسفر الهه شروع و ادامه دادند و به شکر خداوند و لطف آقای مهندس، اکنون ۱٠ سال است که آزاد و رها میباشند، در ادامه سفر نیکوتین داشتند با مصرف یک سال قلیان تفننی سفر خود را شروع کردند، حدود ۱۱ ماه سفر کردند با راهنمایی همسفر مریم صانعی، داروی درمان آدامس نیکوتین، اکنون ۳ سال است که با دستان پر مهر جناب مهندس آزاد و رها هستند. ورزش در کنگره تنیس روی میز، ایشان در جایگاههای وبلاگ لژیون، دو دوره دبیر سایت، سه دوره مسئول یا نگهبان سایت، سه سال با شال سبز تازهواردین، چهار سال و نیم با شال نارنجی راهنمایی و به مدت یک سال نیز با شال سرمهای راهنمایی ویلیام وایت؛ همچنین چهار سال دستیار اسیستانت سایت همسفران، سه سال نیز در کنار خانم شانی عزیز و دستیارانشان در قسمت تایپ سیدیها و پست بازگشت به ریشهها در قسمت اینستاگرام کنگره۶۰ خدمت کردند.
اکنون با ایشان در باب «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» گفتگویی ترتیب دادهایم که توجه شما را به آن جلب مینماییم:
چه چیزی اولین زنگ خطر برای شما بود و باعث شد تصمیم بگیرید مصرف نیکوتین را درمان کنید؟
مطلبی که من در کنگره۶۰ آموزش گرفتهام این بود که حتی نسبت به ضدارزشیها هم باید حسمان خوب باشد تا بتوانیم در جهت مهار آن تلاش کنیم و بیشتر در حالت خنثی باشیم؛ یعنی نه از انجام آن ضدارزشی خوشحال باشم و نه ناراحت؛ چون اگر از انجام یک ضدارزشی خوشحال باشم، قطعاً من خواهان انجام آن و انرژی کاذب و مقطعی آن هستم و اگر هم ناراحت باشم، که این ناراحت بودن بهانهای است به دست نیروی منفی و بازدارنده؛ چرا که با ناراحت بودن من از این ضدارزشی، بهترین نقطه ضعف را به دست این نیرو دادهام تا من را از این طریق اذیت کند و اجازه رسیدن من را به آرامش ندهد. در طول آموزشهای من در کنگره۶۰ همیشه جالب بود برایم که هیچگاه از دود سیگار، قلیان بدم نیامد و اتفاقاً برعکس تمایل داشتم که این دود را یا خودم مصرف کنم و یا دیگران مصرف کنند و من این دود را استنشاق کنم و برایم بسیار خوشایند بود.
زمانی که با خانم اعظم، اسیستانت قبلی ویلیام وایت همسفران، صحبت کردم و تمایل خودم را عنوان کردم، ایشان گفتند که شما باید یک سفر نیکوتین انجام بدهید. این موضوع برایم بسیار سخت بود، چرا که مدتی بود موفق به کسب شال نارنجی رنگ راهنمایی شده بودم و برای من و ساختار منیت من درک این موضوع که بروم و دوباره در صندلی شاگردی بنشینم و کسب آموزش داشته باشم سخت و دشوار بود؛ اما هرچه بود سعی کردم طبق سیدی از فرمانبرداری تا فرماندهی از جنبه فرمانبرداری بروم جلو، چون که این باور، ایمان و اعتقاد قلبی را دارم که هرچه که کنگره۶۰ و جناب مهندس دژاکام امر میکنند و دستور میدهند به نفع همه ما میباشد، حتی اگر در انجام این فرمان برایمان دشوار و سخت باشد و در فرمان ایشان هیچگاه شکی نداشتم. به شکر خدا و سفر نیکوتین را شروع کردم.
به نظر شما چه آموزشهایی میتواند در حفظ فرزندانمان از این معضل اجتماعی سودمند باشد؟
طبق آموزشهای کنگره۶۰، وجود نعمتی چون آموزش و آگاهی در این موارد میتواند کارساز و مفید باشد. به قول آقای مهندس دژاکام: انسانها بد نیستند، بلکه فقط بلد نیستند.
