English Version
This Site Is Available In English

سیگار و جایگزینی

سیگار و جایگزینی

دوازدهمین جلسه از دوره دوازازدهم گارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 در روزهای یکشنبه با استادی مسافر راهنما حسین و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر حسین در تاریخ 10 خرداد ماه 1405 با  دستور جلسه دخانیات و جایگزینی رأس ساعت 17آغاز بکار نمود .

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان حسین هستم مسافر:
کسانی که سیگار  مصرف میکنند ، اصلا نیکوتین  در درون بدن تولید نمی‌شود. ما نیکوتین را از بیرون وارد کرده‌ایم؛ بسیار ارزان وارد کرده‌ایم. اتفاقی که می‌افتد این است که سیستم بدن تعطیل می‌شود، بیان ژن تغییر می‌کند. آن ژنی که دستور می‌دهد به این میزان نیکوتین در بدن تولید شود، دیگر دستور صادر نمی‌کند. بدن با کمبود مواجه می‌شود.

وقتی سیگار نمی‌کشی، ناس استفاده نمی‌کنی، ان‌تی استفاده نمی‌کنی، نیکوتین وارد بدن نمی‌کنیم، تمرکزمان بر کارمان از دست می‌رود، اعصابمان به هم می‌ریزد، اعصابمان خرد می‌شود. بعضی وقت‌ها ممکن است یک دانه پیچی را که همیشه به‌راحتی باز و بست می‌کردیم، الان نتوانیم به‌درستی باز و بست کنیم. بعضی وقت‌ها به خاطر اینکه من سیگارم را نکشیده‌ام، با دمپایی داخل دشتی دعوا می‌کنم و علتش فقط همین است. روی سیستم ایکس تأثیر می‌گذارد.

کاری که در کنگره ۶۰ داریم انجام می‌دهیم این است که می‌آییم و باز دوباره جایگزین می‌کنیم. دقیقاً مثل مواد مخدر. مگر شربت قوطی را جایگزین هروئین و شیشه و تریاک و شیره نکردیم؟ اینجا هم آدامس نیکوتین را جایگزین می‌کنیم، زیر نظر راهنمایی که علم آن را دارد. بعضی از بچه‌ها می‌آیند و خودسرانه و بدون نظر راهنما، آدامس تهیه می‌کنند

بالا، مویرگ‌های درون سر انسان مثل رادیاتور عمل می‌کنند. گرما را از سلول‌ها جذب می‌کنند و از شقیقه‌ها به بیرون می‌دهند. وقتی غلظت خون به‌دلیل مصرف نیکوتین افزایش یابد، این گردش خون به‌کندی انجام می‌شود، این حرارت در مغز باقی می‌ماند و بعد از مدتی منجر به سکته مغزی می‌شود.

بروید تحقیق کنید ببینید بیماری برگر چیست. شروع می‌کند؛ ناخن‌های دست، انگشت‌های دست، انگشت‌های پا شروع می‌کنند به سیاه شدن. یکی‌یکی هی بندبند قطع می‌شوند. یک‌هوا نگاه می‌کنی می‌بینی انگشتی در دست و پایت نمانده. چرا؟ چون سیگار مصرف کردی.

من نمونه‌اش را در نمایندگی عطار آوردم. سر لژیون، در جلسه، سیگار را آوردم بالا روی سکو، دست و پایش را به بچه‌ها نشان داد. بیماری برگر داشته. از زمانی که نیک‌سفر نیکوتینش را انجام داد از آن زمان بیماری‌اش قطع شد. انگشت در دست و پایش نمانده. چرا؟ چون سیگار کشیده.

حالا مرگ حق است.
یک زمانی هم می گفتیم: «آقا فلانی معتاد شده، ما نمی‌شیم.» یا «فلانی مریضی گرفته، من نمی‌گیرم.» اما من هم می‌گیرم. از من که خیلی قوی‌تر هم بگیرد.

امید به خدا، تفکری کنید و به فکر سلامت خودمان باشیم. بیایید وارد لژیون‌های سیگار شویم. مفت در اختیار شماست، مفت از دست ندهید. درسته، رایگان است، رایگان از دست ندهید.

به فکر سلامتی تن و جسم و روانتان باشید. اگر می‌خواهید تعادل به دست بیاورید، بیایید سفر انجام دهید. شدنی است.

اگر آقای رضا ، راهنمای محترم، توانسته؛ محمود آقا، همه ما با دو بسته، سه بسته سیگار وارد لژیون شدیم. انشاءالله، امید به خدا، روزی برسد که همه ما اهمیت لژیون‌های سیگار را درک کنیم.

ممنون. متشکر از صحبتهای من گوش کردید

 

عکاس:مسافر ابوطالب (لژیون7)

ضبط صدا: مسافر حبیب (لژیون 3)

تایپ: مسافر حبیب(لژیون سوم)

بارگذاری: گروه خبری و سایت نمایندگی خیام نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .