جلسه پنجم از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی راهنمای محترم:مسافر هادی و نگهبانی: مسافر مهدی و دبیری:مسافر اکبر بادستور جلسه «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند، و تاثیر آن روی من» سهشنبه 5 خرداد ماه ۱۴۰5 ساعت ۱7:00 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، هادی هستم یک مسافر.
با یاد و استعانت از قدرت مطلق، الله، جلسه را آغاز میکنم. قبل از هر چیز خدا را شکر میکنم که در این جلسه حضور دارم و آموزش میگیرم.
موضوع، وادی سوم است؛ یکی از مهمترین وادیهایی که میتواند به ما کمک کند تا زندگیمان را تغییر دهیم و افکارمان را اصلاح کنیم. وادی سوم میگوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند.»
ما یک ایراد بزرگ در زندگیمان داریم؛ اکثر مردم، که یکی از آنها خودِ من بودم، افکارشان بیمار و تفکراتشان غلط است و به خاطر همین تفکرات غلط، زندگیشان تحتالشعاع قرار میگیرد. در کنگره، وادی اول میگوید: «با تفکر، ساختارها آغاز میشود و بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال میرود.» در آنجا، یکسری از این تفکراتِ غلطِ ما شناسایی و اصلاح میشود.
در وادی دوم میگوید: «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی خلق نشده، هیچکدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر به هیچ فکر کنیم.» اکثر ما میگفتیم: «از ما که گذشت»، «به درد ما نمیخورد» و دچار ناامیدی بودیم؛ فرقی نمیکرد جوان باشیم یا سن بالا، دیگر هیچ جایگاهی برای خودمان در این دنیا قائل نبودیم.
وادی سوم میگوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند.» ما تمام بار مسئولیت را به گردن دیگران میاندازیم! بعضی وقتها میگفتم دست من نیست؛ میخواهم رها شوم اما نیروهای ضدارزشی نمیگذارند. یکمرتبه به خود میآمدم و میدیدم دارم مواد مصرف میکنم! در حالی که تصمیمگیرنده خودِ من هستم؛ اینکه اوتی مصرف کنم یا نکنم، اینکه مواد مصرف کنم یا نکنم، کاملاً دست خودِ من است.
آقای مهندس میفرمایند: «چرا بعضی همسفرها میآیند تا به مسافر کمک کنند، ولی خودشان صد برابر بیشتر از مسافر نیاز به کمک دارند؟» در اولین مرحله باید خودمان را در نظر بگیریم و به سلامت از سفر اول عبور کنیم.
من هادی، عرض میکنم که ما باید خودمان به فکر خودمان باشیم. هیچکس نمیتواند به ما کمک کند و همهچیز دست خودِ ماست؛ باید از خود بپرسیم: «من برای کنگره چه کار میتوانم بکنم؟» اگر دقت کنیم، در این جلسه تعداد راهنماها و مسافرانِ سفر دومی که برای کمک به دیگران آمدهاند، از سفر اولیها بیشتر است؛ این نشان میدهد که سفر اولیها بیشتر باید به فکر خودشان باشند. منکر کمک و یاری دیگران نمیشوم، در خودِ وادی هم میگوید با کمک و یاری دیگران خیلی کارها میتوانید انجام دهید، اما آن کسی که باید کار اصلی را انجام دهد، منِ مسافر هستم؛ باید ببینم با خودم چندچند هستم.
منتظر حرکت دیگران نباشم. وقتی عنانِ زندگی را به دست خودم دادم و کارها را به گردن دیگران نینداختم، گفتم همهچیز دست من است. اطلاعات و آگاهیام را که بالا بردم، دیدم پول هم به زندگیام آمد. قبلاً من میدویدم و پول هم میدوید، کار هم همینطور. یک روزی من کفِ جوی آب بودم، کارتنخوابِ خانه خودم بودم و همهاش توقع داشتم دیگران به من کمک مالی کنند.
خب، الان به لطف خداوند و کنگره، من دست دیگران را میگیرم. خداوند این کنگره را از ما نگیرد و آقای مهندس را حفظ کند که این مکان، راهنمای ما بوده است؛ هر کسی که کمک کرده تا ما به این جایگاه برسیم، خداوند نگهدارش باشد. انشاءالله بتوانیم با دستان خودمان، شعبه کنگره ۶۰ نائین را بسازیم و کمک کنیم.
در پایان جمعبندی میکنم که هیچکس به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند. واقعاً خداوند لطف داشته که ما در مسیر کنگره قرار گرفتیم. انشاءالله بتوانیم بهره کافی ببریم و دیگران را هم سهیم کنیم.
از توجه شما سپاسگزارم.
در ادامه رهایی (مسافر فرهاد لژیون 2) و هفت روز رهایی(مسافر نعمت الله لژیون4)
.jpg)
.jpg)
عکاس: مسافر جلال(لژون چهارم)
تایپیست: مسافر جلال(لژون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا(لژیون ششم)
نمایندگی مسافران نایین.
- تعداد بازدید از این مطلب :
47