من اگر بدانم فلان مسئله برایم ضرر دارد و در مورد آن آموزش و آگاهی مؤثر داشته باشم، قطعاً سمت آن مسئله نخواهم رفت؛ ولی اگر ندانم، یا دانستن من در حد دانایی مؤثر نباشد، سمت آن مسئله خواهم رفت و تمایل دارم که آن را تجربه و امتحان کنم. اگر من مادر، همیشه با احترام به پارامتر قدرت اختیار فرزندانم و حس خوب، آموزش خودم را که باور و اعتقاد قلبی به آن دارم در اختیار فرزندانم با توجیه و دلیل درست همراه با حس خوب قرار دهم، آنها هم این آموزشها را دریافت میکنند و انجام میدهند. اما موضوع مهم و قابل توجه این است که در ارائه آموزشام به فرزندانم، سه ضلع مثلث من باید کامل باشد؛ یعنی هم آموزش درست باشد، دوم حسمان برای انتقال آموزش بسیار خوب باشد و سوم این که اختیار آنها را مورد احترام قرار بدهم و از جنبه دستوری نخواهم به هدف برسم.
اگر این سه ضلع کامل باشد، همچنین خودم الگوی درست این آموزشها باشم و رطب خورده منع رطب نکنم، قطعاً این آموزشها به جان و دل فرزندانم خواهد نشست و آنها هم سعی میکنند در مسیر درست حرکت کنند. این که اگر موردی از مصرف قلیان، سیگار یا هرگونه نیکوتین در فرزندانم مشاهده کردم، سعی کنم مثل یک دوست عمل کنم؛ با داد و بیداد و جیغ، این مورد درست نمیشود، بلکه من به فرزندم یاد میدهم که دور از چشم من و مخفیانه این ضدارزشی را انجام بدهد. بنابراین در مواجهه با این مسئله، مثل یک مادر آگاه و دانا برخورد کنم و طوری رفتار کنم که وقت و زمان بیشتری برای فرزندانم قرار بدهم و سعی کنم از طریق رعایت همان موارد مثلثی که بیان کردم، عمل نمایم؛ چرا که قطعاً با حس خوب و رفتار درست و آگاهانه، تأثیر بیشتری میتوانم روی فرزندانم و انتقال آموزشها به آنها داشته باشم.
مهمترین پیامی که به مسافران تازه وارد درباره سیگار و قلیان دارید، چیست؟
مهمترین پیامم به مسافران تازهوارد این است که سفر نیکوتین یکی از پر آموزشترین سفرهای داخل کنگره۶۰ است که باعث میشود تلنگری به درون خودم و جسم خودم و جهانبینی خودم بزنم تا برآورد کنم واقعاً با خودم چندچند هستم و چه کاری برای جسم خودم انجام دادهام؟! یک عمر این ساختار جسم با چهل هزار میلیارد سلول به من خدمت کرده است و در همه شرایط هوای من را داشته است، اما من چه خدمتی در قبال جسمم داشتهام یا دارم؟ جز این که با انجام ضدارزشیها در صور آشکار مثل استعمال مواد مخدر، سیگار یا دخانیات بزرگترین ضربهها را به جسمم وارد کردهام، یا با انجام ضدارزشیها در صور پنهان مانند غیبت، قضاوت، کینه و نفرت و… نمیگذارم جهانبینی درستی درون جسم من حاکم شود.
بنابراین اگر دقت کنم، بدترین شرایط را برای جسمی که مرتب به من در حال خدمتگزاری است فراهم کردهام و دائماً هم به خداوند و کائنات و هستی و خلقت گله و شکایت دارم که چرا من فلان بیماری را باید دچار شوم؟ چرا من ذهنم بههمریخته است؟ چرا ذهنم تمرکز ندارد؟ چرا جسمم با من همکاری نمیکند و چرا من به آرامش نمیرسم؟ و با این چراها زندگیام را نابود کردهام، اما به این فکر نمیکنم که من به جز ضربه چه خدمتی برای جسمم داشتهام؟
اما در کنگره۶۰ این بستر، چرا به چگونه تبدیل شده است؛ که چگونه میتوانم بازپرداخت برای جسمم انجام بدهم و چگونه جسمم را از شر این بیماریهای جسمی و سایکوسوماتیک نجات دهم و چگونه به آرامش برسم؟! پاسخ و راهحل تمام این سؤالها در سفر نیکوتین، سفر جونز و سفر ایکس، سفر DST نهفته است. تنها مرد میدان میخواهد که خواسته، حرکت داشته باشد و شروع به حرکت نماید، آنگاه میبیند که تمام بسترهای رسیدن به جسم، روان، جهانبینی و حس و حال خوب در کنگره فراهم شده است، منتها فقط من باید بخواهم. البته برای خواستم پارامتر زمان را در نظر بگیرم که خیلی وقتها، خیلی زود دیر میشود، پس شروع کنم.
چه زمانی واقعا احساس کردید آزاد شدید نه فقط قطع مصرف؟
زمانی واقعاً حس کردم آزاد شدم که در جهت سلامتی جسمم حرکت کردم. آموزشهای کنگره۶۰ این تفکر و توانایی را به انسان میدهد که مثلث درمان را از همه اضلاع کامل نماید؛ زیرا این مثلث درمان فقط مختص مسافر نیست، بلکه همسفر را هم بسیار زیاد شامل میشود. نباید گول نیروی تاریکی را بخورم که به من القا میکند من فقط در ضلع جهانبینی دچار مشکل هستم و آن دو ضلع دیگرم بدون اشکال هستند؛ نه، اصلاً اینگونه نیست؛ چون که ضلع جهانبینی کاملاً وابسته به جسم است.
من زمانی این را متوجه شدم که اضافه وزن و نبود نیکوتین در بدن، اجازه آموزش صددرصدی جهانبینی را به من نمیداد و همیشه از این بابت عذاب وجدان داشتم که نتوانستم در جهت جسمم، آموزشهای کنگره۶۰ و جناب مهندس را اجرایی کنم و همیشه یک کمبود و نقصان بسیار زیاد در وجودم حس میکردم. اما به شکر خدا و لطف آموزشهای جناب مهندس، سفر نیکوتین و بعد سفر جونز را شروع کردم که نقطه عطف آموزشهایم بود و این را مدیون سیدیهای اخیر جناب مهندس و استاد امین میدانم که مسئله رسیدگی به جسم را بسیار برای ما پررنگ کردند و نقطه تلنگر را برای حرکت درون اعضای کنگره۶۰ برای رسیدگی به جسم ایجاد کردند. من هم دقیقاً این احساس آزاد بودن را زمانی حس کردم که حرکت برای رسیدن به جسمی سالم را آغاز کردم و انشاءالله که در این راه بتوانم به آن نقطهای که مدنظر جناب مهندس میباشد، برسم.
کلام آخر...
من در تمام آموزشهای کنگره۶۰ فرا گرفتم که باید فرمانبرداری کنم و در مسئله فرمانبرداری، پذیرش و پذیرفتن حرف اول را میزند و تا زمانی که من نپذیرم، چه دیگران را و حتی خودم را و ضدارزشیهای خودم را، نمیتوانم هیچ گرهای را مهار کنم؛ بنابراین اول بپذیرم با تمام وجود تا تغییر رخ دهد. من از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و راهنمایم همسفر الهه و همسفر مریم صانعی و راهنماهای جونزم بسیار تا بسیار متشکرم. همچنین از ایجنت و مسئولین نمایندگی دنا و شما افراد خدمتگزار، عاشق و چراغخاموش سایت شعبه دنا و از راهنمای ویلیام وایت خانم بهاره، بسیار تا بسیار متشکرم. برکت این خدمتها در زندگیتان جاری و مانا
مصاحبهکننده: همسفر فاطمه، رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
رابطین خبری: راهنمای ویلیام وایت همسفر بهاره
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز، مرزبان خبری
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
241