English Version
This Site Is Available In English

فکر می‌کردم امکان ندارد بتوانم بدون سیگار زندگی کنم

فکر می‌کردم امکان ندارد بتوانم بدون سیگار زندگی کنم

چهارمین جلسه از دور چهلم و دوم کارگاه ‌های آموزشی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 ، نمایندگی ایمان با استادی راهنمای محترم مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ)» در روز شنبه 9 خرداد ماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر. خدا را شکر که پس از مدت‌ها این فرصت فراهم شد تا در جلسه کارگاه عمومی در خدمت شما عزیزان باشم. از آقای علی‌اکبر ایجنت محترم نیز تشکر می‌کنم چون دستور جلسه دخانیات است و از آنجایی که من راهنمای درمان سیگار هستم، این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا امروز چند دقیقه‌ای در خدمت شما باشم. من نزدیک به ۱۷ سال مصرف‌کننده سیگار بودم. از زمانی که به یک سیگاری واقعی تبدیل شدم، علاقه شدیدی به سیگار داشتم.

زمانی که وارد کنگره شدم و درمان مواد مخدر را آغاز کردم، در آن دوره برای شروع درمان سیگار باید حتماً به سفر دوم می‌رسیدیم. اواخر سفر اول اجازه داده شد افرادی که ۹ ماه از سفرشان گذشته است، درمان سیگار را آغاز کنند، اما آن زمان برای من سخت بود و با خودم گفتم فعلاً بگذار درمان مواد تمام شود، بعداً در سفر دوم به سراغ درمان سیگار می‌روم. وقتی وارد سفر دوم شدم، چندین بار برای درمان سیگار اقدام کردم اما موفق نشدم.

بعدها که کمک‌راهنما شدم، آقای مهندس تأکید کردند افرادی که قصد خدمت دارند و می‌خواهند شاگرد تربیت کنند، حتماً باید درمان سیگار را نیز انجام دهند. با این حال، من هنوز اقدامی نمی‌کردم، چون با خودم فکر می‌کردم هیچ‌کس به اندازه من سیگار را دوست ندارد. من حتی اگر نیمه‌شب به هر دلیلی از خواب بیدار می‌شدم، قبل از هر کاری سیگار می‌کشیدم.

صبح‌ها نیز اولین کاری که انجام می‌دادم کشیدن سیگار بود. واقعاً وابستگی شدیدی به آن داشتم. اما پس از شش سفر ناموفق، به این نتیجه رسیدم که یا باید درمان را انجام دهم یا پنهانی سیگار بکشم؛ در حالی که چگونه می‌توانستم به اعضای لژیون آموزش بدهم، در صورتی که خودم به گفته‌هایم عمل نمی‌کردم؟! به همین دلیل تصمیم گرفتم این بار با جدیت بیشتری وارد درمان شوم.

زمانی که درمان سیگار را آغاز کردم، فشار روانی من کمتر شد و با جدیت ادامه دادم. وقتی به انتهای سفر رسیدم و رهایی سیگار را گرفتم، واقعاً باورم نمی‌شد. همیشه فکر می‌کردم امکان ندارد بتوانم بدون سیگار زندگی کنم. تصور می‌کردم بعد از غذا، در سفر، در جاده یا در موقعیت‌های مختلف، حتماً باید سیگار می‌کشیدم و اصلاً روزی را بدون سیگار نمی‌دیدم اما امروز واقعاً هیچ حسی نسبت به سیگار ندارم. همان‌طور که آقای مهندس می‌گویند، درمان زمانی اتفاق می‌افتد که احساس فرد نسبت به ماده مصرفی تغییر کند.

اکنون احساسی که نسبت به سیگار دارم، شبیه احساسم نسبت به یک حبه قند است؛ نه اشتیاقی وجود دارد و نه کششی.یکی از دلایلی که بعدها راهنمای درمان سیگار شدم، این بود که خودم تجربه‌های زیادی از ترک‌های ناموفق داشتم. بارها سیگار را کم کرده بودم، نصف کرده بودم، از آدامس استفاده کرده بودم و روش‌های مختلفی را امتحان کرده بودم، اما نتیجه‌ای نگرفته بودم. به همین دلیل خواستم این تجربه را نیز به دانسته‌هایم اضافه کنم و پایه‌های درمان خود را محکم‌تر سازم. واقعاً برای مسافران سفر اول فرصت بسیار خوبی است که هم‌زمان با درمان مواد، درمان سیگار را نیز آغاز کنند.

