جلسه دهم از دوره دوم سری کارگاه آموزشی خصوصی همسفران آقا نمایندگی خواجو، با استادی مسافر مجید، نگهبانی؛ همسفر عباس و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه: "دخانیات( سیگار ، قلیان ، ناس ، پیپ ، ویپ)" روز شنبه ۹ خرداد ماه۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
.png)
از ایجنت، نگهبان و مرزبانان شعبه همسفران آقا خواجو صمیمانه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز «سیگار» است؛ موضوعی بسیار مهم، بهویژه در کنگره ۶۰ که درمان سیگار و سایر دخانیات، بخشی از مسیر درمان و بازسازی انسان محسوب میشود. همسفران آقا نیز از آتشی که اعتیاد در زندگی ما به پا کرد، بینصیب نماندند و آسیبهای فراوانی را متحمل شدند. اما لطف خداوند شامل حال ما شد و درمانی که بهوسیله آقای مهندس دژاکام در کنگره ۶۰ ارائه شد، توانست مسیر آرامش و رهایی را پیش روی ما قرار دهد.
دردی که میان بسیاری از ما مشترک است، درد اعتیاد است؛ دردی مخرب، ویرانگر و آسیبزننده که زندگی فرد و خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد. یکی از مهمترین دروازههای ورود به اعتیاد، مصرف دخانیات است.
اگر به حدود ۳۸ یا ۳۹ سال پیش برگردم، زمانی که جوان بودم، مانند بسیاری از جوانان، برای نخستینبار در سالهای ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸، همزمان با دوران جنگ، مصرف سیگار را آغاز کردم. آن زمان، با یک تفکر غلط که در جامعه رواج داشت، سیگار کشیدن را نشانه بزرگ شدن، استقلال یا حتی نوعی شخصیت و بلوغ میدانستند. متأسفانه من نیز تحت تأثیر همین نگرش اشتباه، وارد این مسیر شدم.
امروز، با دانایی و آموزشهایی که در کنگره ۶۰ کسب کردهام و با تجربهای که پس از سالها مصرف مواد مخدر و سیگار به دست آوردهام، بارها با خودم فکر میکنم که ایکاش این آگاهیها را در آن زمان داشتم. اینجاست که اهمیت و نعمت کنگره ۶۰ را بیشتر درک میکنم.
فرقی نمیکند در چه سن و سالی باشیم؛ مهم این است که قدر این فرصت را بدانیم. امروز ما در جایی حضور داریم که آموزش میگیریم، سیستم ایکس را میشناسیم، با عملکرد مغز، سد خونی مغزی و سیستم فیزیولوژی بدن آشنا میشویم تا ناآگاهانه، مانند من، با دستان خود به جسم و روانمان آسیب نزنیم.
مصرف سیگار من در ابتدا بهصورت تفریحی آغاز شد؛ اما نهتنها مشکلی را حل نکرد، بلکه مشکلات فراوانی را نیز به زندگیام اضافه کرد. امروز، پس از گذشت سالها، میدانم چه آسیبهایی به جسم، روح و روان من وارد کرده است. سیگار و سپس اعتیاد، جهانبینی تاریکی پیرامون من ایجاد کرد؛ تا جایی که از انسانی که میتوانست برای جامعه، خانواده و خودش مفید باشد، فردی وابسته و گرفتار ساخت.
به همین دلیل، دوباره تأکید میکنم که سیگار، یکی از مهمترین دروازههای ورود به اعتیاد است.
متأسفانه در جامعه ما آسیبشناسی این موضوع کمتر مورد توجه قرار میگیرد. ما پدر، برادر یا عزیزی را میبینیم که در دام اعتیاد گرفتار شده؛ اما در عین حال، مصرف سیگار، ویپ، قلیان و انواع دخانیات در میان نسل جدید، به شکلهای مختلف عادیسازی میشود.واقعیت این است که شرکتهای تولیدکننده دخانیات به دنبال تجارت هستند. آنها برای بقا، نیاز به مشتری جدید دارند؛ بنابراین با تغییر ظاهر، طعم، بستهبندی و حتی معرفی محصولات جدید مانند قلیانهای مدرن یا سیگارهای الکترونیکی، تلاش میکنند خود را با سلیقه نسل جدید هماهنگ کنند.
من سالهاست که از این مسیر فاصله گرفتهام؛ اما هنوز هم هر روز میبینم که این دام چگونه در برابر خانوادهها گسترده شده است. وقتی خانوادهای را میبینم که دور یک قلیان جمع شدهاند و آن را تفریح و خوشی میدانند، بهجای آنکه سلامت و آرامش را انتخاب کنند، ناآگاهانه آسیب را به سفره زندگی خود دعوت میکنند.این اتفاق بهخاطر ندانستن است؛ چون هنوز بسیاری از ما ماهیت واقعی آسیبها را نمیشناسیم. آقای مهندس دژاکام بارها این موضوعات را برای ما روشن کردهاند که همه انواع دخانیات آسیبزننده هستند؛ نام، طعم، رنگ، شرکت سازنده یا شکل مصرف آن چه باشد؛ سیگار، قلیان، ویپ، یا هر شکل دیگر فرقی نمیکند.
اگر دخانیات را جدا از مبحث اعتیاد بررسی کنیم، باز هم با موضوعی بسیار خطرناک روبهرو هستیم؛ زیرا میتواند آرام و تدریجی، سنگر به سنگر، جسم انسان را تسخیر کند و در نهایت مرگ را به او هدیه دهد.من خودم سالها مصرفکننده سنگین سیگار بودم؛ روزی سه پاکت سیگار مصرف میکردم و تخریبهای سنگینی را تجربه کردم. به یاد دارم روزی در شعبه شیخبهایی، با کیسهای از داروها و اسپریها حضور پیدا میکردم تا فقط بتوانم یک جلسه را تحمل کنم. اینها نتیجه سالها تخریب بود.
خداوند انسانی را از عمیقترین تاریکیها بیرون میآورد و مسیر روشنایی را نشان میدهد. لطفی که آقای مهندس دژاکام در حق ما کردند، این بود که راه درمان، سلامتی و رهایی را به ما نشان دادند.
امروز نمونههای فراوانی وجود دارد از افرادی که شدیدترین نوع مصرف مواد مخدر و سیگار را داشتهاند، اما اکنون بدون سختی، بدون وابستگی و با آرامش زندگی میکنند. این یعنی بینیازی مطلق از مواد مخدر و سیگار؛ و این همان روش درمان واقعی است.موضوع مهمی که میخواهم به آن اشاره کنم این است که اشتباه کردن انسان، مسئله عجیبی نیست. همه انسانها ممکن است اشتباه کنند؛ اما نقطه رشد و پرواز انسان زمانی است که از اشتباهاتش درس بگیرد و آنها را تکرار نکند. انسان میتواند حتی از تاریکترین نقطه زندگی خود برخیزد، خود را آزاد کند و به رهایی برسد.در پایان قدر این جایگاه را بدانید؛ برای شکلگیری چنین فضایی زحمات بسیاری کشیده شده است. افراد زیادی تلاش کردهاند تا شعبههای بیشتری ایجاد شود و خانوادههای بیشتری که در آتش اعتیاد میسوزند، بتوانند به این مسیر متصل شوند، آموزش بگیرند، جسم و روان خود را پالایش کنند و به آرامش برسند.برای همه شما آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم جلسات آینده را پرشورتر، پربارتر و با حضور گستردهتر شما ببینم. ما هرکدام حامل یک پیام و سفیر یک راه هستیم؛ راهی برای نجات انسانهایی که در دام اعتیاد گرفتارند یا خانوادههایی که از آن رنج میبرند.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، صمیمانه سپاسگزارم.
.png)
تصاویری از آزمون حضوری


تایپ، ویرایش: همسفر امین لژیون اول
تصویر: همسفر فرزاد لژیون دوم
گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
142