بسیاری از مردم جهان سیگار را یک عادت بد میدانند؛ اما در جهانبینی جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، سیگار یک عادت نیست؛ بلکه یک جایگزینی مزمن است. همانطور که مواد مخدر جایگزین مخدرهای طبیعی بدن میشوند، نیکوتین سیگار نیز دقیقاً همین استراتژی را دارد. بیصدا وارد میشود، از سدخونی مغز عبور میکند و کرسی فرماندهی نیکوتینآمید مغز را تصاحب میکند.
سؤالی که پیش میآید، این است که چرا یک مصرفکننده سیگار تصور میکند با کام گرفتن از سیگار آرام میشود؟ واقعیت این است که این آرامش واقعی نیست؛ بلکه فقط تامین نیاز همان اشغالگری است که خودش اضطراب ایجاد کرده است. در ابتدا با مصرف سیگار در اثر افت نیکوتین فرد دچار تنش میشود و بعد با دادن دوز جدید ادای فرشته نجات را درمیآورد. این مورد بزرگترین فریب در ساختار دخانیات است.
نقطه عطف آنجا بود که این بحران تبدیل به متد شد. تاریخچه درمان سیگار در کنگره۶۰، با یک درد شروع شد؛ در بهمنماه ۱۳۹۰ زمانیکه مهندس حسین دژاکام بر اثر مصرف سیگار دچار سکته قلبی شدند، روی تخت بیمارستان متد «D.S.T» را برای نیکوتین خوراکی پیاده کردند. ایشان فرمودند: «ریههای من دیگر تحمل دود را نداشتند، اما مغز من هنوز نیکوتین میخواست.»
در اینجا اهمیت آدامس نیکوتین خوراکی مشخص میشود؛ ابزاری که نه تنها نیکوتین را تأمین میکند، بلکه با عمل جویدن بخشی از تنشهای عصبی فرد در حال درمان را نیز تخلیه میکند.
در کنگره۶۰، آموختیم سیستمایکس مجموعهای از ناقلهای عصبی و هورمونها است. دود سیگار با بیش از چهار هزار نوع سم از جمله سیانور و آرسنیک اجازه نمیدهد، متد «D.S.T» در درمان مواد مخدر به بازدهی صددرصدی برسد. در واقع، ریه دود گرفته اکسیژن کافی به خون نمیرساند و خون بیکیفیت نمیتواند بازسازی سیستم ایکس را بهدرستی انجام دهد. به همین دلیل گفته میشود، درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل میشود.
در جهانبینی کنگره۶۰، آموختیم «ترس، تفکر را میخورد.» سیگار برای فرد مصرفکننده بهعنوان یک ابزار دفاعی عمل میکند. وقتی فرد در موقعیتی قرار میگیرد که دچار اضطراب یا ترس میشود، فوراً به سیگار پناه میبرد. دود سیگار مانند پرده عمل میکند تا پشت آن پنهان شود و مجبور نباشد با ترسهای خودش روبهرو شود و درباره آن تفکر کند.
بسیاری از مصرفکنندگان، بهویژه خانمها همیشه ترس فاش شدن یا قضاوت شدن بابت بوی سیگار را دارند. این ترس باعث میشود، فرد در جمع معذب باشد و زودتر جلسه را ترک کند یا از نزدیک شدن به دیگران پرهیز کند. این نوع ترس فرد را به سمت ضلع دیگر مثلث جهالت یعنی ناامیدی میکشاند. بزرگترین مانع، ترس از تغییر است. نیروهای بازدارنده از ابزار ترس استفاده میکنند. ترس و ناامیدی مانع از حرکت فرد به سمت دانایی میشود.
سیگار در مثلث جهالت، نگهبان ضلع ترس است. به فرد مصرفکننده تلقین میشود که بدون دود توان مقابله با مشکلات را ندارد؛ اما در کنگره۶۰، یاد میگیریم، با حرکت در متد «D.S.T» این ترس واهی فرو میریزد و با فرو ریختن ترس دوباره قدرت تفکر را به دست میآوریم.
رهایی از سیگار فقط به معنای خوشبو شدن لباس یا شفاف شدن پوست نیست؛ بلکه به معنای بازپسگیری حسهای پنهان است. کسی که از بند دخانیات رها میشود، گویی پردهای از جلوی چشمها و حس بویایی او کنار میرود. او تازه متوجه طعم واقعی غذا و عطر گلها میشود.
سفر در لژیون ویلیام وایت سفری آسان از ظلمت مونوکسید کربن بهسوی نور اکسیژن خالص است. در کنگره۶۰، یاد میگیریم جسم ما امانتی است که باید با سلامت کامل تا پایان عمر همراه ما باشد. برای یک مسافر یا همسفر، سیگار آخرین بند شیطان است که باید با تیغ دانایی و متد «D.S.T» بریده شود.
کنگره۶۰، نهتنها راه رهایی از بند مخدرهای ویرانگر؛ بلکه راه خروج از تاریکی عمیق دخانیات را نیز به ما آموزش میدهد. مهندس دژاکام با ایثار و بخشش به ما آموختند که هر دردی درمان دارد و هر بندی گسستنی است. متد «D.S.T» و لژیون ویلیام وایت یادگاری از قلب بزرگ ایشان است که به ما فرصت دادند تا دوباره طعم نفس کشیدن در هوای پاک و رهایی حقیقی را بچشیم.
منابع: کتاب «چهارده مقاله؛ مقاله سیزدهم (درمان سیگار)»، فایل صوتی «سیگار و جایگزینی»، «سدخونی مغز»، «ویلیام ۴-۱»، «جزوه جهانبینی»
نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر نصیبه (لژیون ویلیام)
رابط خبری: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نصیبه (لژیون ویلیام)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون هفتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
205