کسانی که این تجربه را داشته‌اند، می‌دانند که حال بهتری دارند، خماری کمتری را تجربه می‌کنند و روند درمان برایشان پایدارتر می‌شود. در واقع جایگزینی به شکل صحیح انجام می‌شود. بعضی افراد تصور می‌کنند درمان سیگار بیشتر جنبه ذهنی دارد. من هم زمانی همین فکر را می‌کردم. می‌دیدم عده‌ای به راحتی درمان می‌شوند و با خودم می‌گفتم چرا من این‌قدر سختی می‌کشم؟ اما بعدها متوجه شدم موضوع فقط ذهن نیست. همان‌طور که گفته می‌شود، جسم و جهان‌بینی هر دو اهمیت دارند و جسم سهم بسیار مهمی در این فرآیند دارد.

زمانی که نیکوتین از طریق سیگار وارد بدن می‌شود، بخشی از فرآیندهای طبیعی بدن تحت تأثیر قرار می‌گیرد و تولید برخی مواد کاهش پیدا می‌کند. از طرفی عمر نیکوتین در بدن کوتاه است و فرد مرتباً نیاز به مصرف مجدد پیدا می‌کند. در درمان سیگار، با استفاده از آدامس نیکوتین، هزاران ماده سمی و گازهای مضر موجود در دود سیگار حذف می‌شود و نیکوتین به شکل خالص و کنترل‌شده در اختیار بدن قرار می‌گیرد تا فرآیند سازگاری به‌درستی انجام شود.

نکته مهم، همین سازگاری است. همان‌طور که فردی که به مصرف تریاک به روش دودکردن عادت داشته، در ابتدا مصرف خوراکی را متفاوت می‌بیند، در درمان سیگار نیز نیکوتین به جای جذب از طریق دستگاه تنفسی، از طریق دستگاه گوارش جذب می‌شود و بدن به مرور با این شرایط جدید سازگار می‌گردد. به دوستانی که هنوز درمان سیگار را آغاز نکرده‌اند پیشنهاد می‌کنم حتماً این سفر را شروع کنند و عزیزانی که شروع کرده‌اند اما جدیت کافی ندارند، با اراده بیشتری ادامه دهند. همه این تلاش‌ها در نهایت برای سلامت خود ماست. من خودم زمانی، به این قانون که برای خدمت باید درمان سیگار انجام شود، انتقاد داشتم، اما امروز به اهمیت آن پی برده‌ام. همین هفته گذشته یکی از اقوام ما که مصرف‌کننده سیگار بود، فوت کرد. یکی از اعضای لژیون نیز به دلیل مشکلات جسمی و اضافه وزن از دنیا رفت. این اتفاق‌ها به ما یادآوری می‌کند که باید بیش از پیش به سلامت خود اهمیت بدهیم.

پدربزرگ من تا ۸۶ سالگی زندگی کرد و یک روز بعد از صرف ناهار خوابید و دیگر بیدار نشد. او سیگاری بود و در کودکی الگوی من محسوب می‌شد و من فکر میکردم چون پدربزرگم تا این سن سیگار میکشید، پس سیگار دلیل اصلی مرگ کسی نیست اما واقعیت این است که چنین مواردی استثنا هستند. بسیاری از بیماری‌ها و مشکلات جسمی که امروزه مشاهده می‌کنیم، ارتباط مستقیمی با مصرف سیگار و سبک زندگی ناسالم دارند بنابراین بهتر است بیش از گذشته به سلامت جسم و روان خود اهمیت بدهیم.
از توجه شما بسیار سپاسگزارم.

تایپ: مسافر مهدی
عکاس خبری: مسافر امیر
ویرایش و ارسال: مسافر امیر و مسافر مهدی
گروه خبری سایت نمایندگی ایمان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .